قتل ناجوانمردانه پیامبر اسلام توسط سران قریش و نزدیکان حضرت

  • 1399/04/20 - 20:26
مخالفین، در راه مبارزه با پیامبر اکرم راه‌های مختلفی را پیش گرفتند، ازجمله ترور در لیلةالمبیت، صورت دادن جنگ‌های مختلف علیه پیامبر و مسلمانان، سوء قصد در برگشت از غزوه تبوک، و وقتی این کارها به نتیجه نرسید، پیامبر را مسموم ساختند.

تاریخ اسلام پر است از ظلم‌ها و ستم‌هایی که توسط دنیاپرستان و منافقان صورت گرفته است. لذا اگر نگاهی گذرا به قبل و بعد از اسلام داشته باشیم، خواهیم دید که مسلمانان و شخص پیامبر اکرم و نیز اهل بیت ایشان چه رنج‌هایی را متحمل شدند؛ ظالمانی که در ظاهر دم از مسلمانی می‌زدند، اما در باطن مترصد فرصتی بودند تا نقشه‌های شوم خود را عملی سازند.
منافقان، نه تنها به مسلمانان بلکه به شخص پیامبر اسلام هم رحم نکردند، خصوصاً در لحظات پایانی عمر مبارک آن حضرت، علاوه بر این‌که مخالفت با دستور صریح رسول خدا کردند، در صدد برآمدند تا برای همیشه از دست پیامبر اسلام خلاص شوند و با کودتایی از پیش تعیین شده، خلافت و جانشینی را هم به نفع خود تصاحب کنند که به این امر هم دست پیدا کردند.
آنان وقتی که نتوانستند پیامبر را از سر راه خود در مناسبت‌های مختلف مثل لیله المبیت، در جنگ‌ها و غزوات، مخصوصاً غزوه تبوک، در هنگام بازگشت، در گردنه عقبه بردارند،[1] او را با زهر مسموم کرده، به شهادت رساندند و عالمان اهل سنت کم و بیش به این نکته اشاره کرده‌اند، از جمله در کتب ایشان این‌گونه آمده است که خود شاهد و دلیل است بر این‌که حاضرین در منزل رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در هنگام بی حسّی و بی‌هوشی، به آن حضرت دارو خوراندند؛ زیرا عایشه می‌گوید: ما به رسول خدا هنگام بیماری‌اش دارو خوراندیم و او شروع کرد به اشاره کردن به ما که دارو به او ندهیم.[2]
و نیز روایت دیگری از طریق خود عایشه وارد شده که تصریح دارد که پیامبر اکرم ایشان را با اشاره -دست- منع کرد تا که دارو به او نخورانند.[3] آن‌چه که به ذهن می‌رسد این است که اولاً: ظاهر این‌گونه روایات، حاکی از این است که علاوه بر این‌که حضرت با کلام خود منع فرمودند، دوباره با اشاره -دست، سر، یا چشم- خواسته‌ی خود را تکرار کردند، زیرا توانایی سخن گفتن هم نداشتند که با اشاره سعی در ممانعت از انجام کار آنان کردند، اما با این همه سودی نداشت و نمی‌توانسته جلوی آن‌ها را بگیرد.
ثانیاً: آن هنگام که پیامبر از خوراندن دارو منع فرموده بود، حاضران شنیده بودند، فلذا دارو را در هنگام بیداری به او ندادند، بلکه منتظر خوابیدنش و یا همان بی‌حسّی و بی‌هوشی او شدند و آن‌گاه اقدام به خوراندن کردند، زیرا در کتب اهل سنت آمده است که هنگامی‌که پیامبر اسلام بیدار شد...[4]
سؤالی که به ذهن خطور می‌کند این است که آیا پیامبر اسلام، فایده‌ی دارو را نمی‌دانست و آن‌ها فقط می‌دانستند؟!
آیا پیامبر اسلام مصلحت خود را تشخیص نمی‌داد و آن‌ها تشخیص می‌دادند؟!
البته که حضرت مصلحت خود و فواید دارو را می‌دانست، اما آن‌چه که پیامبر می‌دانست این بود که گروه منافقان و سرکشان قصد کشتن او را دارند و کارهای گذشته آن‌ها مانند گردنه عقبه در جنگ تبوک و غیر آن پیش چشم او همیشه نمایان و آشکار بود.
در نتیجه تو خود از این مجمل کلام مفصل خوان

پی‌نوشت:

[1]. «چه کسانی قصد ترور پیامبر اکرم را داشتند؟»
«نقشه ترور رسول خدا توسط برخی صحابه»
«خلق عظیم پیامبر در قرآن و یکی از مصادیق آن»
[2]. صحیح بخاری، بخاری، دار القلم، بیروت، لبنان، ج7 ص17.
صحیح مسلم، مسلم نیشابوری، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج4 ص733.
[3] . مسند، احمد بن حنبل، دار الحدیث، قاهره، مصر، ج6 ص53.
[4]. تاریخ طبری، طبری، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، ج2 ص438.
طب النّبوی، ابن قیم جوزی، دار مکتبه الهلال، بیروت ،لبنان، ج1 ص64.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.