اساس مکتب ابن تیمیه و وهابیت بر جسم بودن خداوند
فرقه وهابیت که بنیانگذار آن، محمد بن عبدالوهاب است، در قرن 12 هجری ظهور کرد؛ اساس و مبنای اعتقادی این فرقه، برگرفته از مکتب ابن تیمیه حرّانی است که در قرن 8 هجری میزیست و طی چند صباحی، با فراز و نشیب رو به افول گذارد، تا اینکه چند قرن بعد، توسط محمد بن عبدالوهاب، عقاید و افکار خاموش او، مانند آتش زیر خاکستر، شعلهور گردید؛ لذا این دو، رهبر معنوی و بنیانگذار فرقهای با اعتقادی مشترک و متمایز از باقی مسلمانان هستند؛ از جمله عقایدشان، جسمانیت خداوند و اثبات لوازم آن، همچون داشتن صورت و دست و پا و کارهایی همچون راه رفتن، خندیدن، نشستن به روی صندلی و مانند اینهاست؛ پس همین موارد هم در نظر وهابیت وجود دارد، چرا که هر دو مکتب، با قاطعیت تمام، معتقد به این مواردند و از سیاق دیدگاهشان این طور برداشت میشود و صراحتاً هم بیان میدارند که ما روایت را طبق ظاهر آن قبول میکنیم و به آن ایمان داریم و هیچ جایی برای توجیه باقی نمیماند.
ابن تیمیه میگوید: «و لیس فی کتاب الله ولاسنه رسوله ولاقول احد من سلف الامة و ائمتها انّه لیس بجسم و ان صفاته لیست اجساماً و اعراضاً؟ فنفی المعانی الثابته بالشرع و العقل بنفی الفاظ لم ینف معناها شرع ولاعقل، جهل و ضلال.[1] در جایی از کتاب خدا و سنت رسولش، و نیز در گفتار امت سلف، «صحابه» و پیشوایان دینی، نیامده که خداوند جسم نبوده و از جسمانیّت و عرض بودن منزه است، از اینرو انکار معنایی که شرع و عقل آن را نفی نکرده، نوعی نادانی و گمراهی است.»
لذا روی این دیدگاه است که تفکرات وهابیت در جسمانیّت خداوند بروز پیدا کرده، چرا که وهابیت دیدگاهشان برگرفته از روایاتی از صحاح سته و دیگر متون روایی اهل سنت است که در حقیقت در مآخذ و منابع ابن تیمیه حرّانی استفاده شده و دیدگاه ابن تیمیه هم در حقیقت از روایات و اسرائیلیاتی است که حقیقتاً برگرفته از آموزههای یهود و تازه مسلمانان نفوذی همانند کعب الاحبار و ... است.
هیئت فتوایی وهابیان عربستان نیز در جسمانیت خداوند، در پاسخ به پرسشی که میگوید: آیا خداوند متصف به صفت هروله، (دوان دوان راه رفتن) است؟ در پاسخ گفتهاند: «نعم، صفة الهروله علی نحو ما جاء فی الحدیث القدسی الشریف علی ما یلیق به قال تعالی: «اذا تقرّب الیّ العبد شبراً تقرّبت الیه ذراعاً، و اذا تقرّب الیّ ذراعاً تقرّبت منه باعاً، و اذا أتانی ماشیاً أتیته هروله»، رواه البخاری و مسلم.[2] آری! صفت هروله در حدیث قدسی که بخاری و مسلم نقل کردهاند، آمده و خداوند فرموده، اگر بندهای یک وجب به من نزدیک شود، من یک ذراع، (نیم متر) به او نزدیک خواهم شد و اگر او یک ذراع به طرف من بیاید، من به قدر فاصله انگشتان دو دست که به صورت افقی باز شود، (بیش از یک متر و نیم) به او نزدیک خواهم شد، اگر او قدم زنان به طرف من بیاید، من دوان دوان به سوی او خواهم شتافت.»
در نتیجه مکتب فکری، و عقیدتی ابن تیمیه، و محمد بن عبدالوهاب، یک شیوه و روش را میپیمایند و عقایدشان هم برگرفته از روایات جعلی است که افرادی مانند کعب الاحبار و...، در دین وارد کردند و یا روایاتی که خلاف عقل است و باید تاویل برده شود که آنان با ظاهرگرایی، عقیده ضد عقل را میپذیرند و عدهی زیادی را گمراه میکنند.
فاعتبروا یا اولی الابصار
پینوشت:
[1]. التأسیس فی ردّ أسس التقدیس، ابن تیمیه، بیتا، عربستان، ج1، ص101.
[2]. فتاوی اللجنه الدائمه للبحوث والافتاء، ج3، ص196، شماره6932. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.

افزودن نظر جدید