رنجهای امیرالمؤمنین و نشناختن قدر و منزلت ایشان
تاریخ اسلام مینویسد و خود گواه بر این موضوع است که زندگی امیرالمومنین، علی (علیهالسلام) سرشار از جانفشانیها و درد و رنجهایی است که آن حضرت در راه رضای پروردگارش به جان خرید، و این بدان معناست که در حقیقت با هیچ کس، حتی صحابه پیامبر اکرم هم قابل مقایسه نیست. او مصداق بسیاری از احادیث مختلف و متواتر از پیامبر اکرم است که در کتب اهل سنت بیان شده است؛ ازجمله نقل شده است که پیامبر فرمود: «دوستی با او، دوستی با من و دوستی با من، دوستی با خداست، خشم و غضب او، خشم و غضب من و خشم و غضب من، خشم و غضب خداست.»[1]
کسیکه در هیچ مبارزهای، پشت به دشمن نکرد و در همه حال، حق با او و او با حق بود و هر کجا حضور داشت، حق بر محور وجودی او میچرخید.[2]
کسیکه در محراب عبادت، زاهدترین افراد بعد از رسول خدا بود و در امورات حوادث دنیایی، مثل «جریان لیله المبیت»، این فرشتگان آسمانها بودند که به او فخر و مباهات میکردند.[3]
کسیکه دوست و دشمن اعتراف دارند که او از همه داناتر، بافضیلتتر، شجاعتر بوده است.
او همگام با رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) پیش میرفت، چرا که رسول خدا در راه نزول قرآن مبارزه کرد و او نیز در مسیر تأویل و تفسیر آن تلاش کرد و به جنگ و نبرد با دشمنان دین اسلام پرداخت.
او کسی بود که از دوران کودکی و تا رحلت پیامبر عظیم الشأن اسلام در کنار رسول خدا، چون پروانه چرخید و نخستین ایمان آورنده به حضرتش بود و ایشان را تصدیق کرد.[4]
او تنها کسی بود که در واقعه «وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ.[شعراء/214] و اقوام نزدیک خود را هشدار بده» همراهی خود را به پیامبر اعلام کرد؛ آن هنگام که پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) اقوام خود را جمع کرد و بعد از صرف طعام، رسالت خود را آشکار کرد و از ایشان یاری و کمک خواست، اما کسی پاسخ پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را نداد، تا اینکه او برخاست و دعوت پیامبر خدا را لبیک گفت و رسول خدا هم فرمود: «-ای علی!- تو برادر و جانشین و وصی پس از من هستی؛ ای مردم! سخن او را بشنوید و از او اطاعت کنید.»[5]
او قهرمان جنگهای صدر اسلام، از بدر، احد، احزاب، و خیبر و ... بود، کسیکه قاتل سران کفار مشرکین و پرچمدار بیبدیل پیامبرش بود.
او کسی بود که رخدادهای تاریخ صدر اسلام، یکی پس از دیگری بهوجود میآمد و ایشان بود که همواره با حماسههایی که میآفرید و فضائل بیشماری که داشت، بر دیگر اصحاب رسول خدا پیشی میگرفت.
او در همهجا چه قبل و چه بعد از ظهور اسلام، حضوری چشمگیر داشت که میتوان به این موارد اشاره کرد:
دوران کودکی در دامن رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) رشد و نمو کرد؛
در غار حرا با پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) به عبادت مشغول شد و همراه ایشان نماز میگذارد؛
در انذار اقربین دعوت پیامبر را لبیک گفت؛
در لیله المبیت به جای پیامبر خوابید؛
جزء مهاجرین از مکه به همراه فواطم بنیهاشم (یعنی تعدادی از زنان بنیهاشم که همه فاطمه نام داشتند، ازجمله دختر پیامبر، حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها)) به طرف مدینه هجرت کرد.
در جنگ بدر و احد و خندق و دیگر غزوات جنگهای پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) قهرمان بیبدیل بود.
در روز حدیبیه و فتح مکه هم دارای سوابق درخشانی بود.
بعد از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)، خلافت که حق مسلّم او بود، از ایشان غصب گردید و اهل بیت پیامبر از سوی برخی از صحابه مورد هتک حرمت قرار گرفتند، تا جایی که همسرش در این راه دچار صدمات شدیدی شد و به شهادت رسید.
او نزدیک به 25 سال خلافت خلفا را تحمل کرد و حتی در جایی با عبارت عجیب، اوج مظلومیت خود را بیان کرد و فرمود: «صبرت و فی العین قذی و فی الحلق شجی.[6] صبر کردم، در حالیکه مانند کسی بودم که خار در چشم و استخوان در گلو دارد.» لذا سکوت کرد تا جان مسلمانان و آیین اسلام حفظ شود.
بعد از مرگ سه خلیفه، آنگاه نوبت به خلافت او رسید، اما باز قوم او از سر کینه و حقد، به دشمنی با او برخاستند و سه جنگ جمل، صفین، نهروان را بر او تحمیل کردند؛ کسانیکه پیامبر اکرم وقایعی که آنان بهوجود میآورند به حضرتش گوشزد کرد و آنان را به این نامها خواند: (ناکثین، قاسطین، مارقین)[7]
فلذا صحابه کجا؟! و حضرت علی (علیهالسلام) کجا؟!
در آنجایی که میفرماید: «فیالله و للشوری، متی اعترض الریب فیّ مع الاول منهم حتی صرت اقرن بهذه النظائر.[8] پناه بر خدا از این شورا، راستی کدام زمان بود تا مرا با نخستین فرد آنان مقایسه کنند که اکنون کارم به جایی رسیده که مرا همسنگ اعضای این شورا قرار دادند؟!»
و نهایتاً او در 19 رمضان سال 40 هجری، در محراب مسجد، در حال نماز، به شهادت رسید.
پینوشت:
[1]. معجم الکبیر، طبرانی، ج23، ص380. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
کنزالعمال، متقی هندی، طبع حلب، لبنان، ج11 ص622.
[2]. مستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، دار التاصیل، بیروت، لبنان، ج3 ص135.
[3]. شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، ج1 ص123.
[4]. سیره النبویه، ابن هشام، دار المعرفه، بیروت، لبنان، ج1 ص262.
[5]. تفسیر قرآن العظیم، ابن کثیر دمشقی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج6 ص151-153. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[6]. نهج البلاغه، سید رضی، موسسه علمی فرهنگی، تهران، ایران، خطبه 3 شقشقیه.
[7]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج13 ص183.
[8]. نهج البلاغه، سید رضی، موسسه علمی فرهنگی، تهران، ایران، خطبه 3 شقشقیه.

افزودن نظر جدید