جزئیاتی از نظام طبقاتی ایران باستان، آنچه نمی‌خواهند ما بدانیم !

  • 1392/12/16 - 10:56
نظام اجتماعی ایران باستان، کاملاً طبقاتی و بر اساس منافع درباریان و استعمار توده‌ی ملت برقرار بود. آنچه در ادامه بیان می‌شود نکاتی قابل توجه درباره‌ی جامعه‌ی طبقاتی ایران قبل از اسلام است.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ نظام طبقاتی، یک سیستم فراگیر اجتماعی است که در آن مردم به چند طبقه مجزا تقسیم می‌شوند. این شیوه‌ی مدیریت اجتماعی بدون هیچ‌گونه تردیدی ظالمانه‌ترین و ننگین‌ترین منش مدیریتی است، چه اینکه همواره عده‌ای خود را برخوردار از حقوق کامل شهروندی دانسته و مابقی (مستضعفین) را از ابتدایی‌ترین حقوق، محروم می‌سازند. طى سلطنت هخامنشيان و تا آخرين روزهاى پادشاهى ساسانى، ايران يك قدرت شاهنشاهى و يك نمونه‌ی كامل استبداد بود كه در آن ثروت بيكران در دست گروهی اندک متمركز شده، و باری بس سنگین بر روى شانه‏‌هاى بی‌جان مردم به وجود آورده بود. گذشته از متون اوستايى كه خود مذهبى به سود اشراف، و فهم و تفسير و تعبير آن فقط در دست موبدان بود. بقيه ادبيات قديم نیز پیرامون دربار سلطنتى می‌چرخید و براى حفظ منافع دربار كمربسته بود.[1] حکومت‌هایی موروثی که تنها علتِ پادشاه شدن یک شخص، نه لیاقت و دانش، بلکه پیوند خونی و وراثت نژادی بوده است! پادشاهانی که برای حفظ تاج و تخت، از قتل عام مردم بی‌گناه دریغ نمی‌کردند. از آن جمله می‌توان به قتل‌عام مردم بی‌دفاع بلوچستان و سپس کشتار ‌بی‌رحمانه‌ی مردم گیلان به دست انوشیروان اشاره نمود. گذشته از قتل و غارت مردم بی‌نوا به دست این پادشاه دادگر (!) و شکنجه و زجرکش نمودن مخالفین و منتقدین که همه‌ی این موارد را به وفور می‌توان در متون تاریخی یافت. در حالی‌که مورخین، عصر پادشاهی انوشیروان را یک دوره‌ی طلایی برای تاریخ ایران می‌دانند (!) اما می‌بینیم که این عصر درخشان، تنها برای اشراف و شاهزادگان و موبدان درخشان بود! اما برای عامه‌ی ملت، مملو از ظلم و ستم و تباهی بود. عصری که در آن تنها شاهزادگان و موبدزادگان از حق تحصیل علم و دانش بهره‌مند بودند. در این نظام اجتماعی مرز بین طبقات شدیداً کنترل می‌شد و هیچ‌کس (حتی با وجود لیاقت) حق ورود به طبقه‌ی بالاتر را نداشت.[2] عصری که هنرمندان و متفکرین به جرم «هنر داشتن» و «از توده‌ی ملت بودن»، به دستور پادشاهان، زندانی می‌شدند.[3] به هر روی شنیدن نکاتی کمتر شنیده شده درباره نظام ستمگرانه‌ی طبقاتی نیز خالی از لطف نیست!

