اصرار پیامبر اسلام به حرکت لشکر اسامه و سرپیچی متخلفین
برای آگاهی از حقیقت حوادث و پیامدهای آن که در صدر اسلام رخ داده است، باید موشکافانه به کتب فریقین سرک کشید و وقایع را به دقت مورد بررسی قرار داد. آنچه بنا به گفته عالمان اهل سنت اتفاق افتاده، روایاتی است که ایشان در کتب خود بیان کردهاند؛ مثلاً واقدی روایت میکند که رسول خدا فرمان حمله به شام را به رهبری اسامه بن زید در تاریخ سه روز باقی مانده از ماه صفر را صادر کرد و خود در روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول رحلت کرد؛ پس سرپیچی از پیوستن به لشکر اسامه دو هفته طول کشیده است.[1]
ابن سعد در کتاب خود مینویسد: پیامبر اسلام پرچم اسامه را با دست خود بست و فرمود جهاد کن به نام خدا و در راه خدا و با کسانیکه با خدا کافرند بجنگ؛ او در بیرون مدینه اردو زد و سرشناسان از انصار و مهاجران( از جمله: ابوبکر، عمر بن خطاب، ابوعبیده جرّاح، سعد بن ابی وقاص، عثمان، معاویه، عمرو بن عاص، خالد بن ولید، ابوسفیان، عبدالرحمن بن عوف) به شرکت در آن فراخوانده شدند.[2] بلاذری در کتاب خود مینویسد: رسول خدا طی دو هفتهای که زنده بود، پیوسته به فرستادن لشکر اسامه اصرار میورزید و بیماری حضرت سیزده شب طول کشید.[3] ابن سید الناس مینویسد: پیامبر اسلام روز دوشنبه دستور تشکیل لشکر اسامه را صادر فرمود و چون روز چهارشنبه فرا رسید درد و بیماری رسول خدا شروع شد و شدت گرفت سپس تب و لرز کرد و سردرد شد.[4]
اما متخلفین و منافقان فرصت طلب، علیرغم دستور موکد رسول خدا، به دلایلی از اجرای فرمان پیامبر اسلام سرپیچی کردند؛ از جمله دلایل عبارتند از:
- سران قریش و سرشناسان آنها مثل ابوبکر، عمر بن خطاب، عثمان، ابوعبیده جرّاح، معاویه، ابوسفیان، عمروعاص، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابیوقاص و ... هدف پیامبر اسلام و تشکیل این لشکر را به خوبی میدانستند برای چیست، لذا با بهانههای واهی سرپیچی میکردند.
- مقصد لشکرکشی سپاه اسلام، سرزمین شام بود که از مدینه فاصلهی زیادی داشت، پس رفت و برگشت آن، مدت زمان طولانی را میطلبید.
- در آن برههی از زمان، اعراب از جنگیدن با نیروی عظیم شام و رومیان وحشت داشتند؛ چرا که قبلاً هم در جنگ تبوک با آن مواجه شده بودند و خود پیامبر اکرم هم حضور داشت.
- در روز غدیر خم، پیامبر اکرم به دستور خداوند متعال، حضرت علی (علیهالسلام) را به عنوان وصی و جانشین خود تعیین کرده بود، یعنی در یک فاصلهی زمانی کوتاه تا لشکرکشی سپاه اسلام.
- پیامبر اسلام از وفات قریب الوقوع خود خبر داده بود و این انتقال خلافت به امیر مومنان، علی (علیهالسلام) و بیعتی که پیامبر از مسلمانان نسبت به امیرالمؤمنین گرفته بود، همهی این موارد دلیلی بود که قریش و سرشناسان آن، مترصد فرصتی باشند تا هم از دست پیامبر اسلام توسط زَهری که تدارک دیده شده بود، راحت گردند[5] و هم خلافت را تصاحب کنند.
پینوشت:
[1]. کتاب المغازی، واقدی، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، ج1 ص126. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. طبقات الکبری، ابن سعد، دار صادر، بیروت، لبنان، ج2 ص249.
[3]. انساب الاشراف، بلاذری، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، ج1 ص568.
[4]. عیون الاثر، ابن سید الناس، دار القلم، بیروت، لبنان، ج2 ص281.
[5]. «علمای فریقین رحلت پیامبر اسلام را با سمّ تأیید کردند»
«قتل ناجوانمردانه پیامبر اسلام توسط سران قریش و نزدیکان حضرت»

افزودن نظر جدید