براندازی بهائیت
تشکیلات بهائیت با خط و نشان کشی برای جمهوری اسلامی خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط متهمینش در ایران می شود. اما چگونه می توان باور به بهائیت را در ایران جرم دانست در حالی که اکثر قریب به اتفاق بهائیان در ایران آزادانه زیست می کنند؟! و چگونه میتوان شعار نوع دوستی بهائیت را پذیرفت در حالی که هیچ گامی در دفاع از غیربهائیان برنداشته است!
مرداد سال 57 بود که تشکیلات بهائی با دستور به تقیه، رعایت احتیاط و حمایت و همکاری با رژیم پهلوی، استراتژی خود را برای رویارویی با انقلابیون اعلام کرد. اما علت ترس و تکاپوی تشکیلات بهائیت از احتمال انقلاب در ایران، از آن جهت بود که مبادا اقتدارش در ایران از بین رود و آتشی که بواسطه ظلم ها و خیانت هایش افروخته بود دامنش را بگیرد!
تشکیلات بهائیت دریافته بود، آتشی که در زمان رژیم پهلوی با ظلم و فساد در دل توده مردم افروخته بود، هر لحظه امکان گرفتن دامن ناپاکش را داشت. از این رو بر خلاف اصل ممنوعیت پنهان کاری، در مرداد ماه 1357، اعضایش را در ایران به رعایت احتیاط، پنهان کاری و حمایت همه جانبه از دیکتاتوری پهلوی فراخواند.
تشکیلات بهائیت در جریانسازی اخیر خود برعلیه جمهوری اسلامی، حتی از حمایت بهائیان ایران نیز برخوردار نشد. اما بهائیتی که با هدف برچیدن مذهب شیعه تشکیل شده و برای براندازی نظام جمهوری اسلامی تلاش میکند، چگونه میتواند تقاضای تریبون رسمی در کشور داشته باشد. از طرفی آیا نقد بهائیت بر خلاف شعار تحری حقیقت این فرقه است؟!