آرتمیس سالار مرداب‌ها

  • 1394/05/03 - 15:22

با مطالعه تاریخ، و کنار نهادن تعصبات جاهلانه، درمی‌یابیم که آرتمیس یک شخصیت ایرانی نبود. بلکه اصالتاً یونانی بود، و در پی کسب قدرت جنایات بسیاری مرتکب شد و سرنوشتی او نیز سخت و ناگوار بود. وی نه در منابع ایرانی و نه در منابع یونانی، شخصیتی متعالی نیست، بلکه کارنامه‌ای ننگین از خود باقی گذاشت. لذا اینکه برخی او را الگوی زنان ایرانی می‌نامند، توهینی بزرگ به بانوان این سرزمین است.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ مدتی است که پیام‌هایی از سوی جریان باستانگرا، پیرامون زنی به نام آرتمیس منتشر می‌شود. در این پیام‌ها، این زن به عنوان دریاسالار ارتش هخامنشی ستوده شده و الگویی برای بانوان ایرانی نامیده شده است. اما به راستی حقیقت چیست؟ آرتمیس که بود؟ آیا ایرانی بود؟ آیا الگو و مایه افتخار بانوان ایرانی است؟ آنچه در ادامه می‌آید، اسنادی پیرامون این زن و شخصیت اوست. 

- هیچ یک از متون تاریخی ایران (و حتی منابع اسطوره‌ای)، ابداً نامی از این زن نبرده اند. مطمئناً اگر فرهیختگان ایرانی در گذر تاریخ، ارزشی برای این زن قائل بودند، حداقل یادی از او می‌کردند. لیکن می‌بینیم که حتی یک کلمه درباره او در منابع ایرانی، گفته و نوشته نشده است. این چه افتخار و الگویی است که هیچ اسم و رسم و نشانی از او در هیچ یک از منابع کهن ایرانی وجود ندارد ؟

- از سویی دیگر، منابع یونانی از او نام برده اند. آن هم چه نام بردنی...! نگاهی به آرتمیس در منابع یونانی!

آرتمیس یک واژۀ یونانی، نه پارسی!‌

آرتمیس (به یونانی: Αρτεμις و به لاتین: Artemis/artemise) در اساطیر یونان، ایزدبانوی شکار، ماه و حاصلخیزی، دختر زئوس، و خواهر دوقلوی آپولون بود.[1] نام آرتمیس دریاسالار هخامنشی (!) از نام این الهه بانو گرفته شده است. این واژه، نه یک نام ایرانی، بلکه یک اسم یونانی و در واقع نام یکی از خدایان یونان باستان است. نه تنها در یونان، بلکه در سراسر جزاير و نقاطى كه عناصر يونانى سكونت داشتند مورد پرستش بود،[2] مناطقی چون لیدیا،[3] کاپادوکیا[4] مناطق ایونی،[5] دلوس،[6] تراکیا[7] و غیره. هرودوت این نام را جزو اسامی خدایان یونانی می آورد!‌[8] گزنفون هم او را به عنوان یک رب النوع یونانی نام می‌برد.[9] طبق منابع متعدد تاریخی،یونانی بودن این واژه روشن و صریح است و جای تردید نیست.[10] حتی معبد آرتمیس در کرمانشاه (کنگاور) نیز یک معبد هلنی (یونانی) بود. که پس از فتح ایران به دست اسکندر، توسط یونانیان ساخته شد و البته به گفته ایزیدور خاراکسی، بعدها به معبد آناهیتا تغییر نام داد.[11] پس واژه آرتمیس، یونانی است. یعنی یک نام یونانی است. لیکن آرتمیس -فرماندهان نیروی دریایی هخامنشی در جنگ علیه یونان- نزد خشایارشا چه ‌می‌کرد؟

آرتمیس، یک غیر ایرانی و یک جنگجوی اجاره ای!

