براندازی بهائیت
عبدالبهاء از بهائیان خواست تا در قبال انقلابهای ایران، جانب بیطرفی را گرفته و در هیچ فتنه و فسادی مشارکت نکنند. اما وقتی به تاریخ کوتاه بهائیت مینگریم، چیزی جز مداخلة همراه با دورویی و خیانتِ بهائیت نمیبینیم. از زمان قاجار و جریان مشروطهخواهی گرفته تا پهلوی و جمهوری اسلامی، بهائیان نه ساکت نشستند و نه به نفع ایران گامی برداشتند.
عبدالبهاء در بزنگاه مشروطه، اقدام به توزیع بینام رساله مدنیه و سیاسیه خود میکند؛ تا در آینده، حکومت ایران به هر سمت رفت، آن را پیشبینی و روش صحیح خود معرفی کند. تزویر و دورویی عبدالبهاء، آنجایی بیشتر نمایان میشود که این پیشوای بهائی در این دو رساله، یکجا از حکومت بر مبنای دین دفاع کرده و در جایی دیگر، به شدّت با آن مقابله میکند!
هرچند از فعالیتهای اجتماعی و یا تحصیلی بهائیان، به خاطر باورشان جلوگیری نمیشود، اما در مراکز فرهنگی و جامعهسازی، باید با بینشی باز و تدبیری مناسب عمل شود تا زمینه برای اجرای نقشههای براندازی سیاسی و استحاله فرهنگی بهائیت فراهم نگردد. تشکیلاتی که به براندازی سیاسی در ایران اکتفا نکرده و از استحاله فرهنگی و محو اسلام در ایران سخن میگوید.
رسانه آسو به عنوان زبان حرفهای مگوی بهائیت، در راستای سیاستهای بیت العدل، هدف براندازی سیاسی و استحاله فرهنگی در ایران را دنبال میکند. این رسانه اعتراف دارد که هدفش نه فقط سرنگونی نظام، بلکه اسلام زدایی و دگرگونی فرهنگی در ایران است. چرا که پیش نیاز ایجاد حکومت موعود بهائیت، دگرگونی فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و دینی در ایران است.
بهائیت تا زمانی یک حرکت را مردمی و خود را ملزم به دفاع از آن میداند که در راستای منافعش باشد؛ هر زمان هم که منافع خود را بر خلاف مردم بیند، خود را قانونمدار، مطیع حکومت و معترضین را اراذل و اوباش میخواند و از سرکوب آنان حمایت میکند!
ساختن ایرانی سکولار نه پیشگویی پیشوایان بهائی، بلکه طرح ریزی و هدف بهائیت برای تصاحب حکومت ایران است. چرا که بهائیت می داند سلطه بر جامعه اسلامی، ظلم ستیز و آزادی خواه ناممکن است و مگر در جامعه ای سکولار است که بتواند حکومت خود را پی ریزی کند.
امام جمعه زاهدان با حمایت از بهائیان، مدعی سرکوب برخی افراد بخاطر عقایدشان در ایران شد. این در حالیست که جدای از الحادی بودن بهائیت و حمایت این امام جمعه اهل سنت، بنابر قانون اساسی، حقوق انسانی تمامی اقلیّت ها تا زمانی که علیه اسلام و کشور توطئه نکنند محترم شمرده شده است. پس این سخنان مولوی عبدالحمید برآمده از ناآگاهی یا غرض ورزی ایشان است؟!
تشکیلات بهائیت در این دوره آشوب ها با اسم رمز «مشارکت در اصلاح»، بهائیان را مجاز به فعالیت و ایفای نقش ضدحکومتی کرد. اما این سازمان و بهائیانی که از هیچ تلاشی برای پیاده سازی طرح براندازی نرم در کشور دریغ نمی کنند، در نظر عبدالبهاء پست فطرت و حزب شیطان هستند.
تشکیلات بهائیت از یک سو به اسم آزادی موج حکومت ستیزی در ایران به راه می اندازد و از سویی دیگر پیروانش را از حضور مستقیم میان معترضین باز می دارد. تشکیلات بهائیت با اتخاذ این سیاست، آموزه های بهائی در نهی از آزادی خواهی را زیرپای می گذارد تا خود را در ردیف معترضین قرار دهد. هنگام احساس خطر هم پشت همان ها که فریب داده یا بر آتششان سوخت ریخته را خالی می کند!
فوت مهسا امینی بهانه ای شد تا سازمان بهائیت و بهائیان سازمانی با آتش افروزی، ثمره سال ها کاشت سیاست گفتمان نفرت را به همراه هم قطاران خود، در کف خیابان ها برداشت کنند . اما به راستی تشکیلاتی که در راه براندازی، حتی اصول مکتوب خود را زیر پای می گذارد، چگونه قابل اعتماد است و بهائیان معتقد، چه توجیهی برای پیروی از آن دارند؟!
محفل بهائیت در استرالیا به جای زیرپا گذاشتن حکم پیشوایان خود، دخالت در امور ایران و اظهار نظر پیرامون حقوق بشر و زن، بهتر است ابتدا نیم نگاهی به سوابق سیاه و دیدگاه منفی کشور و مسلک خود به این مسائل داشته باشند تا با اغراض سیاسی جمهوری اسلامی را متهم نکنند!
مؤسسه توانا که با بنیانگذاری و مدیریت یک بهائی، از طرفداران سفت و سخت تحریم و جنگ علیه ایران است، با اجاره صفحه مهناز افشار به دنبال آنست که فعالیت های ضدانقلابی و براندازی خود در ایران را در مقیاس گسترده تری به پیش ببرد. مؤسسه توانا و تشکیلات بهائیت با اسم و رسمی متفاوت اما رویکردی یکسان، پروژه براندازی جمهوری اسلامی را دنبال می کند.
رسانه بهائی که به اسم آزادی و به بهانه فوت مهسا امینی مردم را به آشوب علیه حکومت فرا می خواند که پیامبرنمای بهائیت از آزادی خواهی نهی کرده و آن را مصداق حیوانیت می دانست! دعوت به آزادی خواهی از رسانه بهائی در حالی صورت می گرفت که پیامبرنمای بهائیت آزادی را در پیروی از اوامر خود و امرش را مساوی با اطاعت محض از حکومت معرفی کرد!
در پاسخ به اینکه آیا از ابتدای شکل گیری بهائیت، بحران های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عامل گرایش به بهائیت و بهائی شدن افراد شده یا خیر، دو فرض قابل تصور است. اگر میان گرایش به بهائیت و بهائی شدن تفاوت قائل شویم، این عوامل شاید بتواند گرایش به بهائیت را افزایش دهد؛ اما هیچگاه نمی تواند عامل شیوع بهائیت به معنای باور قلبی به آن شود.