در گذر تاریخ، این نظام طبقاتی در میان آریاییان وجود داشت. البته بنا بر آنچه که از متن اوستا برداشت می شود، جامعه‌ی قدیم آریایی (در ابتدای شکل‌گیری) تنها یک گروه متمایز داشت و آن هم روحانیون دینی بودند. سایر مردم نیز به عنوان مردان و زنان معمولی نامیده می­‌شدند.[4] این جامعه‌ی کوچ‌نشین، هر چه پیش‌تر می رفت، طبقاتی نیز به آنان افزوده می شد. مثلاً رفته رفته در اثر وقوع جنگ‌ها و درگیری‌های خونین، طبقه جنگاوران نیز پدید آمدند.[5] اندکی بعدتر، در میان آریاییان، برده داری هم مرسوم بوده است.[6] به هر روی تردیدی نیست که جامعه‌ی آریایی بر پایه‌ی تبعیض طبقاتی بنا شده بود.[7] در متون کهن حماسی و اسطوره‌ای نیز این طبقات به رسمیت شناخته شده‌ است. حتی تشکیل این نظام اجتماعی به عصر جمشید (نیاکان آریاییان) نسبت داده می‌شود.[8] در اوستا نیز بارها و بارها از طبقات مختلف سخن به میان آمده است. شاهنامه نیز «طبقاتی بودن» جامعه‌ی ایران باستان را تأیید می‌کند.[9]

در عصر ساسانیان، این روشِ نظام‌سازی شدت بیشتری گرفت. بر اساس کتیبه‌ها و متون کهن بازمانده، مردم (جدا از شخص پادشاه) به چهار طبقه تقسيم مى‌‏شدند. پادشاه در بالای همه‌ی طبقات قرار داشت. پایین‌تر از وی، رهبران دينی، شامل موبدان و هيربدان و دستوران بودند. طبقه بعدی، سرداران جنگی بودند و طبقه بعدی نیز شامل دبيران و محاسبان و قضات و... می‌شد و در نهایت، طبقه‌ی آخر كه در حقيقت اكثريت زحمتكش جامعه را تشكيل مى‏‌داد، شامل كشاورزان و پيشه‏‌وران و صنعتگران و بازرگانان مى‏‌گرديد؛ كه از آن ميان، گروه‌هاى اخير جزو طبقات مولّد جامعه بودند و بار سنگين ماليات‌هاى گوناگون را بر دوش مى‏‌كشيدند.[10] همین سیستم ناکارآمد اجتماعی، در زمان هخامنشیان نیز وجود داشت. چنان‌که پادشاه و درباریان در رأس جامعه و برخوردار از حقوق کامل بودند، سایر اعضای جامعه نیز مردم عادی بودند که به زبان فارسی باستان، Grdhya به معنی چاکر (یا بنا به نظر برخی، کارگر) و مابقی نیز بردگان بودند، که در اسناد به‌جامانده، به صورت Libap ثبت شده‌است.[11]

دیگر نکته‌ی قابل توجه این است که نظام طبقاتی، به خودیِ خود، موجب نابودی استعدادها می‌شود. نمونه‌ی بارز این معضل را می‌توان در ماجرای انوشیروان و فرزندِ یک بازرگان مشاهده کرد، که او حاضر می‌شود اموال بسیاری به انوشیروان ببخشد، و در مقابل اجازه یابد تا فرزندش علم بیاموزد. لیکن انوشیروان پبشنهاد بازرگان را رد می‌کند! [12] با این توجیه که طبقات پایین جامعه حق کسب دانش و هنر را ندارند! مبادا کسانی از توده‌ی ملت در دانش و هنر بر اشراف پیشی بگیرند! حاصل این نظام طبقاتی در ایران باستان چنین بود که مردم از سر فقر و فلاکت در جنگ‌ها به دنبال سواره نظام حرکت می‌کردند تا اجساد كشته‌شدگان را برهنه كنند و سربازان را خدمت نمايند، تا از این رهگذر اندکی از ابتدایی‌ترین نیازهای خود را تأمین کنند.[13] اما در همان زمان که مردم چنان سخت و طاقت‌فرسا می‌زیستند، اشراف، غرق در ناز و نعمت بودند. آن‌چنان‌که حتی کفنِ اجسادِ گندیده‌ی پادشاهان را با حریر و دیبای بسیار گران‌قیمت می‌آراستند! برای مثال درباره‌ی قباد، پادشاه ساسانی آورده اند: «بمُرد و جهان مُردرى ماند از اوى ، شد از چهر و بيناييش رنگ و بوى ؛ تنش را به‌ديبا بياراستند ، گل و مشك و كافور و مى خواستند ؛ يكى دخمه كردند شاهنشهى ، يكى تاج شاهى و تخت مهی.»[14] حال آن‌که مردم زحمت‌کش مجبور بودند برای تأمین این مخارج سنگین تلاش کنند و هر ساله بخش عظیمی از دسترنج خود را تقدیم اشراف و حاکمان ستمگر کنند. چه اینکه مالیات از تنها از مردم کشاورز و طبقات پایین جامعه گرفته می‌شد.[15] منابع تاریخی بسیاری دلالت می‌کند بر این‌که اشراف حتی از پرداخت مالیات هم معاف بودند! [16]