آرتمیس یکم، ملکه هالیکارناس در کاریا، و یکی از فرماندهان نیروی دریایی هخامنشی در نبرد سالامیس در زمان تجاوز خشایارشا به یونان (در سال ۴۸۰ پیش از میلاد) بود.[12] هالیکارناس یک شهر در آسیای صعیر و در منطقه ایونیه محسوب می‌شود.[13] منطقه‌ای که آرتمیس بر آن حکومت می کرد، یک سرزمین در اشغال هخامنشیان بود. در واقع آرتمیس پس از مرگ شوهرش، حاکم دست نشانده هخامنشیان در آن سرزمین بود (یک حاکم بومی دست نشانده). بنابر نقل تاریخ، نام پسر آرتمیس، پیسیندلیس (Pisindelis) بود،[14] که یک نام یونانی است. نام پدر آرتمیس هم ليگ‏داميس بود که این نیز نامی یونانی و مربوط به نواحی ایونیه است (نه یک نام ایرانی). پدر آرتمیس، اهل هالیكارناس (در ایونیه) بود، و مادر او نیز اهل جزیره کریت (کِرِت) در دریای مدیترانه بود.[15] لذا آرتمیس، ایرانی (و پارسی) نبود.

آرتمیس، سالار مرداب‌ها

آرتمیس (آرتمیز) با اینکه خود اهل ایونیه (مناطق یونانی‌نشین آسیای صغیر) بود، ولی در جنگ‌های ضد یونانی همراه خشایارشا بود و به او یاری رساند.[16] وی در تجاوز خشایارشا به یونان، به شاه هخامنشی مشاوره داد و مستقیماً در نبرد دریایی به او خشایارشا کمک کرد.‌[17] حتی آرتمیس از اینکه خشایارشا آتن را به آتش کشید، ابراز خشنودی می‌کند و او را می ستاید.[18] لذا یونانیان، به آرتمیس به چشم یک خائن جنایتکار نگاه می‌کردند. در جنگ سالامیس، آرتمیس با پنج كشتى جنگی، نزد خشيارشا آمد[19] و با او همراه شد. در مرحله‌ای از جنگ،‌ وقتی که لحظات به ضرر خشایارشا می‌گذشت، چند کشتی از نیروهای یونانی، در حال تعقیب کشتی آرتمیس بودند. در این هنگام آرتمیس، یک کشتی از هم‌پیمانان هخامنشی (کشتی کالیندیان) را غرق کرد! در حالی که هم‌پیمانان هخامنشی درون کشتی بودند. یونانیان وقتی این صحنه را دیدند گمان کردند که او از متحدين يونانى است يا از پارسی‌‌هاى فرارى، كه به يونانی‌ها كمك مى‏ كنند، لذا از تعقيب او دست برداشتند.[20] این چنین بود که آرتمیس برای حفظ جان خود، دیگر همپیمانان و دوستانش را به کام مرگ فرستاد.
در زمان جنگ، فرمانده نیروی دریایی آتن برای دستگیری آرتمیس جایزه بزرگی وعده داد. ولى يونانيان به گرفتن او موفق نشدند، چون او فرار كرده به فالرون رفت.[21] همین امر نشانگر این است که آرتمیس، نه تنها به خاطر قدرت، حاضر به کشتن دوستان و هم‌پیمانان خود بود، بلکه در موقع لزوم، فرار را بر قرار ترجیح می‌داد. از سویی در تازش خشایارشا به یونان، خشونت‌های عجیبی رخ داد، از جمله اینکه به دستور شاه هخامنشی سر از تن بسیاری از ساموتراسی‌ها جدا کردند.[22] حمله خشایارشا به یونان، سبب ویرانی‌ها و کشتارهای بسیاری شد که مطمئناً آرتمیس هم در کارنامه خشایارشا شریک است. منابع غربی نوشته اند که آرتمیس دختر لیگدامیس كه در تازش خشيارشا به يونان شركت داشت، بعدها عاشق مردی به نام داردانوس‏ شد. لیکن داردانوس به او توجهی نمی‌کرد، آرتمیس نیز خشمگین شد و دستور داد چشمان او (داردانوس) را درآوردند و بعد نیز خود را از بالاى صخره‌ای به پایین پرت كرد و مَُرد (خودکشی کرد).[23] هرچند برخی تلاش کرده اند چنین سرنوشتی را برای آرتمیس انکار کنند.

