ادعای محمد بن عبدالوهاب درباره‌ی علم غیب نداشتن پیامبر اکرم و ردّ ادعای او!

  • 1399/01/12 - 16:06
محمد بن عبدالوهاب می‌گوید: «هر کسی‌که درخواست علم غیب از غیر خداوند متعال را داشته باشد، جزء سران و رهبران طاغوت شمرده می‌شود.» و این عقیده یکی از استدلالات سلفیان تکفیری است که به مقابله با مسلمانان پرداخته‌اند؛ آنها با سطحی‌نگری و عدم ملاحظه همه آیات بر عقاید باطل خود پافشاری می‌کنند.

محمد بن عبدالوهاب، بنیان‌گذار فرقه وهابیت با افکار و عقاید باطل خود باعث گردید که عده‌ی زیادی از مسلمانان به انحراف کشیده شوند. او با عقاید افراطی تکفیری خود، منجر به این شد تا در عصر حاضر برخی از جاهلان بی‌عقل با سطحی‌نگری و برداشت غلط از آیات و روایات نبوّی همگان را گمراه کند و مخالفین خود را تکفیر کنند و خون و مال و جان و ناموس مسلمین و غیر مسلمین را مباح و حلال کرده و به زمین بریزند. او در یکی از اعتقادات خود درباره‌ی موضوع اولیای طاغوت می‌گوید: «هر کسی‌که درخواست علم غیب از غیر خداوند متعال را داشته باشد، جزء سران و رهبران طاغوت شمرده می‌شود.»[1] و استدلال می‌کند به این آیه از قرآن که خداوند می‌فرماید: «قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ.[نمل/65] بگو در آسمان‌ها و زمین جز خدا هیچ‌کس علم غیب نمی‌داند و نمی‌دانند که چه زمانی برانگیخته می‌شوند.»
و نیز طبق همین اعتقاد او، پیروان و متابعت کنندگان از او، «سلفیان تکفیری وهابی» می‌گویند: «چون کسی‌که ادعای غیب کند، خودش را مانند خداوند متعال فرض کرده و خود را به یکی از صفات ربوبی خداوند مربوط ساخته است.»[2] فلذا مشرک و کافرند.
که در ردّ این ادعای آن‌ها باید گفت که علم غیب به معنای تجاوز در صفات ربوبی نیست و در قرآن بعضی از آیات وجود دارد که خداوند به هر کسی را که بخواهد علم غیب عطا می‌کند، مثل این آیه شریفه: «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلي‏ غَيْبِهِ أَحَداً * إِلاَّ مَنِ ارْتَضي‏ مِنْ رَسُول...[جن26/27] او دانای غیب است و هیچ‌کس را بر غیب خود آگاه نمی‌کند، مگر پیامبرانی را که برگزیده است...» هم‌چنین عالم بزرگ اهل سنت، علامه زرقانی مالکی می‌نویسد: «به طور حتم و یقین روایات متواتر بسیاری وارد شده و مورد اتفاق است که پیامبراکرم از غیب اطلاع داشته است...»[3]  ​و نیز بزرگان دیگری از عالمان اهل سنت از جمله قاضی عیاض، قاضی بیضاوی، ابن حجر عسقلانی، ملاعلی قاری حنفی، قاضی شوکانی و دیگر علمای اهل سنت بر این موضوع متفقند که پیامبر اکرم دارای صفتی بوده که از علم غیب و لوح محفوظ اطلاع داشته است.[4]  
در نتیجه خداوند تعالی، علم غیب را به بندگانی از جمله پیامبر اکرم و پیامبران الهی داده است و بسیاری از عالمان دین و مذاهب اسلامی بر این نکته اعتقاد دارند؛ اما هیچ کسی نگفته که پیامبر اکرم و سایر پیامبران الهی که بر آنان وحی می‌شده (العیاذ بالله) طاغوت و طاغوتی هستند. پس به این نتیجه می‌رسیم که افرادی مانند محمد بن عبدالوهاب و کسانی‌که دنباله‌رو عقاید و تفکرات انحرافی او هستند و به مسائل دین و مذهب به صورت سطحی نگاه می‌کنند، دچار انحرافات شدید اعتقادیند و افکار و عقایدشان باطل و پوچ خواهد بود؛ آن‌ها برای اعتقاد خود به یک آیه استناد کرده و آیات دیگر را رها می‌کنند.
فاعتبروا یا اولی الابصار

پی‌نوشت:

[1]. الدرر السنیه...، عبدالرحمن بن محمد بن قاسم، بی‌نا، بی‌جا، (1417ق)، ج1 ص162-163.
[2]. الطاغوت، ابوبصیر طرطوسی، (نشر سایت ابوبصیر)، بی‌تا، بی‌جا، بی‌نا، ص62.
[3]. شرح الزرقانی علی المواهب اللدنیه بالمنح المحمدیه، ابوعبدالله زرقانی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج5 ص270. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[4]. نقد جریانهای تکفیری، جمعی از نویسندگان، دار الاعلام، قم، ایران، فصل 12 ص302.

تولیدی

دیدگاه‌ها

این که طبق نص صریح قرآن پیامبر خود صراحتاً اقرار می کند که علم غیب ندارد آیا نسخ و نقض قرآن به شمار نمی رود؟؟؟ این که به یک آیه از قرآن استناد کنیم که تصریح بر پیامبر ندارد و آیه ای از قرآن را که تصریح بر پیامبر دارد ندیده بگیریم هم می تواند دلالت بر عقیده ی پوچ و انحراف شدید عقیدتی باشد

سلام. یکبار دیگه مقاله را بخونید تا در فضای بحث قرار بگیرید.!!!!!!

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.