آیا حضرت علی (ع) همان ذوالقرنین قرآن است؟

  • 1401/05/06 - 12:13
ذوالقرنین طبق قرآن در شرق و غرب زمین سِیر کرد و مدت‌ها در غیبت فرو رفت و پس از ظهور، «انسان» را نجات داد و اساساً دلیل ذکر داستان ذوالقرنین در قرآن، به همین جهت بوده که ذهن مسلمین، برای امر غیبت و ظهور، آماده و مهیا شود.
حضرت علی

در برخی روایات آمده که امیرالمؤمنین علی (ع) همواره به همراه انبیاء بوده و ذوالقرنین قرآن هم خودِ علی (ع) است. یعنی نور ایشان یا وجود مبارک ایشان (به هر طریقی که شاید ما درک نکنیم) در دنیا حضور داشتند. ما تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که این دست روایات را بر طاقچه امکان بگذاریم.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ در قرآن، حکایت سِیر آفاقی شخصی به نام ذوالقرنین ذکر شده که شوربختانه یک اقلیت، به اشتباه مدعی اند که این ذوالقرنین همان کوروش هخامنشی است.

مدعیانی که ادعا میکنند کوروش همان ذوالقرنین است، برای تحمیل ادعای خود به جامعه، از یک روش نادرست بهره بردند و آن هم تفسیر قرآن به وسیله تورات است. از سویی، محتوای استدلال آنان هم سراسر نادرست است. در مجموع، این ادعا که کوروش همان ذوالقرنین باشد، مصداق تفسیر به رأی است.

ما پیشتر توضیح داده بودیم که ذوالقرنین، ذوالقرنین است و او کسی است که صدها سال و بلکه حدود هزار سال پیش از کوروش و اسکندر و... می‌زیست و دلیل اینکه قرآن از ذوالقرنین سخن گفته، به این سبب بود تا مسئله غیبت منجی آخرالزمان برای مردم روشن شود، چون ذوالقرنین در غروبگاه خورشید غایب شد و در طلوع گاه خورشید دوباره ظهور کرد. همان طور که داستان اصحاب کهف (که سیصد و اندی سال در غیبت به سر بردند) به همین سبب در قرآن ذکر شد.

ذوالقرنین

به هر روی، ما برای فهم قرآن، 3 روش صحیح در پیش داریم:

- تفسیر قرآن به وسیله قرآن، چه اینکه قرآن، برخی آیاتش برخی دیگر را تفسیر می‌کند: القرآنُ بَعضُهُ يُفَسّرُ بَعضاً.(1)

- تفسیر قرآن به وسیله کلام پیامبر و اهل بیت، چه اینکه ایشان آموزگاران راستین قرآن و محل نزول وحی اند.(2)

- توجه به صریح قرآن، یعنی آنچه در متن قرآن، واضح و بدیهی است.

در ماجرای ذوالقرنین، ما تعدادی روایت داریم که در آن آمده، حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) همان ذوالقرنینِ امت پیامبر است. چنان که امیرالمؤمنین فرمودند که ذوالقرنین، مردم قوم خود را به حق دعوت کرد، اما مردم بر سرش ضربت زدند (و ذوالقرنین مظلوم واقع شد) و در میان امت محمد (صلی الله علیه و آله) نیز یک کسی مانند ذوالقرنین وجود دارد: «وَ فِيكُمْ مِثْلُهُ».(3) که منظور امیرالمؤمنین به خودشان است. یعنی من همانند ذوالقرنین، مظلوم واقع خواهم شد.

در این میان، برخی مدعی هستند که حضرت علی (علیه السلام) همان ذوالقرنین قرآن است. چه اینکه در قرآن آمده که خداوند به ذوالقرنین اختیار و اِذن آن داد که آدمیان را عذاب کند یا آنان را ببخشد (سوره کهف، آیه 86). به عبارتی، ذوالقرنین، قسیم النار و الجنة بود. یعنی قسمت کننده‌ی بهشت و دوزخ! و می‌دانیم که این از صفات حضرت علی (علیه السلام) است. (4)

از سویی دیگر در روایاتی آمده که حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: «أَنَا مُعَلِّمُ‏ سُلَيْمَانَ‏ بْنِ دَاوُدَ وَ أَنَا ذُو الْقَرْنَيْنِ‏ وَ أَنَا قُدْرَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏. (5) منِ (علی)، معلّم سلیمان هستم. من ذوالقرنین هستم. منم قدرت خداوند عزّ و جلّ.» و در روایتی دیگر به نقل از حضرت علی (علیه السلام) آمده که «أنا ذو القرنين‏ المذكور في الصحف‏ الأولى‏. (6) من ذوالقرنین هستم که در کتاب‌های پیشین آمده است.» و ایضاً در روایتی منسوب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمده: «بعث علي مع كل نبی سرا و بعث معی‏ جهرا (7) علی مخفیانه با همه انبیاء بود و آشکارا به همراه من برانگیخته شد».

معنی این دست روایات این است که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) همواره به همراه انبیاء بوده و ذوالقرنین قرآن هم خود علی (علیه السلام) است و ایشان در زمان خاتم الانبیاء محمد (صلی الله علیه و آله) به صورت علنی و آشکارا پا به عرصه حیات گذاشتند. در حالی که قبلاً هم نور ایشان یا وجود مبارک ایشان (به هر طریقی که شاید ما درک نکنیم) در دنیا حضور داشتند.

به هر روی ما نمی‌توانیم صد در صد بگوییم این روایات، صحیح یا غیر صحیح اند. بلکه می‌توانیم این روایات را بر طاقچه امکان قرار دهیم و بگوییم: ممکن است چنین باشد.

اما هر چه کنیم و هر جا برویم، حق نداریم با استفاده از علم ناقص خود درباره مصداق ذوالقرنین، رأی قطعی صادر کنیم. بلکه می‌دانیم ذوالقرنین طبق قرآن، در شرق و غرب زمین، سِیر کرد و مدت‌ها در غیبت فرو رفت و پس از ظهور، «انسان» را نجات داد و اساساً دلیل ذکر داستان ذوالقرنین در قرآن، به همین جهت بوده که ذهن مسلمین، برای امر غیبت و ظهور، آماده و مهیا شود.

پی‌نوشت:

1. محمد صالح مازندرانی، شرح الکافی، تحقیق ابوالحسن شعرانی، تهران: کتابخانه اسلامی، 1382 هجری قمری، ج 8، ص 95.
2. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، تحقیق علی اکبر غفاری، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1413 هجری قمری، ج 2، ص 610.
3. محمد بن مسعود عیاشی، التفسیر، تصحیح هاشم رسولی محلاتی، تهران: چاپخانه علمی، 1340، ج 2، ص 339. شیخ مفید، الاختصاص، تصحیح علی اکبر غفاری و محمود محرمی زرندی، بی‌نا، بی‌تا، ص 287. ملامحسن فیض کاشانی، الوافی، اصفهان: کتابخانه امام امیرالمؤمنین علی (ع)، 1406 هجری قمری، ج 3، ص 625-626.
4. شیخ كلينى، الكافي، تهران: دار الكتب الإسلامية، 1407 هجری قمری، ج ‏1، ص196.
5. علامه مجلسى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت: دار إحياء التراث العربي، 1403 هجری قمری، ج ‏26، ص 6.
6. حافظ رجب برسى، مشارق أنوار اليقين في أسرار أمير المؤمنين عليه السلام، بیروت: أعلمي، 1422 هجری قمری، ص 268.
7. حافظ رجب برسى، همان، ص 248.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.