به هر روی، با مطالعه تاریخ، و کنار نهادن تعصبات جاهلانه، درمی‌یابیم که آرتمیس یک شخصیت ایرانی نبود. بلکه اصالتاً یونانی بود، و در پی کسب قدرت جنایات بسیاری مرتکب شد و سرنوشتی او نیز سخت و ناگوار بود. وی نه در منابع ایرانی و نه در منابع یونانی، شخصیتی متعالی نیست، بلکه کارنامه‌ای ننگین از خود باقی گذاشت. لذا اینکه برخی او را الگوی زنان ایرانی می‌نامند، توهینی بزرگ به بانوان این سرزمین است...

پی‌نوشت:

[1]. بنگرید به theoi.com, Olympios, Artemis... و mythindex.com, greek mythology, Artemis...
آثنايوس نوكراتيسى، ايرانيات در كتاب بزم فرزانگان‏، ترجمه: جلال خالقى مطلق‏، تهران، مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى‏، 1386. ص 96
[2]. تاريخ هردوت،‏ مترجم و محقق: هادى هدايتى،‏ تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران‏، 1382. ج‏ 4، ص 100 پاورقی، ج 3 ص 149 پاورقی.
[3]. آثنايوس نوكراتيسى، همان، ص 103؛ تاريخ هردوت، همان، ج ‏1، ص 81
[4]. پروكوپيوس، جنگ‏‌هاى ايران و روم، ترجمه: محمد سعيدى‏، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى‏، 1382، ص 81
[5]. تاريخ هردوت، همان، ج‏ 4، ص 102
[6]. تاريخ هردوت، همان، ج‏ 4، ص 101
[7]. حسن پيرنيا، تاريخ ايران باستان‏، تهران: نشر دنياى كتاب‏، 1375. ج‏ 1، ص 620
[8]. تاريخ هردوت، همان، ج‏ 1، ص 31
[9]. گزنفون، لشكركشى كوروش‏، ترجمه: غلام على وحيد مازندرانى،‏ تهران: نشر دنياى كتاب‏، 1384، ص 142
[10]. مری بویس، زرتشتیان، باورها و آداب دینی آنها، ترجمه ع.بهرامی، تهران: نشر ققنوس (ویراست دوم)، 1391. ص 118؛ رومن گیرشمن، تاریخ ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1372. ص 320
[11]. مری بویس، همان، ص 119
[12]. Schmitt، Rüdiger, ARTEMISIA, Encyclopædia Iranica.
[13]. تاريخ هردوت، همان، ج 3، ص 7
[14]. تاريخ هردوت، همان، ج‏ 1، ص 5
[15]. حسن پيرنيا، همان، ج‏ 1، ص 743
[16]. تاریخ هرودوت، ترجمهٔ وحید مازندرانی. تهران: انتشارات فرهنگستان ادب و هنر ایران، ۱۳۵۶. ص ۳۸۲
[17]. تاریخ هرودوت، ترجمهٔ وحید مازندرانی. تهران: انتشارات فرهنگستان ادب و هنر ایران، ۱۳۵۶. ص ۴۴۷ و ۴۵۳؛ حسن پيرنيا، همان، ج‏ 1، ص 807-808
[18]. تاریخ هرودوت، ترجمهٔ وحید مازندرانی. تهران: انتشارات فرهنگستان ادب و هنر ایران، ۱۳۵۶. ص ۴۵۹؛ حسن پيرنيا، همان، ج ‏1، ص 819
[19]. حسن پيرنيا، همان، ج‏ 1، ص 743
[20]. حسن پيرنيا، همان، ج‏ 1، ص 814
[21]. حسن پيرنيا، همان، ج‏ 1، ص 815
[22]. حسن پيرنيا، همان، ج‏ 1، ص 815
[23]. حسن پيرنيا، همان، ج ‏1، ص 743

تولیدی

دیدگاه‌ها

این زن بود یا گدزیلا

لطف کن به خودت نگو ایرانی چون لیاقت اسم ایرانی رو نداره اسم پاکی که برگرفته از اسم پاک آریایی هست

پاسخ به ایرانی یک آریایی: ایرانی بودن یا نبودن ربطی به لیاقت ندارد. الآن ما این همه ایرانی دزد و قاتل و جنایتکار و بدذات و خائن داریم. ایرانی خوب داریم. ایرانی بد داریم. پس ایرانی بودن چیزی نیست که لیاقت بخواهد. نکته دیگر اینکه ایرانی بودن یک امر کاملا جبری هست. هیچ کس با اختیار خودش ایرانی متولد نشد و حتی اگر کسی از ایرانی بودن خودش شرمسار باشد، باز هم تا ابد این "انگ" (چیزی که از دید خودش انگ است) بر پیشانی او باقی هست.

