تفکر سلفیان تکفیری وهابی، ریشهدار در بین مسلمانان
سلفیان تکفیری وهابی، هر زمانی که عقاید مسلمانی، یا مرام مذهبی را نپذیرند، آنان را به شرک و کفر متهم کرده و از دایره اسلام و ایمان خارج میکنند؛ نسبت دادن بدون دلیل و قاعده، تکفیر مسلمانان، از سوی وهابیت، زمینه تشدید اختلافات و کشتار مسلمانان بیشماری را فراهم آورده است. خداوند در قرآن، صراحتاً بیان میدارد که هر کس اظهار اسلام کند، نمیتوان به کافر بودن او حکم کرد، و میفرماید: «وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً - يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَىٰ إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا...[نساء/93-94] و هر کس مومنی را به عمد بکشد، کیفر او جهنم است که در آن همواره خواهد بود و خدا بر او خشم گیرد و لعنتش کند و برایش عذابی بزرگ آماده سازد- ای کسانیکه ایمان آوردهاید، چون برای جهاد رهسپار شوید، نیک تفحص کنید و به آن کس که بر شما سلام میگوید، نگویید که مومن نیستی...»
مفسران فریقین ذیل این دو آیه شریفه هم عقیده هستند که هر کس اظهار اسلام کند، نمیتوان به کافر بودن او حکم کرد.[1] علامه طباطبایی میفرماید: «کمترین درجه ایمان یا اسلام ظاهری، یعنی حفظ ظاهری اسلام، لذا هر کس این مقدار اسلام و ایمان را از خود نشان بدهد، حکم سایر مسلمانان را دارد.»[2] در روایات و احادیث، از نسبت دادن کفر به مسلمانان به شدت نهی شده است و تکفیر مسلمانان را روا نمیداند. مثلاً در برخی از صحاح سته اهل سنت این روایت وارد شده است که: «ایما رجل اکفر رجلاً مسلماً فان کان کافراً، والاّ کان هو الکافر.[3] هرگاه مسلمانی، دیگری را تکفیر کند، اگر او واقعاً کافر باشد که هیچ، وگرنه خود او کافر است.» و این نسبت دادن کفر به دیگران، پیدایش آن به صدر اسلام برمیگردد که بعد از رحلت پیامبر اکرم خلافت و حکومت غاصب وقت، مخالفان و معارضان در برابر خود را کافر خوانده و آنان را خارج از دین اسلام دانست.[4] بعدها هم گروههای مخالف که به خوارج معروف بودند، با همین رویکرد، همگان را تکفیر کرده و با حرکتهای خشونتبار، اصل و ملاک خود را به مسلمان کشی قرار دادند، (در قرن اول خوارج، و چهار قرن بعد تفکرات بربهاری، و قرن هشتم، ابن تیمیه، و قرن دوازدهم محمد بن عبدالوهاب) که هنوز هم تفکر وهابی ادامه دارد و این چیزی است که پیامبر اکرم آن را در وصف خوارج پیشگویی کرده بود و نسبت به آنان فرمودند: «... یقتلون اهل الاسلام[5]... آنان اهل اسلام را میکشند.» و یا حضرت علی (علیهالسلام) دربارهی تکفیریهای زمان خود که خوارج بودند فرمودند: «سیوفکم علی اعواتقکم.[6] شمشیرهایتان بر گردنهایتان آویخته است.»
در نتیجه جریان تکفیری وهابی، در این دو سدهی اخیر، به دلیل حمایتهای قوی از طرف استکبار سلطه یعنی آمریکا و انگلیس و صهیونیست پدیدار گشت و این انحراف نظری که مأخذ از اندیشهی ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب بوده، به یک انحراف عملی فاجعه آمیز مبدّل شده و در راستای این عقیده بوده است که خون و مال و جان و نوامیس مسلمین مباح و به هدر میرود.
فاعتبروا یا اولی الابصار
پینوشت:
[1]. کشاف، زمخشری، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج1 ص552.
جوامع الجامع، طبرسی، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، ایران، ج1 ص280.
[2]. المیزان، علامه طباطبایی، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ایران، ج4 ص583.
[3]. سنن، ابی داود، دار ابن حزم، قاهره، مصر، ج4 ص221 حدیث4687. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
سنن، ترمذی، المطبعه البابی، قاهره، مصر، ج5 ص22 رقم2637. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[4]. الفتوح، ابن اعثم کوفی، دار الاضواء، بیروت، لبنان، ج1 ص15-16.
[5]. الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، ابن حزم، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج3 ص127.
[6]. نهج البلاغه، سید رضی، نشر صبا، تهران، ایران، خطبه 127.

افزودن نظر جدید