اهل سنت و بایکوت محمد بن ابی‌بکر

  • 1394/02/24 - 09:54
هنگامی که محمد بن ابی‌بکر می‌خواست با حضرت علی (علیه السلام) بیعت کند به آن حضرت اظهار داشت: «گواهی می‌دهم که تو امامی هستی که اطاعت از تو واجب است و پدر من در آتش می‌باشد.» و همین اعتقادات و عقائد است که موجب شده تا مورخین، محدثین و رجالیون اهل سنت دست از این صحابه بزرگوار کشیده و نامی از ایشان در کتب...

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ یکی از روش‌های مرسوم که از دیرباز تا کنون مورد استفاده معاندین و مغرضان برای جلوگیری از رسیدن سخن حق به دیگران قرار گرفته، بایکوت و تحریم فرهنگی بوده که در تاریخ اسلام برای اولین بار پس از علنی شدن نبوّت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) کفار مکه ایشان را سه سال در شعب ابی طالب محاصره اقتصادی و فرهنگی کردند تا از تأثیر و نفوذ ایشان بر قلب‌ها بکاهند و از رسیدن سخنان حق ایشان بر بندگان خدا ممانعت کنند. این سیره بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) در ازمنه متأخر از ایشان ادامه داشت تا نوبت به عصر نگاشتن حدیث و جوامع روایی اهل سنت فرار رسید، که در این دوره نیز اصل بایکوت و تحریم فرهنگی رعایت شد و لذا تعداد زیادی از نخبگان صحابه رسول الله (صلی الله علیه و آله) مانند ابوذر غفاری، عمار یاسر، مالک اشتر و محمد بن ابی‌بکر و ... فقط به جرم این‌که از محبین و یاوران و شیعیان امیرالمومنین به شمار می‌رفتند، نام و نشانی از آن‌ها و سیره آن‌ها در کتب مهم تاریخی و روایی اهل سنت یافت نمی‌شود.

یکی از آن افراد، محمد بن ابی‌بکر، فرزند خلیفه اول ابوبکر بن ابی‌قحافه می‌باشد، او با این‎که در نزد اهل سنت هم از شرف نسبی و هم از شرف مصاحبت با پیامبر (صلی الله علیه و آله) برخوردار است، اما چون از ملازمان و مصاحبان امیرالمومنین (علیه السلام) محسوب می‌شده، مورد كم‌لطفی جوامع روایی و کتب تاریخی اهل سنت قرار گرفته است. بلاذری در چگونگی عقائد و آراء محمد بن ابی بکر معتقد است، محمد بن ابی بکر قائل بود،خداوند حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) را امین بر وحی و فرمان خویش آفریده که کتب پیامبران قبل از خویش را تصدیق کند و راهنمای شرایع باشد. او علی (علیه السلام) را نخستین شخصی می‌دانست که به پیامبر (صلی الله علیه و آله) ایمان آورد و در مراحل مختلف به یاری پیامبر شتافت و از جان خویش مایه گذاشت. در همان حال معاویه و بنی‌سفیان را مردمی غاصب می‌دانست که با دروغ و ریا و زر و زور به جنگ اسلام شتافته‌اند. وی جنگ در مقابل معاویه را جنگ در راه خدا و برای پیشبرد دین خدا می دانست. او در خصوص خلفای سه گانه نیز معتقد بود که آنان حق امام علی (علیه السلام) را در احراز حکومت زیر پا گذاشته‌اند و درباره عثمان معتقد بود او از احکام خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله عدول کرده است.[1]

محمد بن عمر کشی در کتاب رجالش در شرح حال محمد بن ابی‌بکر از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند، هنگامی که محمد بن ابی بکر می‌خواست با حضرت علی (علیه السلام) بیعت کند به آن حضرت اظهار داشت: «َأَشْهَدُ أَنَّكَ إِمَامٌ‏ مُفْتَرَضٌ طَاعَتُكَ وَ أَنَّ أَبِي فِي النَّار.[2] گواهی می‌دهم که تو امامی هستی که اطاعت از تو واجب است و پدر من در آتش می‌باشد.» و همین اعتقادات و عقائد است که موجب شده تا مورخین، محدثین و رجالیون اهل سنت دست از این صحابه بزرگوار کشیده و نامی از آن‎ها در کتب خود نیاورند. به عنوان مثال ذهبی در سیر اعلام النبلاء وقتی به محمد بن ابی‌بکر می‌رسد به نصف صفحه در توصیف او کفایت می‌کند،[3] با این‌که او هم صحابه رسول الله (صلی الله علیه و آله) بوده و هم فرزند خلیفه اول به حساب می‌آمده، اما وقتی به نام عبدالله بن عمر که او هم از جهت شرافت همین دو شرف را داشته می‌رسد حدود چهل صفحه در رابطه با او مدح و ثنا می‌کند و اتهمات وارده به او را دفع می‌کند،[4] در حالی‌که عبدالله از کسانی بوده که در بیعت با علی (علیه السلام) موضعی بی طرف اتخاذ کرد اما چند سال بعد با گرفتن صد هزار درهم در ولایت عهدی یزید سکوت کرد،[5] و پس از معاویه نیز با یزید بن معاویه که شخصی هوس‌باز و بی‌دین بود، بیعت کرد، و بعد از یزید نیز با حالتی بسیار تحقیر آمیز با حجاج بن یوسف که والی عبدالملک مروان بود بیعت کرد و به جای دست دادن در بیعت پای حجاج را گرفت و با او بیعت کرد.[6]

به جز محمد بن ابی‌بکر افراد دیگری نیز نظیر ابوذر و مقداد و سلمان و مالک اشتر و... نیز در کتب روایی و رجالی و حدیثی اهل سنت شدیداً در سایه بایکوت سیاسی و فرهنگی قرار گرفته‌اند؛ لذا می‌توان گفت با توجه به مقایسه‌ای که در فراز قبل بین دو تن از صحابه صورت گرفت، دلیل اصلی این حرکت در کتب اهل سنت، جوّ حاکم بر آن‌هاست که نسبت به محبین و مصاحبین اهل بیت (علیهم السلام) موضع گرفته‌اند و نه تنها وارد مدح آن‌ها نشده‌اند بلکه زبان به تهمت برخی از آن بزرگواران نیز گشوده‌اند.

پی‌نوشت:

[1]. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، بيروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات،ج 2 ص 394
[2]. محمد بن عمر کشی، رجال کشی، مشهد: موسسه نشر دانشگاه مشهد، النص ص 63
[3]. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، بیروت: موسسه الرسالة، ج 5 ص 480
[4]. همان، ص 199
[5]. ابوالحسن شیبانی، الکامل فی التاریخ، بیروت: دارالکتب العلمیة، ج 5 ص 373
[6]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، بیروت: دار النشر، ج 13 ص 242

تولیدی

دیدگاه‌ها

محمد بن ابوبکر یار با وفای پیامبر ص و امیرالمومنین ع بود باید هم در کتب پیروان خلفا از او نامی برده نشود اصولا فرق است بین صحابه ی علوی و صحابه عثمانی توی همین زمان هم نمونه اش را به خوبی دیدیم به حرم حجر بن عدی تجاوز کردند و این صحابی بزرگوار را نبش قبر کردند آب از آب تکان نخورد!!! ولی وقتی چند راکت به حرم خالد بن ولید خورد فریاد وا اسلاماه شبکه های وهابی!!!! گوش عالم را کر کرد!!!!

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.