دیدگاه وهابیت پیرامون امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه)

  • 1398/01/28 - 20:15
کارشناس شبکه وهابی وصال حق در برنامه «آن روی سکه» مدعی شد که عقیده به ظهور مبارک حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) از مختصات شیعه بوده و تمام منابع و مدارک آن هم مربوط به آنان است و راویان روایات مربوط به ظهور نیز همه دانشمندان و بزرگان و علمای شیعه هستند. در پاسخ به این مدعا باید گفت: عقیده به ظهور مبارک حضرت مهدى (علیه السلام) از مختصات شیعه و منحصر به شیعه نیست و بسیارى از فرقه‌هاى اسلامى در این عقیده و مرام با هم اتفاق نظر دارند و آن را جزء عقاید قطعى و مسلم خود مى‌دانند.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ محمد انصاری کارشناس شبکه وهابی وصال حق در برنامه «آن روی سکه» مدعی شده که عقیده به ظهور مبارک حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) از مختصات شیعه بوده و تمام منابع و مدارک آن هم مربوط به آنان است و راویان روایات مربوط به ظهور نیز همه دانشمندان و بزرگان و علمای شیعه هستند.

در پاسخ به این مدعا باید گفت: عقیده به ظهور مبارک حضرت مهدى (علیه السلام) از مختصات شیعه و منحصر به شیعه نیست و بسیارى از فرقه‌هاى اسلامى در این عقیده و مرام با هم اتفاق نظر دارند و آن را جزء عقاید قطعى و مسلم خود مى‌دانند.
ایمان و عقیده به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) در اسلام به قدرى اصیل و ریشه دار و با اهمیّت است که از دیدگاه دانشمندان و بزرگان اهل سنّت نیز مانند شیعیان یکى از ضروریّات دین مبین اسلام به شمار مى‌رود و منکر آن از آیین اسلام بیرون است.
در این‌باره علماى اهل سنّت  از پیامبر گرامى اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) روایت کرده‌اند که آن حضرت فرمود: «من کذّب بالمهدی فقد کفر.[1] هرکس مهدى (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) را انکار کند به راستى کافر است.»
گروهى از علماى اهل سنّت به مضمون این حدیث فتوا داده‌اند، و در این باب، شیخ سلیمان قندوزى حنفى، از جابر بن عبداللّه انصارى روایت کرده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «من أنکر خروج المهدیّ فقد کفر بما اُنزل على محمّد صلّى اللّه عليه و آله.[2] هر که ظهور مهدى (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) را انکار کند، به آنچه بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله نازل شده، کفر ورزیده است»

احادیث حضرت مهدى(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) علاوه بر کتب شیعه در بسیارى از کتب معروف اهل سنّت نیز آمده است، در اکثر این کتاب‌ها، از اوصاف و خصوصیّات نسبى و زندگى حضرت مهدى(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) علایم ظهور، محلّ بیعت، تعداد اصحاب، مکان ظهور و دیگر ابعاد مربوط به آن حضرت نیز سخن رفته است.
در باب احاديثى كه درباره امام مهدى (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) رسيده است، به سند خود، از «عاصم بن بهدله» از «زرّ» از «عبد الله» روايت كرده است كه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: دنيا به پايان نمى‌‏رسد مگر اينكه مردى از خاندانم كه همنام من است، رياست تامّه عرب را بر عهده مى‏‌گيرد.[3]
«ترمذى» در همان باب، اين حديث را از حضرت على عليه السلام، «ابو سعيد»، «ام سلمه» و «ابو هريره» نقل كرده است.
مؤلف گويد: «ترمذى» حديث مذكور را به طريق ديگرى آورده است كه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: مردى از خاندانم كه همنام من است، امور عرب را به عهده مى‌‏گيرد. در اين روايت بجاى «يملك»، «يلى»، آمده است.
از «عاصم» نقل مى‏‌كند كه «ابو صالح» از «ابو هريره» روايت كرده است كه اگر از عمر جهان، حتّى بيش از يك روز نمانده باشد، خداى تعالى همان يك روز را چنان طولانى مى‏‌سازد، تا مهدى (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) ظهور كند و امور عالم را عهده‏ دار گردد.
«ابو داود» اين حديث را در كتاب «صحيح» در بخش احوال مهدى (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه)، مجلد بيست و هفت، و «ابو نعيم» و «احمد بن حنبل» در مسند آورده‌‏اند. و «احمد حنبل» مى‌‏گويد: رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: قيامت برپا نمى‌‏شود مگر آنگاه كه مردى از خاندانم كه همنام من است ظهور كند و در صفحه 376 گفته است: روزها به شب نمى‌‏رسد و روزگار منقضى نمى‌‏شود مگر آنگاه كه مردى از خاندان رسول اكرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) امور عرب را به عهده بگيرد. و در صفحات 377 و 430 و 448 همين روايت را متعرض است و «خطيب بغدادى» در [تاريخ بغداد 4/ 388] به نقل اين حديث پرداخته است.[4][5]
چنين آورده است كه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) مى‌‏فرمود: مردى از خاندانم كه همنام من و در اخلاق و رفتار مثل من است، ظهور مى‏‌كند و دنيا را پر از عدل و داد مى‏‌كنند، در حاليكه لبريز از ظلم و جور شده است. «طبرانى» اين حديث را ذكر كرده است.[6]
به سند خود، از «حذيفه» روايت دارد كه رسول اكرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: اگر از عمر دنيا، جز يك روز باقى نماند، خداى تعالى همان يك روز را آنچنان طولانى مى‌‏سازد، تا مردى از فرزندانم كه همنام من است ظهور نمايد. «سلمان» كه حضور داشت، پرسيد: حضرت مهدى از صلب كداميك از فرزندان شماست؟ رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) دست بر پشت حسين عليه السلام نواخت و فرمود: از صلب اين فرزندم.[7]

