دلیل اصرار نکردن پیامبر برای آوردن قرطاس از کتب اهل سنت

  • 1397/10/20 - 18:46
برخی حدیث درخواست قلم و دوات توسط پیامبر را قبول ندارند، پاسخ او: پیامبر وظیفه خود در ابلاغ را انجام داد و نه یک بار، بلکه دوبار درخواست کرد؛ ابن سعد، می‌گوید: ابن عباس گفت: آیا من قلم و کاغذی بیاورم تا وصیت خود را بنویسید؟ پیامبر فرمود: آیا پس از این نسبتی که به من دادند؟! سپس فرمود: برخیزید و از خانه خارج شوید.

خلاصه مقاله
برخی با شبهات واهی سعی کردند حدیث درخواست قلم و دوات توسط پیامبر را دروغ جلوه دهند.
در پاسخ آنان باید بگوییم که:
پیامبر با دستور خود مبنی بر آوردن قلم و دوات، وظیفه خود در ابلاغ را انجام داد و پیامبر نه یک بار، بلکه دوبار درخواست کرد؛ ابن سعد، می‌گوید: ابن عباس عرضه داشت: آیا من قلم و کاغذی بیاورم تا وصیت خود را بنویسید؟ پیامبر فرمود: آیا پس از این نسبتی -هذیان گویی- که به من دادند؟!» سپس فرمودند: برخیزید و از کنار من و از خانه خارج شوید.

متن مقاله
مورخین و محدثین فریقین، جریان قبل از رحلت پیامبر اکرم در طلب کردن قرطاس -قلم و دوات- را در کتب و تالیفات خود ذکر کرده‌اند، تا پیامبر وصیتی بنویسد که امتش گمراه نشود، که در آن لحظات سخت با سخنان زشت برخی از صحابه مانند عمر بن خطاب که پیامبر بیمار است و هذیان می‌گوید، این کار مهم انجام نشد، اما مغرضین هیچ‌گاه در وقایع تاریخی سکوت نکردند و با شبهات واهی و اشکالات بی‌اساس سعی کردند این حادثه مهم را یا دروغ و یا ... جلوه دهند. لذا بلافاصله یکی پس از دیگری خدشه وارد می‌کنند. از جمله این‌که چرا مثلاً پیامبر برای درخواست خود -قلم و کاغذ- اصرار نکرد و منجر به این شد که امتش گمراه شوند؟
در پاسخ به این سؤال باید بگوییم که:
اولاً: پیامبر با دستور خود مبنی بر آوردن قلم و دوات، وظیفه خود در ابلاغ را انجام داد و بر تمام صحابه حاضر در منزل و اطراف پیامبر واجب بود که در برابر دستور و فرمان صریح پیامبر آن را انجام دهند.
ثانیاً: خود عمر بن خطاب اقرار می‌کند که پیامبر نه یک بار، بلکه دوبار درخواست کرد و آن عبارت این چنین است: «... قال: لمّا مرض النّبی-ص- قال ادعوا لی بصحیفه و دوات اکتب لکم کتاباً لاتضلّوا بعده ابداً... ثمّ قال: ادعوا لی بصحیفه اکتب لکم کتاباً لاتضلّوا بعده ابداً...[1] ... عمر بن خطاب می‌گوید رسول خدا در زمان بیماریش فرمود: برای من کاغذ و دوات بیاورید تا کتابی -وصیتی- بنویسم که پس از آن گمراه نشوید... باز حضرت دوباره در خواست کاغذ و دوات کرد که چیزی بنویسد تا امتش بعد از او گمراه نشوند...» که پیامبر با سخن زشت عمر بن خطاب که گفت: «انّ الرجل لیهجر[2] این مرد هذیان می‌گوید.» روبرو شد، لذا کوتاه آمدن پیامبر از نوشتن وصیت به خاطر این سخن زشت و اهانت آمیز عمر بن خطاب و برخی دیگر که در کنار بستر پیامبری که بیمار بود و نزاع کردند، بود که سرانجامی جز فتنه و اختلاف در جامعه اسلامی باقی نگذارند.
ثالثاً: سخن ابن سعد، عالم اهل سنت، بسیار شنیدنی و قابل تأمل است. او در کتابش به نقل از ابن عباس آورده که پس از آرام شدن غائله‌ی نزاع و درگیری میان اصحاب حضرت، از پیامبر اکرم خواست اگر لازم است قلم و دوات بیاورد تا آن‌چه حضرت می‌خواست بنویسد، که پیامبر اسلام پاسخ عجیبی دادند و آن عبارت این است: «فقیل له ألا نأتیک بما طلبت قال او بعد ماذا قال؟[3] ابن عباس عرضه داشت: آیا من قلم و کاغذی بیاورم تا وصیت خود را بنویسید؟ پیامبر فرمود: آیا پس از این نسبتی -هذیان گویی- که به من دادند؟؟؟»
در نتیجه با این نسبت هذیان گویی به شخص پیامبر، آیا مغرضین باز تلاش نمی‌کردند تا برای اثبات هذیان گویی پیامبر به راه‌های دیگر متوسل شوند؟
آیا اصرار پیامبر فایده‌ای داشت؟ آیا نسبت‌های زشت‌تر و بدتر از هذیان گویی مثل دیوانه و مجنون بودن -العیاذ بالله- را به پیامبر نمی‌دادند؟
فلذا بهترین برخورد همان سخنی بود که فرمودند: برخیزید و از کنار من و از خانه خارج شوید.[4]
تو خود از این مجمل کلام مفصل خوان

پی‌نوشت:

[1]. معجم الاوسط، طبرانی، دار الحرمین، قاهره، مصر، ج5 ص288 حدیث5338. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. طبقات الکبری، ابن سعد، دار صادر، بیروت، لبنان، ج2 ص214. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. همان، ج2 ص215. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[4]. مسند، ابی یعلی، دار المأمون للتراث، دمشق، سوریه، ج4، ص288. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.