مناظره درباره پشیمنه پوشی پیامبر (ص)

  • 1398/09/06 - 22:44
درباره مستحسنات صوفیه با یکی از دراویش مناظره‌ای داشتیم که ایشان معتقد بود که خرقه پوشی، مستند روایی و تاریخی دارد و جزء مستحسنات نیست. ایشان مدعی بودند که طبق روایتی که در کتب شیعه نیز هست، اولین بار این پیامبر اکرم (ص) بودند که بر تن دیگران خرقه پشمینه پوشانده‌اند. اما نکته قابل توجه این بود که این روایت در کتب روایی شیعه نیست بلکه در کتب صوفیان شیعه آورده شده است.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ درباره مستحسنات صوفیه با یکی از دراویش مناظره‌ای داشتیم که ایشان معتقد بود برخی عوام، خرقه‌پوشی را جزو مستحسنات شمردند که درست نیست، چون خرقه‌پوشی مستند روایی و تاریخی دارد، بنابراین جزو مستحسنات نیست و کاملاً دینی است.  

من: آیا امکان دارد برای خرقه‌پوشی یک مستند روایی نقل بفرمایید؟ در کجای دین اسلام بر خرقه‌پوشی تأکید شده که شما خرقه‌پوشی را جزو شرع مقدس به شمار آوردید؟

صوفی: خرقه‌پوشی پیامبر (صلی الله علیه و آله) از مشهورات خاص و عام است. و همان‌طور که میدانید عمل حضرت هم همان شرع مقدس است. بنابراین خرقه‌پوشی جزو شرع مقدس به‌حساب می‌آید. این مسئله حتی ازنظر تاریخی هم بیان شده و هم ازنظر روایی.

من: مستندات را بفرمایید؟

صوفی: قرار نیست که من همه‌چیز را بگویم. شما خودتان یک مقدار مطالعه کنید، تحقیق کنید، به نتیجه می‌رسید. صرف گفتن من شما میگویید از خودت گفتی ولی وقتی خودت تحقیق کنی بهتر قبول می‌کنی. یک  کلید بهت می‌دهم. مثلاً برو ببین استحباب پوشیدن جامه خشن از چه کسی وارد شده و کجا پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند.

من: من نسبت به این موضوع کاملاً واقف هستم و در مورد سند خرقه‌پوشی هم مطالعه داشتم . هدف من شنیدن مستندات شما بود. شما مدعی هستید که پوشیدن جامه خشن روایتی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) است و دال بر استحباب این امر دارد و شرعی است. ولی آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره پشمینه پوشیدن پیامبر (صلی الله علیه وآله) می‌فرماید که پیامبر (صلی الله علیه و آله) هیچ‌گاه بدون علت لباس بافته از مو و پشم نمی‌پوشید.[1]

صوفی: خوب همین روایت مولا علی (علیه السلام) می‌تواند مستند خوبی بر خرقه‌پوشی پیامبر (صلی الله علیه و آله) باشد.

من: نه خیر منظور امام علی (علیه السلام) این است که چون شرایط زمانه پیامبر (صلی الله علیه و آله) شرایط سخت اقتصادی بود و مردم و پیروان حضرت در مکه در تنگنای سخت اقتصادی بودند و اکثر آنها فقیر بودند لذا حضرت هم لباس سخت و خشن می‌پوشیدند. نکته دیگر اینکه نقل شده است که آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) با کسانی که لباس پشمینه می‌پوشیدند مخالفت می‌کردند و آن‌ها را از این کار نهی می‌کردند. حتی صریح روایت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است که می‌فرماید: «پنبه بپوشید که لباس رسول الله است.» [2] تمام این موارد نشان می‌دهد که پشمینه‌پوشی و خرقه‌پوشی جزو سنت رسول خدا نبوده که شما آن را جزو شرع مقدس به‌حساب آوردید.

صوفی: معروفه که اولین نفری که از دست پیامبر (صلی الله علیه و آله) خرقه پشمینه پوشیدام خالد بود. این حدیثی که در منابع شیعه هم نقل شده.

من: اولاً این حدیث در منابع روایی شیعه نقل نشده و فقط در کتب صوفیان شیعه نقل شده و ایشان نیز از کتب اهل سنت. ثانیاً استناد به این روایت هم درست نیست چون اولاً از منابع اهل سنت است، ثانیاً حتی خود بزرگان اهل سنت مثل سیوطی نیز این روایت را جعلی می‌دانند. [3] یا حتی ابن جوزی نیز استدلال به این روایت برای خرقه‌پوشی حضرت را صحیح نمی‌داند. [4]

پی‌نوشت:
[1]. ابن‌بابویه، محمدبن‌علی، خصال، نشر جاویدان، تهران، 1362، ج 2، ص 250
[2]. نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک، نشر موسسه آل البیت (ع) احیاءالتراث، قم، 1368، ج 1، ص 209
[3]. وعیدی بهشهری، سید عباس، خرقه صوفیان، نشر راه نیکان، تهران، 1384، ص 122
[4]. ابن جوزی، ابوالفرج، تلبیس ابلیس، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، باب دهم، نشر دانشگاه تهران، 1368، ص 191

برچسب‌ها: 
تولیدی

دیدگاه‌ها

سلام اساتید محترم؛ چرا درباره تصوف حوزی موضع نمیگیرید!؟؛ چون همانطور که میدانید آخوندهایی در لباس پیغمبر عقاید صوفیان را ترویج میکنند.. متاسفانه اسلام در ایران دچار بعضی آخوندهایی شده که صوفیانی اند در لباس تشیع و انحرافات عقیدتی صوفیان را ترویج میکنند و جالب اینکه مخالفانشان را تهمت جهل میزنند و عقاید باطلشان را نیز با سوء استفاده از آیات متشابه و فلسفه بافی و تشبیه خالق به مخلوق که شرک و کفر است اباطیلشان را برای عوام جا میزنند مثل محمدحسین طهرانی که نام علامه برایش گذاردند و عقایدش بخلاف اسلام است چنانچه ادعا کرده: حق سبحانه و تعالی، خالق است در مرتبه اعلی و مخلوق است در مرتبه دانی،آمر است در مقام بالا، مامور است در مقام پائین، راحم است در افق مبین،مرحوم است در اسفل السافلین! (الله شناسی ج 3 ص 222).. از این بهتر نمیتوانسته ادعا کند که همه چیز خداست و خداست که همه چیز است؛ و مخلوق همان خالق است و خالق همان مخلوق است.. در حقیقت اینها خداوند را مخلوق و مملوک و مربوب می شمرند و ادعا دارند مخلوق از ذات خالق و تطوّر و تحوّل خود خالق پس همذات اوست بخلاف اسلام که خداوند در آن خالق همه چیز و مالک همه چیز و ربّ همه چیز و بخلاف اشیاء و غیر آنهاست و مخلوق و مملوک و مربوب نیست و کُنهِ خداوند متفاوت و بخلاف مخلوقاتش است در قرآن و کلام اهل البیت(علیهم السلام) میخوانیم که فرمودند: الله خالق کل شئ، هو ربّ کل شئ، لَهُ کل شئ و هو بخلاف الاشیاء و نظیر این تعابیر.. همین جناب محمدحسین طهرانی در جایی ادعا کرده که اگر استادش(هاشم حداد) بگوید: یک لیوان خون بخور فلفور آن را میخورد؛ (حتّی اگر خداوندِ قرآن و اهل البیت(علیهم السلام)فرموده باشند خوردن خون حرام است)

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.