علمای اهل سنت پیامبر اسلام را امّی به معنی بیسواد نمیدانستند
خلاصه مقاله
برخی افراد با استناد به برخی آیات قرآن پیامبر اسلام را، امّی و بیسواد، به معنی عدم قدرت بر خواندن و نوشتن میدانند؛ بعد اشکال میکنند که چطور ایشان در لحظات آخر عمر، درخواست قلم و کاغذ کرد؟
در پاسخ باید گفت که، اولاً: پیامبر بنا بر مصالحی تا پیش از بعثت و مدتی بعد از آن، اقدام به نوشتن و خواندن نکرد، تا مخالفین نگویند آنچه آن حضرت از سوی خداوند میآورد، برگرفته شده از علوم و دانش دیگران است. ثانیاً: روایاتی آمده که پیامبر نامههایی را مکتوب کردهاند. ثالثاً: از امام جواد (علیهالسلام) سؤال کردند چرا به رسول خدا امّی میگویند؟ فرمود: خداوند رسولش را در میان امیّین (کسانیکه اهل کتاب نبودند) مبعوث کرد، ایشان به 72 یا 73 زبان میخواند و مینوشت. به ایشان امّی میگفتند، چون از اهل مکه که ام القرای جهان اسلام است بودند.
متن مقاله
برخی افراد با استناد به برخی از آیات قرآن مانند: [عنکبوت/48]، [اعراف/157و158]، [آل عمران/20]، دربارهی پیامبر اسلام، میگویند که حضرت، امّی و بیسواد بوده، یعنی قدرت بر خواندن و نوشتن نداشت؛ آن وقت در لحظات آخر عمرش که بیمار هم بود، چگونه درخواست قلم و دوات و کاغذ کرده است؟
در پاسخ باید گفت که، اولاً: امّی بودن پیامبر به این معنا نیست که حضرت خواندن و نوشتن نمیدانست، بلکه آن حضرت بنا بر مصالحی تا پیش از بعثت و مدتی بعد از آن، چنین اقدامی نکرد، تا مخالفین نگویند آنچه آن حضرت از سوی خداوند میآورد، برگرفته شده از علوم و دانش دیگران است. لذا در قرآن خداوند میفرماید: «وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ ۖ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ.[عنکبوت/48] تو هرگز پیش از این کتابی نمیخواندی و با دست خود چیزی نمینوشتی، تا مبادا کسانیکه درصدد ابطال سخنان تو هستند، شک و تردید کنند.»
ثانیاً: علمای اهل سنت در کتابهای خود، خصوصاً در صحیح بخاری روایاتی را ذکر کردهاند که پیامبر اکرم خود در برخی از موارد نامههایی را مکتوب کردهاند، از جمله: «پیامبر نامهای به فرمانده سپاه نوشت و دستور داد نامه را تا هنگامیکه به فلان مکان نرسیده است، آن را نخواند...»[1] و یا در جای دیگری از صحیح بخاری آمده است که: «پیامبر نامهای نوشت و به شخصی که به فرماندهی برگزیده بود، امر کرد تا آن را به پادشاه بحرین بدهد...»[2]
آلوسی در کتاب تفسیرش پس از نقل جریان به معراج رفتن پیامبر و نوشتن برخی عبارات در کنج عرش و خواندن آن توسط خود پیامبر، مینویسد: «قدرت بر خواندن، فرع قدرت بر نوشتن است؛... روایاتی در صحیح بخاری و غیر آن وجود دارد و این مطلب را تأیید میکند.»[3] و یا سیوطی در کتاب خود اینچنین آورده است که: «پیامبر از دنیا نرفت، مگر آنکه میخواند و مینوشت.»[4]
ثالثاً: این حدیث از امام جواد (علیهالسلام) برای پاسخ به این سؤال کفایت میکند: «از امام جواد (علیهالسلام) سؤال کردند که ای فرزند پیامبر! چرا به رسول خدا امّی میگویند؟ حضرت پرسید: مگر مردم چه میگویند؟ گفتند آنان بر این عقیده و باورند که پیامبر نمیتوانست بنویسد، امام جواد (علیهالسلام) فرمود: آنها دروغ میگویند -لعنت خدا بر ایشان باد- چگونه پیامبر نمیتوانست بنویسد، در حالیکه خداوند در قرآن میفرماید: «او خدایی است که رسولش را در میان امیّین -کسانی که اهل کتاب نبودند- مبعوث کرد، تا برای آنها آیات خداوند را تلاوت و آنها را پاکیزه سازد و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد؟ به خدا سوگند! پیامبر به 72 یا 73 زبان میخواند و مینوشت. به این دلیل به آن حضرت امّی میگفتند، چون او از اهل مکه بود و مکه در آن زمان ام القرای جهان اسلام به حساب میآمد. چنانچه خداوند در قرآن میفرماید: «ما تو را فرستادیم تا اهالی مکه و اطراف آن را انذار کنی و هشدار دهی.»[5]
در نتیجه این پیامبر اکرم است که عقل کلّ عالم و آگاه به علوم و دانشهای مختلف و دارای علم لدنّی است و این سخنان از جهل و نادانی، و آشنا نبودن به نظرات و کتابهای علمای دین است.
فاعتبروا یا اولی الابصار
پینوشت:
[1]. «النّبی-ص- حیث کتب لامیر السّریّه کتاباً و قال لاتقرأه حتی تبلغ مکان کذا و کذا.» صحیح بخاری، بخاری، دار ابن کثیر، بیروت، لبنان، کتاب العلم، باب 7 ما یذکر فی المناوله ج1 ص35. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2] «انّ رسول الله-ص- بعث بکتابه رجلاً و امره ان یدفعه الی عظیم البحرین الی کسری فلمّا قرأه مزّقه...» همان، ج1 ص36 حدیث64. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. «و القدره علی القراءه فرع الکتابه... و یشهد للکتابه احادیث فی صحیح البخاری و غیره.» روح المعانی، آلوسی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج21 ص5. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[4]. «ما مات النّبی-ص- حتّی قرأ و کتب.» در المنثور، سیوطی، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج3 ص574. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[5]. «سألت اباجعفر محمد بن علی الرضا فقلت یا ابن رسول الله لم سمّی النّبی-ص- الامّی فقال ما یقول الناس؟ قلت یزعمون انّه سمّی الامّی لانّه لم یکتب فقال کذبوا -علیهم لعنه الله-...» معانی الخبار، شیخ صدوق، موسسه النشر الاسلامی، قم، ایران، ص53.

افزودن نظر جدید