اشکالات وصیتنامه منسوب به ابوبکر
هر انسانی در هنگام مرگ وصیت میکند، این شیوه اسلامی در روایات تاکید شده است، به خصوص اگر آن شخص رئیس مسلمانان باشد که در این صورت، خانواده، دوستان، نزدیکان آن شخص به طور یقین حضور خواهند داشت یا عدهای را برای آن وصیت شاهد میگیرد، لذا اگر نگاهی به تاریخ صدر اسلام بهویژه خلفای راشدین داشته باشیم، خواهیم دید که آنان هم در باب جانشینی بعد از خود، وصایایی کردهاند، منتها باید دید که آیا خود اقدام به این کار کردهاند، یا دیگران از طرف ایشان به این امر مهم پرداختهاند؛ مثلاً آیا ابوبکر نسبت به عمر بن خطاب این وصیت را کرده است یا خیر؟ آنچه در کتب تاریخی فریقین یافت میشود این است که ابوبکر، عمر بن خطاب را شایسته جانشینی بعد از خود نمیدانست، چرا که گفته بود: «او حاکم خوبی است، اما بهتر است که به هیچ وجه در امر حکومت امت محمد (صلیاللهعلیهوآله) دخالت نکند...»[1]
از طرف دیگر، عثمان خودش را تنها کسی میداند که هنگام وصیت ابوبکر حاضر بوده است.[2] پس نتیجه اینکه وصیت ابوبکر به جانشینی عمر بن خطاب، با خط عثمان بوده است، نه ابوبکر؛ چرا که وقتی عثمان وصیتنامهی (ظاهراً ساختگی) ابوبکر را برای مردم خواند، به آنان گفت: «این وصیتنامه ابابکر است، اگر آن را میپذیرید بخوانم، و اگر نمیپذیرید برگردانم.»[3] حال وصیتنامه چه بوده؟ و اینکه چه اشکالاتی میتوان بر آن گرفت و آن را جعلی و دروغین دانست و اصلاً چه کسانی از آن بهرهمند میشدند، از لابلای کتب تاریخی میتوان استخراج کرد و فهمید.
این وصیت (ظاهراً ساختگی) این بوده است: «بسم الله الرحمن الرحیم. این وصیت ابوبکر بن ابیقحافه در پایان زندگانی و در حال بیرون رفتن او از دنیا و در زمان آغاز زندگانی آخرت و ورود به آن جهان است. آن زمانی که کافر ایمان میآورد و بدکار به یقین میرسد و دروغگو نیز راستگو میشود. من برای پس از خودم، عمر بن خطاب را خلیفه و جانشین قرار دادم. پس به او گوش فرا دهید و اطاعتش کنید. اگر به عدالت رفتار کند (که من به آن یقین دارم) و اگر به عدالت رفتار نکرد، هر کس آنچه انجام میدهد پاسخگوست؛ قصد من خیر است ولی از غیب اطلاعی ندارم، (وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ) والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.»[4]
و اما اشکالات بر وصیت ابوبکر نسبت به عمر بن خطاب در امر خلافت عبارتند از:
- ابوبکر در اولین سخنرانی خود برای مسلمانان گفته بود: «اگر من در راه اسلام پایدار بودم، از من پیروی کنید و اگر منحرف شدم، مرا به راه بیاورید.»[5] و این در حالی است که در این وصیتنامه، مسلمین را به اطاعت بی قید و شرط از عمر بن خطاب فرا خوانده است و احیاناً متذکر انحرافات او در امر خلافت نشده است.
- آیه شریفه در آخر وصیتنامه که آورده شده، با وصیتی که شخص در آستانهی مرگ است، همخوانی و سازگاری ندارد، بلکه تهدیدی از طرف شخصی است که در حال رئیس شدن است.
غیر از متن وصیت که میتوان تفاوت آن را با نوشتهها و گفتارهای دیگر ابوبکر نشان داد، قرائن خارجی، ازجمله اینکه در حضور خلیفه که در حال بیماری بود، برای وصیت کردن، فقط عثمان حضور داشت.
مگر برای وصیت، خلیفه نمیتوانست افراد دیگری را هم به عنوان شاهد به حضور بطلبد؟!
اگر این وصیت ابوبکر بوده، دیگر جایی برای سؤال وجود نداشت که اگر میپذیرید، بخوانم وگرنه برگردانم! این نشانه ساختگی بودن و ترس عثمان از این بود که وصیت جعلی لو برود!
توسط عثمان این وصیت به نفع خلیفه دوم صورت گرفت و شورای 6 نفره هم در زمان مرگ عمر به گونهای چیده شد که از آن عثمان به عنوان خلیفه بیرون بیاید.
در نتیجه وصیتنامهای که این همه اشکال دارد و به خط و امضای ابوبکر هم نباشد، چگونه میتواند مورد قبول و پذیرش باشد؟ والله العالم
تو خود از این مجمل کلام مفصل خوان
پینوشت:
[1]. تاریخ طبری، طبری، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، ج2 ص618.
[2]. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، دار صادر، بیروت، لبنان، ج2 ص425.
[3]. عقد الفرید، ابن عبد ربّه، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج4 ص253.
[4]. مختصر تاریخ دمشق، ابن عساکر، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج13 ص120. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[5]. تاریخ طبری، طبری، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، حوادث سال 11 هجری، ج2 ص460.

افزودن نظر جدید