چرا اهل سنت خطبه غدیر را روایت نکردند؟

  • 1398/05/26 - 19:40
یکی از علل اصلی بیان نکردن خطبه غدیر و عمل نکردن به مقتضای حدیث غدیر ترس و هراسی بود که صحابه از حاکمیت داشتند. آنها به خاطر ترس از دست دادن جانشان تقیه کرده و حدیث غدیر را بیان نمی‌کردند.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ از روایات متواتری که شیعه و سنی نقل کرده‌اند، حدیث غدیر است. در این‌که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در روز 18 ذی‌الحجه خطبه خواندند و سخنانی را بیان فرمودند، هیچ‌کس شک ندارد. آن‌چه اکنون مورد پرسش است، این است که چرا اهل‌سنت خطبه غدیر را به صورت مفصل بیان نکرده‌اند؟ و به ذکر قسمتی از حدیث غدیر اکتفا کرده‌اند؟ مهم‌تر آن‌که چرا به مقتضای حدیث غدیر عمل نکردند؟ در حالی‌که رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) صراحتاً جانشین پس از خودشان را، حضرت علی (علیه‌السلام) معرفی کردند.
در پاسخ از این پرسش‌ها باید گفت که قطعاً علل مختلفی وجود دارد. عللی هم‌چون این‌که در زمان جاهليت تنها اشرافی به مجلس مشورتی قريش (دار الندوه) راه می‌يافتند، كه به چهل سالگی رسيده باشند. بر اين اساس، پذيرش جانشين رسول خدا، به ويژه اگر آن فرد داماد پيامبر بود و كمتر از چهل سال داشت، بسيار دشوارتر می‌شد. یا به جهت دشمنی قبایل با حضرت علی (علیه‌السلام) به جهت این‌که اقوامشان در جنگ‌ها به‌دست حضرت کشته شده بودند و مردم خوش نداشتند که علی به خلافت برسد و علل مختلف دیگر... .[1]
به نظر می‌رسد از میان این علل، مهم‌ترین علت ذکر نشدن حدیث غدیر و عمل نکردن به مقتضای حدیث غدیر، ترس و خفقانی باشد که در آن دوران در بین صحابه حاکم بود. زیرا قطعاً برخی از صحابه تمایل به بیان این حدیث و عمل کردن به این حدیث داشتند، اما جریان به گونه‌ای رقم خورده بود که جرأت بیان آن حدیث را نمی‌کردند. اوضاع به گونه‌ای بود که وقتی از یک راوی می‌خواستند که حدیث غدیر را نقل کند، باید او را قسم می‌دادند تا این حدیث را نقل کند. به این حدیث توجه کنید.
راوى ديگرى مى‌گويد: نزد زيد بن ارقم رفتم و به او گفتم: دامادم از تو حديثى در شأن على (عليه‌السلام) در روز غدير خم براى من نقل كرده است. من دوست دارم آن حديث را از خودت بشنوم. زيد بن ارقم در پاسخ گفت: شما مردم عراق حالاتى داريد كه مانع از نقل حديث براى شما مى‌شود. به او گفتم: از طرفِ من مشكلى براى تو ايجاد نخواهد شد. وقتى از جانب من مطمئن شد، درخواست مرا پذيرفت و گفت: آرى! ما در جُحْفه بوديم، ... سپس واقعه را تا آخر نقل نمود. به او گفتم: آيا رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: اللهمّ والِ مَنْ والاهُ وعادِ مَن عاداهُ؟ خدايا! دوست بدار هر كه او را دوست بدارد و دشمن باش با كسى‌كه با او دشمنى ورزد. زيد بن ارقم گفت: من آن‌چه را كه شنيدم به تو بازگو كردم.[2]
احادیثی از این دست زیاد است. در روایتی دیگر راوی نزد سعد بن ابی وقاص می‌رود و می‌گوید می‌خواهم مطلبی را از تو بپرسم ولی از تو تقیه می‌کنم. سعد گفت هر چه می‌خواهی بپرس، زیرا من عموی تو هستم. راوی گوید: گفتم جایگاه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در میان شما در روز غدیر چگونه بود؟ سعد بن ابی وقاص شروع به نقل حدیث نمود.[3]
چنان‌که در این روایات مشاهده می‌شود، شرایطی که در آن زمان بر مردم حاکم بوده به گونه‌ای بوده است که مردم از بیان حدیث غدیر واهمه داشتند و آن را پنهان می‌کردند (تقیه می‌کردند) و این شاید مهم‌ترین علت بیان نکردن حدیث غدیر و عمل نکردن به مقتضای آن بوده است. به تعبیر بهتر، بسیاری از صحابه و تابعین از بیان حدیث غدیر هراس داشتند، زیرا جانشان به خطر می‌افتاد.

نویسنده: م.ج

پی‌نوشت:

[1]. خبرگزاری مهر، «چرا کسی به غصب شدن حق علی(ع) اعتراض نکرد/ غدیر قابل انکار نیست»، شناسهٔ خبر: 2929047 - پنجشنبه ۹ مهر ۱۳۹۴.
[2]. احمد بن حنبل، مسند احمد، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1415ق، ج4، ص368.
[3]. محمد بن یوسفی گنجی شافعی، کفایه الطالب فی مناقب علی بن ابیطالب، بی‌نا، بی‌جا، بی‌تا، ص62.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.