واقعا که تو ایرانی نیستی

اینو باش خدایی.براش دلایل منطقی آوردن باز میگه میگه ماست سیاهه.خدا شفات بده

اگه تو منابع ایرانی هیچ اسمی ازش نیست تو این همه اطلاعات از کجا آوردی نویسنده جان

اگر یکبار، فقط یکبار مقاله را می‌خواندید این سؤال را نمی‌پرسیدید. در منابع ایرانی هیچ نامی از آرتمیس نیست. چون او یک زن هرزه و کثیف بود. مایه ننگ و آبروریزی بود. آنچه هست در منابع بونانی است.

آقاجان،لطفاچشم تعصبت رو کور کن، چشم سرت روبازکن،منابع روبخون تامتوجه بشی سوالت چقدرمسخره است.بخدا رو روشنه،تاریکی از آنِ شب است

در یونان تنها کسی که از ارتمیس حرف زده هرودوت بوده ک اونم از ایرانی ها متنفر یوده

ایران باستان هیچ چیز غیر از کشت و کشتار و کشورگشایی نداره

ولی من یکم تحقیق کردم،ازش الهه ی پاکدامنی یاد می کردندا.تو ویکی پدیا اینو نوشته.

شماها ایرانی نیستین اگر نه که به تاریختون افتخار میکردین نه اینکه بی دلیل گذشتگان را به کشت وکشتار و تجاوز متهم کنید

از دید شما هر کس حقیقت را بگوید ایرانی نیست؟ اما اگر کسی دروغ بگوید ایرانی است؟ آرتمیس جزو تاریخ ایران نیست. اما برخی می‌کوشند از این زن هرزه‌ی یونانی، یک الگو برای زنان ایرانی بتراشند.

آرتمیس هرچی بوده اهل هرجا بوده دمش گرم اندازه هزار تا مرد جنگی قدرتو جرات داشته افتخار کشورمونه

اولا آرتمیس اصلا اهل کشور ما نبوده که بخاد افتخار کشورمون باشه. ضمن اینکه هیچ یک از بزرگان علم و ادب و تاریخ ایران از آرتمیس اسم نبردن و اونو ستایش نکردن

