رد حدیث «ابوبکر و عمر زینت بهشت» توسط علمای اهل سنت
بهشت از جمله نعمتهایی است که خداوند آن را پاداش برای کسانی قرار داده که مؤمن و دیندار در دنیای کنونی بودهاند، کسانیکه شایستگی آن را دارند، خوب زیستند و مقهور زرق و برق دنیا نشدند و خالصانه عبادت و بندگی خداوند یکتا را انجام دادند، که در رأس این بندگان صالح، پیامبران الهی و جانشینان آنان و مومنانی که از آنها تبعیت کردند و فریب شیاطین جن و انس را نخوردند؛ لذا پیامبران الهی بهویژه پیامبر خاتم، حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآله) گل سرسبد بهشت برین و زینت جمیع رسل و مخلوقات از حضرت آدم (علیهالسلام) تا روز قیامت و بعد از آن خواهد بود.
اما مخالفان پیامبر اکرم، خصوصاً بنی امیه، و در رأس آن، معاویه بن ابوسفیان، با جعل احادیث ساختگی و دروغین تلاش کردند آن بهشت را برای کسانی، به عنوان فضیلت قرار دهند که شاید برایشان فراهم نشود! و از طرف دیگر، با اینگونه احادیث دروغین خواستند تا دین اسلام را محو و نابود سازند، با اهداء جوایز و هدایای ارزشمند به دنیاپرستان، آنان را تحریک کردند تا احادیثی را در فضیلت خلفاء و برخی از صحابه معلوم الحال بسازند، تا آنان از قافلهی فضایل بیشمار اهل بیت پیامبر اکرم عقب نمانند؛ هر چند این حرکت شوم و پلید در قرون بعدی، با تصحیح و بررسی برخی از عالمان محدّث و منصفشان، در بوته ارزیابی و نقد حدیثی قرار گرفت و احادیث صحیح از غیر صحیح جدا گردید، اما این احادیث انحرافی هنوز هم لابلای کتب روایی، تفسیری و ... وجود دارد.
از جملهی آن روایات دروغین و ساختگی، روایتی است از ابوهریره که از پیامبر اکرم نقل میکند: «تفاخرت الجنه و النار، فقالت النار الجنه: انا أعظم منک قدراً، قالت فلم؟ قالت: لانّ فیّ الفراعنه و الجباربره و أبناوها، فأوحی الله الی الجنه ان قولی: بل لی الفضل اذ زیّننی الله بأبی بکر و عمر.[1] بهشت و جهنم به یکدیگر افتخار میکردند؛ جهنم به بهشت گفت قدر و ارزش من از تو بالاتر است؛ بهشت گفت چرا؟ جهنم گفت برای اینکه پادشاهان جبّار و سرکش و فرعونهای هر زمان که منکر خداوند بودهاند در من جای دارند، خداوند به بهشت وحی کرد که بگو فضیلت و برتری برای من است، زیرا خدا مرا به ابوبکر و عمر بن خطاب زینت بخشیده است.»
در ردّ این حدیث جعلی و ساختگی، ابن جوزی در باب فضایل ابوبکر و عمر بن خطاب در کتاب خود، بعد از نقل حدیث با سلسله سند آن، آورده است که: «... هذا حدیث موضوع و فیه محن کثیره.[2] این حدیث ساختگی بوده و مشکلات زیادی دارد؛ حسن از ابوهریره حدیثی نشنیده، ابان بن ابیعیّاش متروک الحدیث بوده و اعتنایی به او نمیشود؛ شعبه، دربارهی او گفته: مرتکب فحشاء شدن بهتر است از روایت کردن از ابان؛ مهدی که یحیی بن سعید او را کذّاب میداند، یحیی بن معین میگوید: او از معروفین و شناخته شدههای احادیث ساختگی، و فرد دروغگویی است.» نسایی و دارقطنی، مهدی را متروک الحدیث میدانند.[3]
سیوطی در کتاب خود بعد از نقل حدیث و سلسله سند آن تصریح میکند که: این حدیث ساختگی بوده و ابان بن ابیعیاش متروک بوده و مورد اعتنا نیست و مهدی نیز کذّآب و وضّاع است.[4] ابن العراق کنانی این حدیث را از ابن جوزی نقل میکند و بعد با کنایه میگوید در این حدیث، اشخاصی مانند ابان بن ابیعیّاش و غیر او وجود دارند؛ یعنی وضّاع و کذّاب و متروک الحدیث هستند.[5] ذهبی هم دربارهی مهدی بن هلال، این کلمات را در کتاب خود دارد: «... یحیی بن معین او را تکذیب کرده، دارقطنی و دیگران متروکش دانستهاند. ابن معین او را شخصی بدعتگذار و حدیثساز میداند. ابن عدی گفته هیچیک از آنچه که نقل کرده، مورد توجه محدّثین واقع نشده؛ ابن مدینی گفته او همیشه متهم به دروغگویی و جعل حدیث بوده است.»[6]
در نتیجه تو خود از این مجمل کلام مفصل خوان
پینوشت:
[1]. الریاض النضره...، محب الدین طبری، دار المغرب الاسلامی، بیروت، لبنان، ج1 ص299 رقم191.
[2]. الموضوعات، ابن جوزی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص240. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. الضعفاء و متروکین، دار قطنی، موسسه الرساله، ریاض عربستان، ص257 رقم501.
الضعفاء و المتروکین، نسایی، موسسه الکتب الثقافیه، بیروت، لبنان، ص227 رقم592. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[4]. اللالی المصنوعه...،سیوطی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص279.
[5]. تنزیه الشریعه، ابن العراق کنانی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص347.
[6]. میزان الاعتدال، ذهبی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج6 ص531 رقم8834.

افزودن نظر جدید