حدیث اقتداء با اعمال و رفتار ابوبکر و عمر منافات دارد
متن مقاله
برخی اهل سنت قائلند که پیامبر دربارهی ابوبکر و عمر فرمود که بعد از من به این دو نفر اقتداء کنید، در حالیکه در صحیحین نیامده و برخی علمای اهل سنت آن را ردّ کردهاند. حال بر فرض صحت سند حدیث، نمیتوان به دلالت آن ملتزم بود. از باب نمونه چنین اختلافاتی بین خلیفه اول و دوم وجود داشت:
ابوبکر، خالد بن ولید را مجتهد میدانست، اما عمر بن خطاب او را مستحق سنگسار؛
عمر بن خطاب حج تمتع را نهی کرد، در حالیکه ابوبکر به آن معتقد بود؛
ابوبکر قائل به جواز متعه زنان بود و دخترش اسماء به آن عمل میکرد، اما عمر بن خطاب با بدعتی که بنا نهاد، آن را حرام کرد.
در نتیجه با این همه اختلافات میان این دو نفر، چگونه باید بپذیریم که پیامبر فرمود: بعد از من به این دو نفر اقتداء کنید؟
متن مقاله
اهل سنت قائلند که پیامبر دربارهی ابوبکر و عمر فرمود که بعد از من به این دو نفر اقتداء کنید و این در حالی است که هیچیک از صحابه و بزرگان اهل سنت، خصوصاً بخاری و مسلم آن را در کتب خود ذکر نکرده و دیگران هم آن را تأئید نکردهاند، بلکه به دلایلی آن را ردّ کردهاند. حال فرض را بر این بگیریم که این حدیث از سوی پیامبر اکرم صادر شده و مسلمانان هم بناست که به این دو نفر اقتداء کنند. به کدامیک از این دو نفر باید اقتداء کنند، در حالیکه بین ایشان اختلافات فراوانی وجود داشته است! چرا که بسیاری از رفتارهای آن دو با یکدیگر متناقض بوده، فلذا نمیتوان به هر دو اقتداء کرد. از باب نمونه مثلاً:
- ابوبکر، خالد بن ولید را مجتهد میدانست، اما عمر بن خطاب او را مستحق سنگسار، چرا که خالد بن ولید یکی از صحابه پیامبر، بهنام مالک بن نویره را به قتل رسانید و در همان شب با زن زیبای او زنا کرد. یعقوبی در کتاب تاریخ خود آن واقعه را اینگونه شرح میدهد که: «فاتاه مالک بن نویره یناظره و اتّبعته امرأته فلمّا رأها أعجبته فقال: والله لانلت ما فی مثابتک حتی أقتلک...[1] مالک بن نویره در حالیکه همسرش را به همراه داشت، نزد خالد بن ولید آمد تا با او وارد گفتگو شود، وقتی نگاه شهوت آلود خالد به همسر او افتاد، از زیبایی او به شگفت آمد و گفت به خدا سوگند به آنچه نزد تو هست نمیرسم مگر اینکه تو را بکشم...»
- عمر بن خطاب حج تمتع را نهی کرد، در حالیکه ابوبکر به آن معتقد بوده است. فلذا بخاری در کتاب خود روایت میکند که: «حدثنا مسدّد... عمران بن حصین قال انزلت آیه المتعه فی کتاب الله ففعلناها مع رسول الله و لم ینزل قرآن یحرّمه و لم ینه عنها حتی مات قال رجل برأیه ما شاء قال محمد -بخاری- یقال انّه عمر بن خطاب.[2] آیه حج تمتع در زمان پیامبر نازل شد و ما به آن عمل میکردیم و آیهای هم بر حرمت آن نازل نگردید و پیامبر هم تا پایان حیات خویش آن را منع نکردند، اما مردی با رأی و نظر و میل خود هر چه خواست گفت. محمد -بخاری- گفته این شخص عمر بن خطاب بوده است.»
- ابوبکر قائل به جواز متعه زنان بود و دخترش اسماء به آن عمل میکرد. اما عمر بن خطاب با بدعتی که بنا نهاد، آن را حرام کرد: طحاوی در کتاب خود اینگونه مینویسد که: «حدثنا... عن سعید بن جبیر قال سمعت عبدالله بن الزبیر یخطب و هو یعرّض بابن عباس یعیب علیه قوله فی المتعه فقال بن عباس یسأل امّه ان کان صادقاً فسألها فقالت صدق بن عباس قد کان ذلک فقال بن عباس لو شئت لسمّیت رجالاً من قریش ولدوا فیها[3] ... از عبدالله بن زبیر شنیدم که سخنرانی میکرد و به ابن عباس کنایه میزد و نظر او در مورد متعه را به عنوان عیبی از او بیان میکرد. ابن عباس گفت اگر راست میگوید از مادرش بپرسد، او نیز از مادرش پرسید، مادرش -اسماء دختر ابوبکر- گفت ابن عباس راست میگوید، چنین است. ابن عباس نیز گفت اگر بخواهم میتوانم نام مردانی از قریش را ببرم که همگی از متعه به دنیا آمدهاند.» اما عمر بن خطاب آن را حرام کرد و عاملین به آن را تهدید به مجازات میکرد.
در نتیجه با این همه اختلافات میان این دو نفر، چگونه باید بپذیریم که پیامبر فرمود: بعد از من به این دو نفر اقتداء کنید؟ والله العالم.
پینوشت:
[1]. تاریخ یعقوبی، یعقوبی، دارصادر، بیروت، لبنان، ج2 ص131.
[2]. صحیح بخاری، بخاری، دار ابن کثیر، کتاب التفسیر، باب من تمتع بالعمره الی الحج، ج4 ص133 حدیث4246.
[3]. شرح معانی الآثار، طحاوی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، باب نکاح متعه، باب 6 ج3 ص1.

افزودن نظر جدید