دیگر نکته‌ی شگفت‌آور در این است که این نظام طبقاتی جنبه‌ی الهیاتی نیز داشت! یعنی یک دستورالعمل از سوی اهورامزدا پنداشته می‌شد! آن‌چنان‌که در فصل هفدهم از بُندَهِشن (یکی از مهم ترین متون پهلوی و تفسیری اوستا) آمده است که از آسمان برای هر طبقه‌ای از جامعه‌، یک آتش مخصوص فرود آمد! [17] در روزگار ساسانیان نیز همین روال ادامه یافت! به این صورت که آتشکده‌ی آذرگشسب در آذربایجان، مخصوص پادشاهان و سرداران جنگی؛ آتشکده‌ی آذرفرنبغ در کاریان فارس، مخصوص موبدان و پیشوایان؛ و آتشکده آذربرزین‌مهر در ریوند خراسان، مخصوص برزیگران بود.[18] این سه آتشکده‌ی معروف عهد ساسانی از زیارتگاه‌های مهم، و نشان‌گر این‌ بودند که نظام طبقاتی تا چه حد در ایران باستان ریشه‌ دوانده بود. در متن پهلوی «کارنامک اردشیر پاپگان» نیز از این  سه آتشکده نام برده شده است. به گفته بلعمی از ابتدای پیدایش نظام طبقاتی هیچ گروهی حق نداشت وارد طبقه‌ی دیگر (کار دیگر) شود.[19] و می‌بینیم که این روش تا عصر ساسانیان همچنان ادامه یافت و هیچ یک از طبقات پایین جامعه - هرچند مستعد و لایق - حق ورود به مشاغل (و طبقات دیگر) را نداشتند. در گذر تاریخ این سرزمین، نظام ظالمانه‌ی طبقاتی همواره موجب شورش‌ها و اعتراضات فراوانی بود. لیکن اکثر این شورش‌ها به شدت سرکوب شدند. از جمله نهضت مزدکیان که یک خیزش مردمی علیه سیستم طبقاتی بود و در مدتی اندک بخش وسیعی از ایران را فراگرفت. لیکن در نهایت انوشیروان به همراهی اشراف و درباریان، این نهضت را سرکوب و بیش از یک‌صدهزار نفر را قتل عام کرد.[20]

پی‌نوشت :

