عرفانهای نوظهور
عرفان التقاطی محمدعلی طاهری برای کسی که در سخنان وی تأملی داشته باشد، اجتناب ناپذیر است. وی در همسویی خود با وهابیت روایات رسیده از پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و اهلبیتش (علیهمالسلام) درباره یزید و ملعون دانستن وی و جایگاه او در جهنم تا ابد را نادیده گرفته و یزید را از جهنم نجات یافته میداند و هم لعن به او را جایز نمیداند.
احمدالحسن در سال ۱۹۹۹ از رشته مهندسی عمران دانشکده مهندسی نجف فارغالتحصیل و بعداز آن در حوزه علمیه مشغول تحصیل شده است و این خلاف ادعا و کلام او در مورد معصوم است وی میگوید: «ائمه (علیهمالسلام) علم الهی و لدنی دارند و جایی آموزش ندیدهاند.»
تردیدی در نقش ولی فقیه بر غالب شدن مخالفین تشیع به اذعان دوست و دشمن وجود ندارد و همچنین نقش مهم آیت الله سیستانی نقشی بیبدیل در ترسیم نقشه راه برای ملت عراق بوده است. ولی دجال بصری در کتاب متشابهات خود علمای شیعه به ویژه آیت الله سیستانی را آمریکایی و خائن میداند!
محمد علی طاهری در سخنان خود کثیرا در تضاد با دین صحبت کرده است. او میگوید: «بدسابقهترین افراد حوارین عیسی بودند!» در حالی که در قرآن از آنها به نیکی یاد شده است. امام رضا (عليهالسلام) میفرماید: «آنان افرادى بودند كه هم خود را پاك و نورانى كردند و هم براى پاك كردن ديگران كوشيدند.»
بسیاری از محققان معتقدند که عصر جدید عصر معنویت و بازگشت بشر به دین است و به همین دلیل گرایشهای معنوی شدیدی در میان مردم دنیا مشاهده میشود. با تمام اختلافاتی که در عرفانهای نوظهور وجود دارد، در چند جهت مشترکاند. گریزان بودن از مذاهب آسمانی، علمای دین وبی تفاوتی در سیاست و... از این جهات میباشند.
یکی از شیوههای نقد فرقههای نوظهور بیان تضاد کلام آنها با مبانی اسلامی است. در فرقه احمد الحسن از این نوع تضادها کثیرا پیدا میشود. وی دلیل میآورد که خداوند به بسیاری از امتها پیامبری نفرستاده است. و این کلام وی درست مقابل کلام الهی است و قرآن به صراحت بر فرستان پیامبران برای هر امتی خبر میدهد.
یکی از شاخصههای اصلی فرقههای نوظهور، به خدمت گرفتن بعضی آموزهها و تطبیق آن با فرقه خود است. کسانی که با فرقهی یمانی آشنایی دارند، میدانند که اتباع احمد بصری با کوچکترین مناسبت و وجه مشترکی در بین روایات، آن را بر احمد بصری حمل میکنند. اما این استدلالها دارای اشکالات بسیاری است.
مدعیان دروغین همیشه تناقضاتی در کلام و سخنان خود دارند. احمد بصری یکی از مدعیان دروغین مهدویت است که تناقضات زیادی در کلام وی آشکار است. وی در کتابی رجعت دنیایی که یکی از معتقدات شیعه است را زیر سوال میبرد و تحقق آن را در نیای دیگر میداند و حال آنکه در کتابی دیگر به رجعت دنیایی معتقد است.
احمد بصری در کتاب خود ادعا کرده است حضرت آدم دارای پدر و مادر بوده است این در حالی است که این ادعا مخالف کتاب و سنت است. و در کلام الله مجید آیاتی وجود دارد که صراحت در عدم خلقت حضرت آدم(علیهالسلام) از پدر و مادر و حاصل ازدواج و تناسل نبوده است.
برنامه ری استارت عقاید انحرافی جریان تصوف را با ادبیاتی شبه علمی مطرح نموده و مفاهیم کلیدی موجود در بسیاری از جریانهای عرفان کاذب را تشریح میکند.حسینی مدعی است که چالش سنگ یکی از سه چالش آخر قیام وی علیه حکومت ایران است که منتهی به تغییر رژیم در ایران میشود. وی نام چالش آخر خود را وندتا گذاشته است.
یکی از طرحهایی که محمدعلی طاهری در شبههعرفان حلقه به دنبال آن است و توانسته تا حدودی به آن دست یابد، بیاهمیت جلوه دادن مسائل معنوی و دینی است. بدین وسیله ذره ذره مقدسات در هالهای از ابهام قرار میگیرد و به مرور با تکرار و تأکید رنگ میبازد و در پایان فرد به نتیجهای کاذب از دین میرسد.
اتباع احمد بصری اگر انصاف دارند بگویند، که با وجود اینهمه انتساب مقام برای احمد بصری چه مقامی برای امام مهدی(عج) باقی گذاشتهاند؟ واقعا شما چه نیازی به امام «م ح م د ابن الحسن عسکری(علیهالسلام)» دارند؟ امیدواریم آنها که خود را انصار امام مهدی (عج) ناميدهاند جواب بدهند.
کم نیستند افراد آسیب دیدهای که از کلاسهای حلقه خارج شدهاند و اعترافات و مصاحبههایی را انجام دادهاند. علائم و آسیبهای روانی مشترک این افراد عبارتند از: 1. از خود بیگانگی اعضای حلقه؛ 2. افسردگی و دوقطبی شدن افراد در فرقه؛ 3. اسکیزوفرنی (توهمات دیداری و شنیداری).
یکی از مبحثهایی که مسترهای شبه عرفان حلقه بر آن پافشاری دارند، قداست بخشی به رهبر این فرقهی ضاله است. در همین راستا مسترها به طور غیر مستقیم و حتی بعضاً مستقیم طاهری را منجی آخرالزمان معرفی میکنند. و تکرار اینگونه صحبتها امر را بر افراد مشتبه میکند.