رد حدیث «خشم و غضب خداوند بهخاطر خشم و غضب عمر بن خطاب»
در کتب روایی فریقین، بهویژه در کتابهای معتبر ایشان، روایاتی وارد شده است که هر خوانندهای به راحتی پی به صحت و سقم آن نمیبرد، مگر اینکه صاحبان فن حدیثشناسی آن روایت را مورد دقت و بررسی قرار دهند و یا اینکه خود شخص، متبحّر در این فن باشد، چرا که در اواسط و همچنین در اواخر قرن اول، حکومت بهدست کسانی افتاد که تلاش زیادی کردند تا نامی از دین اسلام و ساحت مقدس پیامبر اکرم باقی نماند؛ در نتیجه ضربات مهلک خود را توسط جعل احادیث ساختگی در لابلای احادیث صحیح، در اذهان و کتب وارد کردند و از رهآورد این حرکت شوم و پلید، چه اختلافاتی را در جامعه اسلامی دامن زدند و چه انحرافات زیادی در میان مسلمین صورت پذیرفت. یکی از این احادیث جعلی که در زمان حکومت بنیامیه بهوجود آمد و آن را ناجوانمردانه به ساحت مقدس رسول خدا نسبت دادند، حدیث غضب و خشم خداوند، به خاطر غضب و خشم عمر بن خطاب است.
محب الدین طبری در کتاب خود در باب فضائل عمر بن خطاب نقل میکند که: از حضرت علی بن ابیطالب (علیهالسلام) روایت شده که رسول خدا فرمودند: «اتقوا غضب عمر، فانّ الله یغضب لغضبه.[1] از خشم عمر بن خطاب بپرهیزید، بهدرستیکه خداوند برای غضب عمر بن خطاب به غضب میآید.» البته این حدیث با متن دیگری مانند این عبارت: «لاتغضوا عمر، فانّ الله یغضب اذا غضب» هم در کتب دیگر اهل سنت آمده است.[2]
در ردّ این حدیث جعلی و ساختگی، ابن جوزی در کتاب خود، بعد از نقل سلسله سند راویان این روایت و همچنین خود روایت مینویسد: «... این حدیث صحیح نیست و نسبت آن به رسول خدا درست نیست. خطیب بغدادی گفته: «ابولقمان، محمد بن عبدالله نحّاس» ضعیف است و روایات ناشناخته و غیر قابل پذیرشی را به افراد موثق نسبت میدهد.»[3] یعنی جاعل و واضع و سازنده حدیث است.[4]
ذهبی دربارهی این شخص میگوید: «روایت او منکر و ناشناخته است؛ ... خطیب بغدادی او را تضعیف کرده...»[5] و نیز دربارهی راوی دیگر از سلسله سند این حدیث، «عاصم بن ضمره» مینویسد: «... ابن حبان نقل میکند که عاصم، شخص بدحافظه بوده و مرفوعاً از حضرت علی (علیهالسلام) نقل کرده، لذا سزاوار است که منقولاتش ترک گردد؛ ... ابنعدی میگوید او متفرّد به نقل خود است و گرفتاری و جعل و وضع حدیث بر عهدهی اوست...»[6]
در نتیجه از آنچه ذکر شد، به وضوح آشکار میشود که این روایت مردود و مطعون و مجروح و مقدوح و غیر صحیح بوده که به دروغ از طریق امیرالمؤمنین، علی بن ابیطالب، به رسول خدا نسبت داده شده است.
فاعتبروا اولی الابصار
پینوشت:
[1]. الریاض النضره...، محب الدین طبری، دار المغرب الاسلامی، بیروت، لبنان، ج1 ص276 رقم679.
[2]. همان، ج1 ص276 رقم 679.
[3]. تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج3 ص48 رقم1018. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[4]. العلل المتناهیه...، ابن جوزی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص195 رقم305. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[5]. میزان الاعتدال، ذهبی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج6 ص121 رقم7790.
[6]. همان، ج4 ص6 رقم4057.

افزودن نظر جدید