[1]. مرتضى راوندى‏، تاريخ اجتماعى ايران‏، انتشارات نگاه‏، تهران‏، چاپ دوم ۱۳۸۲، ج‏1، ص452، به نقل از آربری (Arberry) دانشمند تاریخ‌پژوه و جامعه‌شناس انگلیسی
[2]. نگاه کنید به مقاله «حکومتِ انوشیروان ، بر پایه تبعیض و اختلاف طبقاتی»
[3]. نگاه کنید به مقاله «سرکوب دانشمندان ، افتخار یا ننگ ؟»
[4]. مری بویس، زرتشتیان, باورها و آداب دینی آنها ، ترجمه ع. بهرامی ، انتشارات ققنوس ، تهران ، چاپ دوازدهم ۱۳۹۱ ، ص 18 و 24
[5]. مری بویس، همان، ص 18 ، 25 
[6]. رومن گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران 1372، ص 81 
رقیه بهزادی، آریاها و ناآریاها در چشم انداز کهن تاریخ ایران، انتشارات طهوری، تهران 1382، ص 57
[7]. رومن گیرشمن، همان، ص 81 ؛ رقیه بهزادی، همان، ص 57
[8]. ابراهیم پورداود، گاتها کهن‌ترین بخش اوستا، انتشارات اساطیر، تهران 1377، ص 425
[9]. ابراهیم پورداود، همان، ص 417-427
[10]. مرتضی راوندی، همان، ج‏3، ص19  
[11]. والتر هینتس، داریوش و ایرانیان، ترجمه پرویز رجبی، نشر ماهی، تهران 1392، ص 350-352 
[12]. نگاه کنید به مقاله « انوشیروان و بی سواد نگه داشتن مردم »
[13]. آرتور کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، انتشارات دنیای کتاب، تهران ۱۳۶۸، ص 489 
[14]. شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی، انتشارات مؤسسه نور، تهران، ص 1035، بیت 37511-37513 
[15]. ابراهیم پورداود، همان، ص 108
[16]. احمد بن على ابن مسكويه، تجارب الامم، ترجمه ابو القاسم امامى و على‌نقى منزوى‏، ناشر: سروش / توس‏، تهران‏، چاپ اول ۱۳۶۹ / ۱۳۷۶، الامم ، ج 1 ص 168 و ص 175
[17]. ابراهیم پورداود، همان، ص 423 
[18]. ابراهیم پورداود، همان، ص 424
[19]. ابراهیم پورداود، همان، ص 425
[20]. تاریخ ایران باستان‏ حسن پیرنیا ، ناشر: دنیاى کتاب‏ ، تهران‏ ، چاپ اول‏ ، تاريخ ايران باستان، ج‏4، ص: 2784

 

تولیدی

دیدگاه‌ها

این نوشته ها نمی تواند حمله اعراب به ایران راتوجیح کند چون همانطور که همه میدانند زمان حمله اعراب به ایران تفکیک طبقاتی انجام ندادن وهمه را (اعم از اشراف وکشاورز ودامدار )راازدم شمشیر گزراندند وزنان وکودکان رابرای فروش به شهر خود بردند .درضمن همیشه درهر حکومتی سلسله مراتب هست وهمین الان هم یک نفر شخصی نمیتواند به حریم طلبه ها ویا نظامی ها وارد شود

با اين حرفها نميتوانيد حقيقت را مخفي كنيد. چون 1. بسياري از شهرها در زمان فتح ايران، با صلح و يا كمترين درگيري به دست مسلمين افتاد، در اين لينك مفصلاً و مستنداً توضيح داديم: [http://www.adyannet.com/fa/category/82] و اما بعد.... 2. آيا شما منكر وجود نظام بسته طبقاتي در ايران عصر ساساني هستيد؟ 3. اينكه اعراب، زنان وکودکان رابرای فروش به شهر خود بردند، بيش از اينكه ضعف اعراب باشد، ضعف ايرانيان است (پس بدانيد كه چه ميگوييد). هر عاقلي با شنيدن سخن شما اين سؤال به ذهنش خطور ميكند كه ايران زمان ساسانيان ميليون‌ها مرد داشت، اينها در آن زمان كجا بودند ؟ چه ميكردند؟ كه 10-20 هزار عرب خسته با كمترين تسليحات آمده و زنان ايراني را بردند ؟! 4. براي ورود به عرصه طلبگي يا نظاميگري نياز نيست كه شما الزاماً فرزند يك طلبه يا فرزند يك نظامي باشيد. از هر قشري ميتوانيد به آن دو حيطه وارد شويد. پس قياستان مع الفارق است.

میشه لطفا درباره وضع طبقاتی جامعه در ایران باستان توضیح بدید ممنون میشم

سلام. علاوه بر مقاله فوق، این را هم بخوانید: [http://www.adyannet.com/fa/news/10110] موفق باشید

اعراب حمله کردند اما به دستور که عمر و مردم عرب پی دستور او رقتند و ان ها کسانی بودند که علی را رها کردند و اکر علی بود چنین نمی کرد همچنان که میدانید پیامبر تا قبل از آن تنها کاری که می کردند این بود که طی نامه ای اسلام را به شهر های مختلف ایران عرضه کرده و ان ها خود با کمال میل می پذیرفتند