تازش خشایار به یونان؟ خشایار که بود؟ تو ایرانی هستی؟

برادر عزیز شمایی که میگید هیچ نوشته ایرانی درباره آرتمیس نیست علتش هم بدون. اسکندر مقدونی ای اینهمه ازش یونانی ها تعریف میکنند وقتی ایرانو فتح میکرد همه آثار و نوشته های ایرانی ها رو از بین می برد. حتی اوستا اصلی را هم سوزاندن هیچ اثری ازش باقی نداشتن. اون اوستائی هم که بوده رو ساسانیان بازنویسی کردن. از ایران باستان چیز های محدود باقی مانده که آنها هم بیشتر سنگ نوشته و اینها هستن.بیشتر آثاری که درباره ایران هست رو یونانی ها نوشتند و قطعا برای اینکه خودشان را بالا ببرند خیلی جاها از ایرانی ها بد گفتن. حتی تو نوشته های یونانی ها مثل هردوت هم خیلی از شجاعت و صفات دیگر آرتمیس گفته شده. شما نمیتوانید با اسناد بیگانگان علیه ایران یک شخصیت که اگرچه ایرانی اصل نبوده اما در آن زمان آن مناطق متعلق به به حکومت ایران بوده مانند خیلی جاها دیگه به همین دلیل هم ایرانی معرفی میشه و مانند خیلی دیگر از فرمانروایان آن موقع با ایران متحد بوده رو اینگونه تخریب و پست جلوه بدید مخصوصا وقتی که اسنادی از طرف ایران ندارید که هیچگونه نظری درباره او نداده باشند. خیلی از شخصیت های ایرانی هستند که در کتاب های یونانی ها نامبرده شده اند. درمورد علت حمله های خشایارشاه به یونان هم اسناد یونانی ها بیشتر مورد مطالعه و همچنین باقی مانده است که قطعا خود را مظلوم و طرف حق قرارداده اند پس در مورد آن هم نمی‌توان نظر اینچنین داد و یکی از شاهان بزرگ کشور را بد نام برد و آبرو و تاریخ ایران را به زشتی توصیف کرد. درمورد کتاب هایی که درباره خدایان یونان مثل زئوس و هرکول و دیگر خدایان هم نوشته اند که واقعا نباید حرفی آورده شود چونکه به هیچ وجهی نمیتوان آنها را به عنوان منبع مطمئن نام برد چونکه خیلی چیز ها در آنها گفته شده قابل قبول نیست مثل اینکه گفته شده زئوس آدم ها رو آفریده یا اینکه اول مرد ها رو آفرید و بعد برای آرام کردن آنها و اتمام جنگ بین آنها زنان را آفرید. حتی گفته شده ابتدا از هر عضو دو برابر داشتن و بعدا زئوس آنها را نصف کرد تا برن و نیمه دیگر خودشان را پیدا کنند. هیچ وقت سعی نکنید وقتی که هیچ سندی از خودمان برایمان نمونده با استفاده از اسناد کسانی که علیهمان بوده اند یک شخصیت که ایرانی یا شخصیتی که اگرچه ایرانی اصل نبوده ولی در طرف ما بوده و ایرانی خطاب و یا یاد شده است را تخریب کنیم و ننگین جلوه دهیم مخصوصا وقتی به عنوان شخصیتی بزرگ یاد شده اند. من حرفای شما رو به طور کامل قبول ندارم چون یا داستان هایی مبهم مثل کاری که آرتمیس برای فرار از کشتی های دشمن انجام داد یا فرار کردن او بعد از جنگ و مخفی شدن هستند که هیچ کس نمیداند سرنوشت آن کشتی قرق شده چه بوده و یا کسی در آن فدا شده است یا نه چونکه خیلی از مورخان بر اساس منطق بر سر آن بحث دارند یا اینکه اصلا نقشه آرتمیس این بوده یا خیر آگر خواستید میتوانید دربارش در اینترنت بخوانید. خیلی نظر های دیگر هم مثل هرزگی و مورد آزار قرار گرفتن آرتمیس از جوانی و خون خواهی و افراطی بودن او در قدرت حتی در اسناد یونانی هم جای بحث دارد زیرا خود هردوت هم تعریفات بسیار زیاد و حتی جمیلی از آرتمیس کرده است. امیدوارم کمک کرده باشم و امیدوارم که شما در مطالعات اییندتون بیشتر و به خیلی نکات بیشتری داشته باشد و وقتی که دیگران رو عقیدتی خطاب می کنید و میگویید که شما چون او را ایرانی میدونید نظرات و تعریفات مثبت از او می کنید خودتان هم عقیدتی رفتار نکنید و فقط نظر منفی بدید. داستان که درباره مخلوق یکطرفه نظر میدهد و فقط او را خوب یا بد توصیف می کند کامل کامل درست نیست. حتی شمر و یزید و خیلی از امثال و پدراشون نماز می خوندن و در کنار امام علی و پیامبر جنگیدن و جهاد کردن و جانباز شدن. لطفا با فکر بازتری به قضایا نگاه کنید. این نکته رو هم بگم که آرتمیس مثل چند اسم دیگر ریشه و معنا هم در فارسی و هم در یونانی داشته همینطور که الان بعضی اسم ها ریشه در چند کشور و زبان دارند.