حال با ذکر این روایات در مورد اهمیت و جایگاه مهدویت در اسلام، ادعای جالب شیخ وهابی شنیدنی است.
از عدنان عرعور، شیخ سلفی سوری که مقیم عربستان است فیلم ویدیویی جدیدی روی اینترنت منتشر شده است که در آن فیلم این مفتی فتنه‌گر و تندرو سلفی آرزو می‌کند از سربازان ارتش "سفیانی" باشد، همان کسی که در اوایل عصر ظهور به نبرد با حضرت امام مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) خواهد رفت. عدنان عرعور، شیخ سلفی سوری که مقیم عربستان است، در سخنانی از تریبون تبلیغاتی خود موسوم به شبکه "شذا" گفت: امیدواریم انشاء الله زیر لوای پرچم لشکر سفیانی باشیم.
سفیانی ازفرزندان یزید بن معاویه بن ابوسفیان  لعنة الله علیهما است. در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) آمده است که فرمود:«آنگاه که خورشید به مغرب خود نزدیک می‌شود، کسی از مغرب فریاد می‌زند: ای مردم، مولای شما در بیابان خشک (بیدا) ظهور کرد و اوعثمان بن عنبسه ازفرزندان خالد بن یزید بن معاویه بن ابوسفیان است. با اوبیعت کنید تا هدایت شوید و با اومخالفت نکنید که گمراه می‌شوید. پس ملائکه و جن او را تکذیب می‌کنند. هرآن‌ که درشک وتردید است و هر کافر و منافقی با ندای او گمراه می‌شود».

شیخ صدوق از ابو منصور البحبی نقل کرده است که می‌گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره اسم سفیانی سؤال کردم، فرمود: «تو را با اسمِ او چه کار؟ هر گاه مناطق پنج‌ گانه شام: دمشق، حمص، فلسطین، اردن و حلب را تصرف کرد، منتظر فرج باشید.» گفتم: آیا 9 ماه این را در تصرف دارد؟ فرمود: «خیر بلکه تصرف او 8 ماه است که یک روز هم بر آن اضافه نمی‌شود.»
بعد از این‌ که سفیانی تسلیم پیشنهاد اطرافیان خود می‌شود، درمقابل امام مهدی (علیه السلام) می‌ایستد و آن حضرت (علیه السلام) را به مبارزه می‌خواند. پس امام مهدی (علیه السلام) او را از جنگ بیم می‌دهد. اما سفیانی بر جنگ علیه امام (علیه السلام) پا فشاری می‌کند. بدین ترتیب بین لشکر سفیانی و لشکر امام (علیه السلام) جنگی در می‌گیرد، که پیروز آن مهدی (علیه السلام) است. حکمرانی سفیانی پایان می‌یابد و اسیر می‌شود و امام (علیه السلام) او را به درک واصل می‌کند. و این گونه امام (علیه السلام)  بر عراق مسلط می‌شود.

پی‌نوشت:

[1]. عقد الدرر، ص 157؛ منتخب الاثر، ص 149؛ البرهان، ص 170، باب 12، ح 2.
[2]. ینابیع المودّه، ج3، ص108، باب78، ح1 از کتاب فرائد السمطین، ج 2، ص 334.
[3]. صحيح ترمذى 2/ 36.
[4]. حلية 5/ 75] و «احمد بن حنبل» در مسند 1/ 376.
[5]. تاريخ بغداد 4/ 388 .
[6]. كنز العمال 7/ 188.
[7]. ذخائر العقبى ص 136.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.