گفتار کوبنده امام حسن(ع) درباره‌ی خلافت، در حضور معاویه

  • 1398/03/18 - 20:16
اگر در تاریخ صدر اسلام نظری بیندازیم، به مهمترین واقعه آن یعنی جانشینی پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) برخورد می‌کنیم که خلفای حقیقی به خاطر مصالح اسلام و امت مسلمان از آن چشم‌پوشی کردند، اما دنیاپرستان به خاطر هوا و هوس و چندصباحی حکومت بر امت اسلام، با حیله و تزویر و کارشکنی آن را از اهلش دور کردند و فجایع ننگینی را بر امت اسلام به‌وجود آوردند.

تاریخ گویای سرگذشت خلافت و جانشینی پیامبر اکرم و نحوه انتخاب خلفاست؛ ازجمله در این امر چشم‌پوشی برخی که خلافت را حقّ مسلّم خود می‌دانستند به‌خاطر مصلحت‌ها بیان شده است؛ امام حسن (علیه‌السلام) که بزرگوارنه و به‌خاطر ریخته نشدن خون اسلام شناسانی که کشته شدن آن‌ها ضربه جبران ناپذیری به اسلام بود، از آن منصرف شد؛ از طرف دیگر غاصبین مانند معاویه، با حرص و ولع زیاد، چه کارهایی را که مرتکب نشدند و باعث چه انحرافاتی نگردیدند. ابن‌تیمیه نیز با نگاهی مغرضانه و دشمنی تام نسبت به اهل بیت پیامبر، جاهلانه سخنانی را بیان می‌دارد که عمق حقد و کینه خود را آشکار می‌کند، وی می‌گوید: «خلافت بر حق از آن معاویه است و حسن بن علی را در آن بهره‌ای نیست...»[1]
این در حالی است که امام حسن (علیه‌السلام) جواب این یاوه‌گویی را خطاب به معاویه فرمودند: «... معاویه به امام حسن (علیه‌السلام) پس از صلح، امر کرد که سخنرانی کنند و گمان کرد که آن حضرت از شکستگی نمی‌تواند حرف و سخنی بزند و امام حسن (علیه‌السلام) خطبه خواند و فرمود: همانا خلیفه کسی است که به کتاب خدا و سنت پیامبر عمل کند. اما کسی‌که ظلم می‌کند و سنت‌های الهی و پیامبر را تعطیل می‌کند و دنیا را پدر و مادر خود قرار می‌دهد و خلیفه نخواهد بود و این پادشاهی است که مُلکی را صاحب شده و مقدار کمی از آن بهره می‌گیرد و سپس لذتش قطع می‌شود و ننگ و عذابش باقی می‌ماند؛ چه می‌دانم شاید این امتحانی است برای شما و متاعی است تا زمان معین.»[2]
شعبی نیز به نقل از امام حسن (علیه‌السلام) می‌گوید که حضرت فرمود: «... این موضوع که من و معاویه بر سر آن با هم اختلاف کردیم، (خلافت) تنها حق من است، اما برای اصلاح امت و برای این‌که خون‌ها ریخته نشود، من آن را رها کردم...»[3]
در نتیجه می‌بینیم که علل انصراف امام حسن (علیه‌السلام) از خلافت، طی این دو نقل قول، به‌خاطر چه چیزهایی بوده و دیگران به خاطر رسیدن به آن، چه اعمال ننگینی را مرتکب شدند.
تو خود از این مجمل کلام مفصل خوان

پی‌نوشت:

[1]. منهاج السنه النبویه، ابن تیمیه، موسسه قرطبه، قاهره، مصر، ج4 ص41-42.
[2]. «حدثنی ابوعبیده قال... ان معاویه امر الحسن-ع- ان یخطب لما سلم الامر الیه و ظن ان سیحصر فقال فی خطبته: انما الخلیفه من سار بکتاب الله و سنه نبیّه و لیس الخلیفه من سار بالجور...» مقاتل الطالبین، ابوالفرج اصفهانی، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، ج1 ص20
نظم درر السمطین، زرندی حنفی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج1 ص201
[3]. «... ان هذا الامر الذی اختلف فیه انا و معاویه انما هو حق لی اترکه اراده لاصلاح الامه و حقن دمائهم...» معجم الکبیر، طبرانی، مکتبه العلوم و الحکم، موصل، عراق، ج3 ص26 حدیث2559.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.