سلام. به نظر می‌رسد قضیه کتابسوزی اسکندر در ایران، درست نباشد. یا اگر هم درست باشد در حد جرئی بوده است. نه گسترده. چون بسیاری از "جزئیات تاریخی" از پیشدادیان و کیانیان و تواریخ ایرانی مانده است. اگر اسکندر همه کتابها را نابود کرده باشد پس چرا این همه جزئیات از تاریخ ایران برای ما مانده است؟مثلا زرتشت و زرتشتیان قبل از اسکندر، دانه‌های گیاهی مصرف میکردند. الان اسم آن دانه‌ها برای ما در اوستا و روایات زرتشتی به دقت وجود دارد. چرا این گزارش‌های تاریخی از بین نرفت؟ پس ادعای کتابسوزی اسکندر و عربها و... خیلی ادعای درستی نیست. اگر هم رخ داده باشد جزئی بوده است. نه گسترده/

ادامه از قبل: آرتمیس ایرانی الاصل نبوده. اگر ما بگوییم چون در یک سرزمینِ تحت تصرف هخامنشی زندگی میکرد پس ایران محسوب می‌شد، در این صورت باید عربها را هم ایرانی فرض کنیم. چون یکی از مناطق تحت تصرف هخامنشی، عربیه (عربستان) بود.

در کل دمش گرم که در لحظه های حساس کنار ما بوده و جنگیده چه ایرانی باشه یا نه ،اون موقع ایرانی مثل الان وجود نداشته که نصف دنیا مال ما بوده،در کل این همه بد گفتن در مورد یک فرمانده غیور بی انصافی محض اونم با توجه به این که هیچ سندی نیست،در تاریخ بسیار کسانی کنار ما بودند که الان از آهنها به اسم منفور یاد میشه،مثل مرحوم قذافی،هیتلر،حافظ اسد،کیم جونگ،یا بسیار افراد دیگه،،،یا کسانی هم هستند که کنار پیامبر بدوند در فتح ایران که الان منفور هستد...یکم فکر کن بزار حقوقت حلال بشه...

جناب تک سوار، لااقل مطلبو بخون، بعد نظر بده که حقوقت حلال بشه! تنهایی و برعکس سوار خر شدی. آرتمیس در لحظه‌های حساس کنار شما بوده؟ نه... داری اشتباه میزنی! آرتمیس در لحظه حساس، یک چاقو تو پهلوت فرو کرد و فرار کرد. متنو بخون... سند خیانت آرتمیس به اجدادت نوشته شده.

سلام دوست عزیز که میگید سوزوندن تاریخ ایران واقعیت نداره باید بگم کاملا درسته اون زمان فقط ی شخصی که الان اسمش درست یادم نیست ۱۴۰۰ کتاب از تاریخ و پیشینه ایران رو در زیر زمینه خونش پنهان کرده و بعد اون هرچی کتاب نوشتن از اون کتابا الهام گرفتن

سلام. لطفا سند و مدرک ارائه کنید.

هرجایی رو گشتم به طور دقیق درمورد مرگش صحبت نشده. به جز یک کلمه در ویکی پدیا که نوشته خودکشی و متن شما که به صورت کمی داستان گونه اون رو توصیف میکنه. میخواستم ببینم کسی به طور واقع گرایانه از مرگش خبر داره؟؟؟؟

سلام. برای قضیه خودکشی آرتمیس منبع ارائه کردیم که در انتهای مقاله آمده است.

از نظر من هرکی از این زن بد میگه تحت تاثیر فیلمی مثل 300 بوده شاید هرچه که از این انسان بوده نابود شدند... خلاصه اینکه هرجا یه زن قدرت داره پشتش کلمه هرزه هست ..... حیف

به نظر من هر کی از این زن، خوب بگه تحت تأثیر احساسات ناسیونالیستی و تعصبات قومی قبیلگی هست. وگرنه هیچ سندی وجود ندارد که از خوبی این زن گفته باشد. بلکه همه اسناد در بدگویی از این زن است

این مرگ آرتمیس در فیلم ۳۰۰بوده وگرنه علت واقعی این بانو بزرگوار معلوم نیست

مرگ آرتمیس در اسناد تاریخی آمده. اسنادی که سالها قبل از فیلم 300 نوشته شدند. آیا سندی دارید که آرتمیس ایرانی (پارسی یا مادی یا از دیگر اقوام ایرانی) بوده؟ یک سند در تمجید و بزرگواری آرتمیس پیدا میکنید؟ چرا ایرانیان هیچ گاه از آرتمیس به نیکی یاد نکردند؟ سؤالاتی که باید درباره اش فکر کرد

ببخشید شما اهل کجایین و از چه تباری هستید چه کشوری ؟؟؟!! لطفا اگر انسان هستید راست بگید ممنون ؟! خطاب به آقای نویسنده ...

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.