اساس مکتب ابن تیمیه و وهابیت بر جسم بودن خداوند

  • 1400/01/21 - 14:27
ابن تیمیه می‌گوید: در کتاب و سنت و گفتار سلف، نیامده که خداوند جسم نیست، از این‌رو انکار چیزی که شرع و عقل آن را نفی نکرده، نوعی نادانی و گمراهی است؛ مفتیان وهابی نیز در جواب به سؤالی گفته‌اند خداوند هروله می‌کند چون در حدیث آمده خداوند فرمود: اگر بنده‌ای یک وجب به من نزدیک شود، من یک ذراع، و اگر یک ذراع به طرف من بیاید، من به قدر فاصله انگشتان دو دست باز به او نزدیک می‌شوم، اگر او قدم زنان بیاید، من دوان دوان به سوی او خواهم رفت.

فرقه وهابیت که بنیان‌گذار آن، محمد بن عبدالوهاب است، در قرن 12 هجری ظهور کرد؛ اساس و مبنای اعتقادی این فرقه، برگرفته از مکتب ابن تیمیه حرّانی است که در قرن 8 هجری می‌زیست و طی چند صباحی، با فراز و نشیب رو به افول گذارد، تا این‌که چند قرن بعد، توسط محمد بن عبدالوهاب، عقاید و افکار خاموش او، مانند آتش زیر خاکستر، شعله‌ور گردید؛ لذا این دو، رهبر معنوی و بنیان‌گذار فرقه‌ای با اعتقادی مشترک و متمایز از باقی مسلمانان هستند؛ از جمله عقایدشان، جسمانیت خداوند و اثبات لوازم آن، هم‌چون داشتن صورت و دست و پا و کارهایی هم‌چون راه رفتن، خندیدن، نشستن به روی صندلی و مانند این‌هاست؛ پس همین موارد هم در نظر وهابیت وجود دارد، چرا که هر دو مکتب، با قاطعیت تمام، معتقد به این مواردند و از سیاق دیدگاهشان این طور برداشت می‌شود و صراحتاً هم بیان می‌دارند که ما روایت را طبق ظاهر آن قبول می‌کنیم و به آن ایمان داریم و هیچ جایی برای توجیه باقی نمی‌ماند.
ابن تیمیه می‌گوید: «و لیس فی کتاب الله ولاسنه رسوله ولاقول احد من سلف الامة و ائمتها انّه لیس بجسم و ان صفاته لیست اجساماً و اعراضاً؟ فنفی المعانی الثابته بالشرع و العقل بنفی الفاظ لم ینف معناها شرع ولاعقل، جهل و ضلال.[1] در جایی از کتاب خدا و سنت رسولش، و نیز در گفتار امت سلف، «صحابه» و پیشوایان دینی، نیامده که خداوند جسم نبوده و از جسمانیّت و عرض بودن منزه است، از این‌رو انکار معنایی که شرع و عقل آن را نفی نکرده، نوعی نادانی و گمراهی است.»
لذا روی این دیدگاه است که تفکرات وهابیت در جسمانیّت خداوند بروز پیدا کرده، چرا که وهابیت دیدگاهشان برگرفته از روایاتی از صحاح سته و دیگر متون روایی اهل سنت است که در حقیقت در مآخذ و منابع ابن تیمیه حرّانی استفاده شده و دیدگاه ابن تیمیه هم در حقیقت از روایات و اسرائیلیاتی است که حقیقتاً برگرفته از آموزه‌های یهود و تازه مسلمانان نفوذی همانند کعب الاحبار و ... است.
هیئت فتوایی وهابیان عربستان نیز در جسمانیت خداوند، در پاسخ به پرسشی که می‌گوید: آیا خداوند متصف به صفت هروله، (دوان دوان راه رفتن) است؟ در پاسخ گفته‌اند: «نعم، صفة الهروله علی نحو ما جاء فی الحدیث القدسی الشریف علی ما یلیق به قال تعالی: «اذا تقرّب الیّ العبد شبراً تقرّبت الیه ذراعاً، و اذا تقرّب الیّ ذراعاً تقرّبت منه باعاً، و اذا أتانی ماشیاً أتیته هروله»، رواه البخاری و مسلم.[2] آری! صفت هروله در حدیث قدسی که بخاری و مسلم نقل کرده‌اند، آمده و خداوند فرموده، اگر بنده‌ای یک وجب به من نزدیک شود، من یک ذراع، (نیم متر) به او نزدیک خواهم شد و اگر او یک ذراع به طرف من بیاید، من به قدر فاصله انگشتان دو دست که به صورت افقی باز شود، (بیش از یک متر و نیم) به او نزدیک خواهم شد، اگر او قدم زنان به طرف من بیاید، من دوان دوان به سوی او خواهم شتافت.»
در نتیجه مکتب فکری، و عقیدتی ابن تیمیه، و محمد بن عبدالوهاب، یک شیوه و روش را می‌پیمایند و عقایدشان هم برگرفته از روایات جعلی است که افرادی مانند کعب الاحبار و...، در دین وارد کردند و یا روایاتی که خلاف عقل است و باید تاویل برده شود که آنان با ظاهرگرایی، عقیده ضد عقل را می‌پذیرند و عده‌ی زیادی را گمراه می‌کنند.
فاعتبروا یا اولی الابصار

پی‌نوشت:

[1]. التأسیس فی ردّ أسس التقدیس، ابن تیمیه، بی‌تا، عربستان، ج1، ص101.
[2]. فتاوی اللجنه الدائمه للبحوث والافتاء، ج3، ص196، شماره6932. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.