عرفانهای نوظهور
معمولاً کسانی که با یوگا آشنا میشوند، در مراحل اولیه آن را به صورت حرکات جسمی میشناسند و ممکن است برای لاغری یا زیبایی اندام و حتی رسیدن به آرامش از آن استفاده کنند، اما به تدریج آن را به عنوان یک ورزش ذهنی و سپس به عنوان یک راه معنوی به کار میگیرند و به مسیری وارد میشوند که از ابتدا تصوری از آن نداشتهاند و بهتر است بگوییم آن را آگاهانه انتخاب نکردهاند.
یکی از ادعاهای احمدالحسن بصری، ادعای نیابت خاصه از امام عصر(علیهالسلام) است. وی میگوید: «هرگز نگفته و نمیگویم که من امام مهدی(علیهالسلام) هستم، بلکه من مهدی اول از اولاد امام و فرستاده و جانشین او و یمانی هستم.» با بررسی روایات مشاهده میکنیم، کسانی که ادعای نیابت در عصر غیبت داشته باشند دروغگو شمرده میشوند.
یکی از ادعاهایی که احمدالحسن بصری مطرح میکند، خلافت مهدیین پس از امام دوازدهم(علیهالسلام) است. و همچنین رجعت ائمه(علیهمالسلام) را روحانی و در آسمان اول دانسته. این درحالی است که روایات زیادی در مورد رجعت ائمه(علیهمالسلام) بعد از امام دوازدهم(علیهالسلام) وارد شده و در مورد مهدیین سخنی وارد نشده.
یکی از توصیههایی که وین دایر برای عبادت به مخاطبین خود میدهد، یوگا و مدیتیشن است. وقتی جامعهی غربی با خلاء معنوی مواجه شد، سردمداران غربی یوگا و مدیتیشن را در قالب عرفان به خورد مردم خود دادند. این درحالی است که غایت چنین مراقبهای تعالی معنوی و رشد ابعاد مختلف روح نیست و ارتباطی با معنویت ندارد.
محمدعلی طاهری در شبه عرفان کیهانی خود از مبانی مبهمی نام میبرد که یکی از آنها شعور کیهانی است. وی تعبیرات مختلفی از قبیل هوشمندی کیهانی، روحالقدس، شعور و آگاهی خداوند، جبرئیل و غیره بیان میکند که ناسازگاری زیادی در هماهنگی بین این تعبیرات وجود دارد که با این تعبیرات حقیقت آن مبهم است.
محمدعلی طاهری در کتاب عرفان حلقهی خود میگوید: «انسان نمیتواند عاشق خدا شود، زیرا انسان از هیچ طریقی قادر به فهم او نیست». وی به روشنی شناخت خدا را خارج از توانایی بشر معرفی میکند. این درحالی است که معصومین(علیهالسلام) و خداوند در قرآن کریم به کرّات به شناخت صفات خداوند پرداختهاند.
چندی پیش در برنامهی سیمای خانواده مشاور زنان رئیس سازمان میراث فرهنگی طی سخنان عجیبی گفت: «دانشمندان خارجی برای کسب انرژی و آرامش میگویند «یوگا»، «هیپنوتیزم» و «مدیتیشن»، ما پکیج کامل آن را در قالب «نماز» داریم.» این درحالی است که مقام نماز، مقام الهی است و قیاس آن با یوگا و غیره کاری ناپسند است...
یکی از اهدافی که برای یوگا درنظر گرفته شده، رهایی از رنج و درد و رسیدن به آرامش است. و این کار را با خاموش کردن ذهن و اندیشه انجام میدهد. ولی نظر اسلام بر این است که رنج درد همیشه در زندگی انسان وجود داشته و راه فراری برای آن نیست و این مشکلات باید در زندگی مدیریت شود...
تعریفی که اشو از سلوک و مراقبه دارد، با تعریفی که اسلام میکند، کاملاً مغایر و در تضاد است. وی میگوید تنها راه مراقبه و سلوک رابطهی جنسی است. اگر عاشق زنی شدی با او باش و اگر این شور از میان رفت به دنبال دیگری باش و تنها به عشق قبلی بگو متأسفم. زیرا تنها عشق مهم است.
با اندکی تامل در آیین بودا و سخنان وی به روشنی درمییابیم که این آیین جزء مکاتب اومانیستی است و در این آیین هدفی جز خود انسان و نقش انسان در هستی به چشم نمیخورد و همچنین در این دین یا در مورد خالق هستی سکوت شده است و یا در برخی منابع انکار شده است. بهطور خلاصه اساس مذهب بودا انسانمحوری است، نه خدا محوری.
محمدعلی طاهری در کتاب عرفان کیهانی خود میگوید: «عبادت در خـدمت خداوند بودن است و چون او بینیاز از هر عمل ما میباشد، از اینرو خدمت ما صـرفاً میتواند معطوف به تجلیات او شود. در نتیجه، عبادت عملی در خدمت جهان هستی بودن است؛ یعنی خدمت به انسان و طبیعت.»
بیشتر ادیان از جمله ادیان ابراهیمی پاسخ سوالات هستی شناسی مردم را داداند هرچند اختلاف فراوانی با مبانی اسلام دارد. در این بین آیین بودا که مخاطبین زیادی دارد، به انکار خداوند میپردازد و میگوید: «این عـالم قـدیم و ازلیست و اصـلاً نیـازی به خالق نامحـدود و واجب الوجود ندارد تا ما در جسـتجوی او باشیم.»
یکی از ادیانی که پیروان زیادی را به خود اختصاص داده، آیین بودایی است. صلحطلبی و قانون تناسخ از دستورات این آیین بهحساب میآید. که همین دو دستور بهترین ایدهای شده است برای استعمارگران تا بتوانند به اهدافشان نائل شوند. درهمین راستا کشورهای سلطهگر تلاش فراوانی را برای ترویج آین آیین کردهاند.
عنوان یمانی، ادعایی است که احمدالحسن بصری بر روی خود نهاده است. با بررسی روایات اهل بیت به کذب بودن این جریان انحرافی پی میبریم. امام رضا(علیهالسلام) میفرماید: «خروج سفیانی، یمانی و خراسانی در یک سال، یک ماه و یک روز و ترتیب آنها همچون رشتهی مهرهها پشت سرهم خواهد بود.»