شیخیت دائمی مصطفی آزمایش!

  • 1400/01/30 - 09:31
با این جایگاهی که اقطاب صوفیه برای خود مدعی هستند، بخود اجازه می‌دهند تا افرادی را به عنوان شیخ معرفی کرده تا فرامین قطب را در مورد دراویش اعمال کرده و در واقع بعنوان یک کارگزار فعالیت کنند. اما همان‌طور که محرز و مشخص است فرمان یک قطب تا زمانی نافذ است که زنده باشد و صدور اجازه‌ی بی‌حد و حصر و مادام العمر برای احدی ممکن نیست.

پایگاه جامع فرق ادیان و مذاهب - اقطاب صوفیه خود را مطاع کامل و ولی زمان معرفی می‌کنند. ملاسلطان که مردم را مجاب به تسلیم شدن محض در برابر خود می‌کند، کاملاً هویداست. او می‌گوید: باید (مرید) به ظاهر و باطن تسلیم ولایت شیخ خود باشد![1] از این سخنان سران صوفیه چه برداشتی جز کبر شیطانی می‌شود که ردای مقام و منصبی را که مختص به معصوم (علیه‌السلام) است با چنگ و دندان بین خود پاره پاره کرده و با این حال، وقیحانه دم از شیعه بودن می‌زنند!

ایشان سخنان واضح‌تر و روشنتری نیز در این رابطه دارند که جای هیچ شکی بر ادعای باطل ایشان، نمی‌گذارد. محمدحسن گنابادی قطب سی و ششم سلسله نعمت اللهی سلطان علیشاهی گنابادی در اجازه ی شیخ اسدالله گلپایگانی[2] می‌نویسد: بعد از دوره‌ی بشریت آنها (رحلت ایشان) رشته‌ی ولایت و هدایت را در اوصیای آنها اتصال داده و امامت الهی (ولایت) را نفساً بنفس، سابق بلاحق فرموده و در زمان غیبت نیز نور ولایت مطلقه‌ی کلیه از پس پرده‌ی غیبت دستگیر بوده و مشایخ ماذونین آنها در میان خلق هدایت فرموده‌اند و رشته‌ی اجازه از آدم الی خاتم و الی این دم! مضبوط و در این دور فضل الهی شامل حال این درویش محمدحسن گنابادی گشته...[3]

این قطب فرقه‌ی گنابادی تلویحاً خود را ادامه‌ی حلقه‌ی انبیاء و اوصیاء دانسته و خود را از طرف خاندان نبوت و ائمه‌ی هدی (علیهم‌السلام) صاحب مقام و منصبی فرض کرده است که فقط مخصوص آن بزرگواران است. این اقدامات ایشان به استناد به بافته های پوچ، باعث شده که بیعت‌گیری از مردم را برای ارضای شهوت قدرت و مقام و جایگاه، بیعت‌گیری برای حضرت صاحب عجل الله تعالی فرجه معرفی کنند و بدین وسیله بسیاری از عوام کم‌سواد و یا بی‌اطلاع را اغفال نمایند.

با این جایگاهی که اقطاب صوفیه برای خود مدعی هستند، بخود اجازه می‌دهند تا افرادی را به عنوان شیخ معرفی کرده تا فرامین قطب را در مورد دراویش اعمال کرده و در واقع بعنوان یک کارگزار فعالیت کنند. اما همان‌طور که محرز و مشخص است فرمان یک قطب تا زمانی نافذ است که زنده باشد و صدور اجازه‌ی بی‌حد و حصر و مادام العمر برای احدی ممکن نیست. با این حال نور علی تابنده به استناد سندی که صلاحی منتشر کرده، برای مصطفی آزمایش لیدر خارج نشین این فرقه، شیخیت دائمی صادر کرده است. مصطفی آزمایش ازجمله دراویش معروف در بین فرقه سلطان علیشاهی است که بعد از به قطبیت رسیدن جناب مهندس علیرضا جذبی حاضر به بیعت با او نشد و این موضوع را به صورت علنی اعلام کرد. با مطرح شدن این مسئله در بین دراویش این فرقه برخی به طرفداری از او و برخی دیگر به طرفداری از جذبی پرداختند.

از آنجا که مصطفی آزمایش به مقابله و مخالفت با جذبی به پا خواسته است، صلاحی نیز به‌شدت از آزمایش حمایت می‌کند و او را مورد تأیید خود می‌داند. صلاحی در تأیید و حقانیت مصطفی آزمایش و دفاع از او پستی در فضای مجازی به اشتراک گذاشته است که در آن پست یکی از دراویش، مدعی است که حق و حقانیت همیشه با جناب مصطفی آزمایش همراه است و مدعی است که بسیاری از دراویش مصطفی آزمایش را نشناخته‌اند و از خدمات شایان او مطلع نیستند. لذا برای شناخت او به این اشاره می‌کند که جواد نوربخش قطب سلسله نوربخشیه با پنجاه سال قطبیت در این مسلک انسان کوچکی نبود و باوجود تمام درجات علمی و خدمات اجتماعی در داخل و خارج از کشور مانند تدریس در رشته روان‌پزشکی دانشگاه تهران و تأسیس بیمارستان در ایران و خدمات خارج از کشور و بااین‌همه دبدبه و کبکبه مصطفی آزمایش توانست با یک کتاب و مجله و چند سخنرانی بساطش را جمع کند و به‌جای او جناب نورعلی تابنده را به جهان معرفی کند.

اما درواقع مصطفی آزمایش که او را سخنگوی سلسله نعمت اللهی گنابادی می‌نامند پدیده عجیبی در سلسله گنابادی است. آزمایش مدتی به همکاری با گروهک منافقین می‌پردازد و مدتی به‌عنوان سخنگوی فرقه رجوی فعالیت می‌نماید ولی با توجه به حس جاه‌طلبی با گروهک نفاق نیز به نتایج قابل توجه ای نمی‌رسد، لذا از منافقین جدا شده و به‌سوی همان درویشی می‌رود. در اواخر عمر سلطان حسین به‌صورت خودمختار و بدون کسب اجازه از قطب خود شروع به تفسیر قرآن در مجالس درویشی در پاریس می‌نماید. او بعد از مرگ سلطان حسین با هرج‌ومرج ایجادشده در جریانات درویشی با هماهنگی پازوکی به انتشار فصلنامه عرفان می‌پردازند. اما علی تابنده از نامبرده از خودسری‌های او ناراحت شده و او را توبیخ می‌کند که همین امر باعث قهر آزمایش از فرقه و بازگشت به پاریس می‌گردد.

پی‌نوشت:
[1]. ولایت نامه، ملاسلطان گنابادی، نشر حسینیه امیرسلیمانی،تهران، 1344، ص 284
[2]. شیخ اسدالله ایزدگشسب شمس گلپایگانی معروف به درویش ناصر علی (۱۳۰۳ - ۱۳۶۶)
[3]. نامه‌های صالح، محمدحسن گنابادی، حقیقت، تهران، 1396، ص 20

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.