سلام و درود در بررسی تاریخ و سرگذشت پیشینیان بهتر است تعصب را وانهیم و با انصاف داوری کنیم البته اگر بتوانیم!داوری درباره ی گذشته ی دور در زمان امروز که ویژگی های خودش را دارد بسیار سخت است.توجه شود که ما گذشته را در لباس امروز داریم نقد میکنیم در حالی که بایستی گذشته را در لباس گذشته و نسبت به زمان خودش نقد و بررسی کرد.آیا مفهوم طبقه در آن دوران همین اختلاف طبقاتی امروز بوده است؟توجه شود که در آن نظام طبقه ای ساسانی یک کفشگر(نه یک بازرگان ؟!) آنقدر ثروت داشته که می توانسته هزینه ی یک جنگ را تامین کند!به نظرم این نکته خیلی مهم است که به آن توجه نشده است.لطفا در این مورد توضیح داده شود.

سلام. نظام طبقاتی در دوران ساسانیان از حیث ماهیت با طبقات اجتماعی امروز متفاوت است. امروز در حاکمیت فعلی، یک کشاورز زاده یا یک آهنگرزاده می‌توان رئیس جمهور یا وزیر یا سرلشکر یا حتی رهبر شود. هر کس میتواند از طبقه ای به طبقه دیگر برود. چه بسیار جوانان فقیر که بدون امکانات ظرف مدت اندکی به ثروت حلال و کلان رسیدند (مصداق فراوان است). اما در دوره ساسانی کسی حق ورود به طبقه دیگر را نداشت. کشاورز زاده محکوم بود که در همان طبقه بماند. در همین مثال، فرزند یک بازرگان کفش (کفش فروش) محکوم بود که در همان طبقه پدری بماند و حق دبیر شدن را نداشت. اما اینکه یک بازرگان کفش (احیاناً یه دلال بازاری) به میزانی ثروت داشت که کسری بودجه جنگ (نه هزینه کل جنگ) را تأمین کند چیزی عجیبی نیست. قرار نبود او خرج کل جنگ را بدهد. قرار شد از انبار و ذخیره خود, کسری بودجه را پرداخت کند. کسری بودجه آن زمان هم نه موشک بود. نه خمپاره و نه تانک. بلکه نهایتاً به میزان خاصی آذوقه (از قبیل گندم و برنج) بود. فرض کنیم اگر آن بازرگان قرار بود 10 تن گندم (یا پول این مقدار را) به حکومت بدهد (و در مقابل، فرزندش درس بخواند و دبیر شود) به نرخ روز می‌شود حدود 20 میلیون تومان. خوب اینکه یک بازرگان در طور زندگی و پس از عمری دلالی و خرید و فروش و... 20 میلیون سرمایه داشته باشد, چیز عجیبی نیست. اگر 100 برابر این مقدار را هم داشته باش باز هم عادی بوده است.

سلام ضمن سپاس از بررسی و پاسخ ؛لطفا یکی دو مثال ذکر شود.تا آنجاییکه نقل صحبت مردمان است متاسفانه امروزه بدون پارتی یا رانت احتمال رشد و پیشرفت تقریبا ناممکن شده است حتی برخی خود را حاوی ژن مرغوب نیز می دانند!پدیده ی آقازادگی نیز که دیگر آنقدر مشهور و فراوان است که جای بحثی ندارد.

سلام. اولا باید توجه داشت که این ژن‌های مرغوب، خود منتخب مردم اند. یعنی باز هم با رأی مردم روی کا رفته اند و اینگونه برای ملت خط و نشان می‌کشند. ثانیاً چند نمونه از افراد فقیر که با پشتکار و تلاش و اندیشه به موفقیت رسیدند از جمله: [yon.ir/8ZXV3] و [yon.ir/jKPkh] و [yon.ir/Oy7E4] و [yon.ir/fQ4L7]

سلام با سپاس مجدد ،متاسفانه یکی از معضلات جامعه ی امروز سهمیه و امتیاز های ویژه است.آیا در جامعه اسلامی زمان پیامبر هم سهمیه بوده است؟استفاده از سهمیه را جزء کدام سیستم طبقاتی می توان برشمرد.؟

