اسناد
خباب بن ارت میگوید: به رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) از شدت گرما در پیشانی و کف دستمان (در هنگام سجده) شکایت کردیم، اما آنحضرت اعتنایی نفرمودند.
جابر بن عبدالله انصاری میگوید: هنگامیکه نماز ظهر را به امامت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) میخواندم، مُشتی سنگریزه را در دست میگرفتم و از این دست به آن دست منتقل میکردم تا خُنَک شوند و بتوانم بر آن سجده کنم.
شوکانی در «نیل الاوطار» مینویسد: در طول تاریخ، سیره مسلمین (با هر مذهبی که داشتند) این بوده است که وقتی برای حج به مکه مشرف میشدند، برای زیارت پیامبراکرم (صلیاللهعلیهوآله) نیز به مدینه میرفتند.
نیل الاوطار، شوکانی، ج5، ص110.
قرطبی در مورد توسل، تبرک و دعا در کنار قبر معروف کرخی تصریح دارد و میگوید: اگر از همهی این کرامات، چیزی غیر از قبر معروف کرخی در بغداد نبود، همین کافی بود و بزرگترین نشانه [در اثبات کرامت اولیاء] بود، و این به دلیل این است که مردم با توسل و تبرک به قبر وی، از خداوند طلب شفا میکنند، و خدا را
شوکانی ذیل آیه 64 سوره نساء مینویسد: با توجه به زنده بودن حضرت رسول (صلیاللهعلیهوآله) درعالَم قبر، میتوان پس از رحلت ایشان، به مرقد مطهرش مشرف شد و از آن حضرت درخواست کرد که برای ما نزد خدای متعال طلب مغفرت کند.
نیل الاوطار، شوکانی، ج5، ص107-109.
سمنودی در معرفی محمد بن عبدالوهاب و وهابیت چنین مینویسد: ریشه وهابیت قومی از جاهلان اعراب هستد که به رئیسشان محمد بن عبدالوهاب بدعتگذار، خارجی، گمراه کننده و گمراه شده منسوب هستند و آنهایی که به او منسوب میباشند زیرا عقاید باطل شنیع و افعال پست او را پیروی کردند.
عایشه میگوید: یکی از شبها که پیامبر نزد من بود، حالتی منقلب داشت؛ ... آخر شب دیدم او از خانه خارج شد و من هم او را تعقیب و دنبال کردم، دیدم به قبرستان بقیع رفت و در آنجا ایستاد و ایستادنش طولانی شد، سپس دست خود را سه مرتبه بالا برد و بعد بازگشت؛ ...
در روایتی از ابوهریره از پیامبر اکرم آمده است که فرمودند: اگر انسان بمیرد، عمل او قطع میشود، مگر از سه چیز: از فرزند صالحی که برایش دعا کند، از صدقه جاریهای که پس از او باقی بماند، از عملی که از او باقی مانده و از آن نفع برده شود.
صحیح مسلم، مسلم نیشابوری، ج3، ص1255.
ابن کثیر دمشقی، تاثیر دعا خواندن، صدقه دادن، و رسیدن ثواب آن به میت را اجماعی میداند.
تفسیر قرآن العظیم، ابن کثیر، ج7، ص465.
مقاله: «دیدگاه وهابیت دربارهی قرائت قرآن و اهدای ثواب برای مردگان، خلاف اجماع»
بیضاوی، در تفسیر عبارت «وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ» از آیه 113 سوره نساء، مراد از علم را امور مخفی دین میداند.
أنوار التنزيل وأسرار التأويل، بیضاوی، ج2، ص96.
نسفی، در تفسیر عبارت «وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ» از آیه 113 سوره نساء، مراد از علم را تعلیم شرایع دین و امور مخفی بیان میکند.
مدارك التنزيل وحقائق التأويل، نسفی، ج1، ص395.
مجیرالدین مقدسی، در تفسیر عبارت «وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ» از آیه 113 سوره نساء، مراد از علم را احکام و علم غیب بیان کرده است.
فتح الرحمن في تفسير القرآن، مقدسی، ج2، ص195.
ابنتیمیه نقل میکند: صلة بن اشیم سوار بر اسب بود و در یکی از جنگها، اسبش افتاد و مُرد؛ ناراحت شد و دعایی کرد و اسبش زنده شد و خود را تا خانهاش رساند.
مجموع الفتاوی، ابنتیمیه، ج11، ص280.