سلام. کسی که به من خدمتی میکند, یا محبتی نسبت به من انجام میدهد، من هم وظیفه دارم ه همان شکل یا بهتر به او پاسخ بدهم. اگر پاسخ خوبی را با خوبی ندهم, گنهکار هستم. سهمیه‌ها تا حد عاقلانه و شرعی, امری لازم هستند. کودکی را لحاظ کنید که پدرش به جنگ رفت و شهید شد. خوب همه کودکان پدر دارند و حضور پدر در خانواده یک امتیاز مثبت است. اما کسی که پدرش در جنگ شهید شد, حکومت موظف است این نبودِ پدر را تا حدی جبران کند. اینجاست که بحث سهمیه‌ها پیش می‌آید و ربطی هم به نظام طبقاتی ندارد. هرچند برخی ممکن است از این قانون سوء استفاده کنند و یا افراد نالایق در منصب‌ها قرار بگیرند. ولی سوء استفاده یک عده از قانون سبب نمی‌شود که اصل یک قاعده عقلانی ندید گرفته شود.

سلام پرسش اینست که آیا در زمان پیامبر اسلام (ص)یا خلافت حضرت علی (ع)نیز چنین سهمیه هایی وجود داشت؟قطعا نه.تا آنجا که می دانم اسلام با هرگونه سهمیه یا امتیاز ویژه موافقت ندارد.اصلا اسلام آمد تا این سهمیه ها و امتیازها باطل شود.وقتی حضرت امیر (ع) و یهودی مدعی در برابر قاضی قرار گرفتند و قاضی حضرت را به کنیه و آن یهودی را به نام صدا زدند ؛حضرت ناراحت شد و تذکر داد وبه هیچ وجه امتیاز جنگ ها و رشادت هایش مطرح نشد تا داوری عادلانه باشد و در نهایت نیز حکم به نفع یهودی صادر شد.حضرت در نخستین روز خلافت وقتی بیت المال را تقسیم کردند به همه اعم از بنده یا سرور سه درهم رسید و از این نمونه ها بسیار است...

جامعه ساسانی شایسته سالار بوده واین موضوع طبقه افراد را تعیین می نموده همه افراد همچون آن کفشگر می توانستند پولدار باشند لیکن شایستگی جایگاه را تعیین می نموده وپاسخ خسرو در پاسخ به وزیرش برای اعلام به کفشگر این موضوع را بیان می نماید اینک منابع مناسبی برای تایید این سخن معروف داریم که بیان می نماید «هیچکس به طبقه بالاتر ارتقائ نمی یابد جز آنکه از خود شایستگی نشان دهد وهیچکس به طبقه پائینتر نمی افتد جز آنکه از خود خستی وکوچکی نشان دهد » اگر ساسانیان درپی جامعه طبقاتی که همواره بدان محکوم می شوند بودن هیچگاه حاکمان بعدی خود را وامدار ایشان نمی دانستند وافرادی چون فردوسی بزرگ دهقان اینچنین به واقعیت به مهربانی پادشاهان ساسانی نمی پرداختندوخسرو خوبان درادبیات پارسی محبوب نمی شد ونیز جمله مصلحت ملک خویش خسروان دانند درمیان ایرانیان اینقدر گسترده نبود بقول حافظ که طعم حکومتداری وامداران برابری را چشیده شهریاری بود وخاک مهربانی این دیار مهربانی کی سرآمد شهریاران را چه شد ؟ هر گاه درزمانه ای افراد بی هویت وبی لیاقت سمتهای یک کشور را میان خویش وثروت آنرا میان خود وفرزندانشان تقسیم نمایند اهمیت شایسته سالاری ساسانیان آشکارتر می گردد ! اینجاست که مردم با شیوایی خواهد گفت مصلحت ملک خویش خسروان دانند

اگه راست می گوئید ومی توانید دفاع کنید چرا نظر اینجانب را مخفی می نمائیدیکی به نعل می زنیدیکی به میخ

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.