سلفیت
اهل سنت در تاریخ خود همیشه دارای یکی از گرایشهای فقهی شناخته شده بودهاند که از آن تعبییر به مذاهب اربعة میکنند. این درحالی است که سلفیان، برای مذاهب اربعة ارزشی قائل نبوده و تقلید از ایشان را امری مردود میدانند. در برخی منابع ایشان تقلید حرام و مخالف قرآن دانسته شده است. بر این اساس باید اهل سنت در تاریخ را خطا کار دانست.
مستبدان جهان، که با تمام وجود با انسانیت و احقاق حقوق انسانی مخالفند، از هر فرصتی استفاده میکنند، تا جلوی برپایی حکومتهای دموکراسی را خصوصا در کشورهای اسلامی بگیرند. یکی از نمونههای آن یمن است که کشور عربستان با کمک متحدان عربش حوثیها به خاطر دموکراسیخواهی مورد حمله قرار دادهاند، آن هم با کمک گرفتن از مزدوران بلک واتر.
گروهی مثل داعش تقریبا رکورد دار انجام جنایت و فجایع انسانی بوده و هر روز به نوعی از خشونت جدید روی آورده و زندانیان و مردم بیگناه را به انواع فجیعی به قتل رسانده و در رسانهها تصاویر آن را منتشر میکند. یکی از جنایات این گروه این است که از کودکان به عنوان اجرا کنندهی اعدام، یا سربازی که در جنگ شرکت میکند استفاده میکنند.
سلفیان به داشتن رویه خرق اجماع در اندیشه مذاهب اسلامی معروف هستند. ایشان به دلیل ابراز نظرات متهورانه خود نه تنها کمکی به وحدت نمیکنند بلکه برخلاف ادعای خود تیشه بر ریشه وحدت مذاهب اسلامی و حتی خود اهل سنت میزنند. برخی از این امور که برای مخالفت با شیعیان ابراز شده تمامی فرق اسلامی را مورد انتقاد قرار میدهد.
گروه موسوم به بوکوحرام، که از شاخصترین گروههای حاضر در غرب آفریقا بوده و در ارتکاب جنایت و شقاوت و سنگدلی گاهی از داعش هم سبقت میگیرد، این بار در کاری جدید و جنایتی تازه، به دانشگاهی در ایالت مدیگوری نیجریه حمله کرده و از آن بالاتر اینکه مسجدی که در این دانشگاه قرار داشته نیز هدف یکی از حملات انتحاری واقع شده است.
رهبران جهادی تنها راه تحقق حاکمیت خداوند بر زمین را در احیای خلافت میدانند. این امر باعث شده که گروههای برای تشکیل خلافت اسلامی اعلام موجودیت کنند و با فردی به عنوان خلیفه اسلامی بیعت کنند. نمونه بارز این تلاشها در حرکات داعش متبلور است. داعش با بیعت کردن با ابوبکر بغدادی به عنوان خلیفه مسلمین در صدد ایجاد خلافت اسلامی است.
دکتر «محمد سعید رمضان البوطی» دربارهی سلفیه و پیدایش آن میگوید:سلفیه، دستی به دعوت بلند میکند و میگوید: بیایید با کنار گذاشتن همهی مذاهب، بهسوی یگانه شدن برویم؛ اما با دست دیگر، شمشیر تکفیر بر میکشد و مدعی است که با حذف دیگران از جامعهی اسلامی و راندن آنان به جمع کفار، جامعهی اسلامی را یک دست می کند.
از زمان پیدایش گروهی مثل بوکوحرام کشور نیجریه دائما درگیر مصائب و مشکلاتی بوده است که این گروه و حامیان آن در منطقه ایجاد کردهاند. یکی از ارمغانهای این گروه خصوصا در مناطقه شمال شرقی نیجریه، این بوده که در اثر غارت منابع غذایی آنها، مردم این مناطق دچار قحطی و گرسنگی شده و هر روز کودکان زیادی در اثر گرسنگی میمیرند.
سلفیها، گروههای اسلامی را از اعتنا و یا پذیرش ساختارهایی مانند پارلمان، دموکراسی، حزب، تحزب گرایی، ائتلاف و غیره منع میکند و اینها را الگوهایی غربی برای جوامع اسلامی به حساب میآورند، و لذا هر کس و یا گروهی به این اندیشه تن دهد را به نوعی تکفیر میکنند. این اندیشه گاهی با تناقضات جدی روبرو میشود.
سلفیان جهادی و در رأس آن القاعده تنها راه اقامه توحید و خلافت اسلامی را جهاد در راه خداوند میدانند و اصولا به همین جهت به جریانهای سلفیجهادی نام گذاری شدهاند. لبه شمشیر جهاد در تفکر سلفیان جهادی علیه دشمن نزدیک (حاکمان کشورهای اسلامی) و دور (آمریکا) است. هر چند حملات این جریانها بیشتر به سمت کشورهای اسلامی میباشد.
اگر چه مبنای فکری جریان القاعده مبارزه با آمریکا است. اما حقیقت آن است، که جریانهای سلفی در زمین آمریکا و صهیونیست بازی میکنند. حمله به حاکمیت کشورهای اسلامی سوریه و عراق از این نمونه است. القاعده با حمله به این کشورها مقدمات تجزیه را فراهم کرد، تا آمریکا به خواسته قلبی خود و ایجاد خاورمیانه بزرگ دست یابد.
نام اصلی تشکیلات القاعده «جبهه جهاد علیه صلیبیون و یهود» است. این تشکیلات هدف اصلی خود را مبارزه با آمریکا و هم پیمانهای جهانی و منطقهای آمریکا اعلام کرد و در سال 1988 شکل گرفت. مهمترین فعالیت نظامی که به نام این گروه تکفیری تمام شد، تخریب برجهای دو قلوی سازمان تجارت جهانی در نیویورک، در یازدهم سپتامبر 2001 میلادی بود.
یکی از مهمترین مبانی فکری سلفیان جهادی تقسیم جامعه به جوامع جاهلی و جوامع توحیدی است. بر این اساس جامعه یا تحت قانون و شریعت اسلامی است و بهعنوان جامعه اسلامی و توحیدی شناسایی میشود و در غیر این صورت جامعه جاهلی و غیر اسلامی است که باید اصلاح شود. حکم جامعه توحیدی آرامش برای همه افراد و جامعه جاهلی ناامنی برای همه است
اسلام ارثی نیست، که به خاطر تولد یافتن در خانهای که پدر و مادر آن مسلمان باشند به فرد برسد. در اسلام هرگز از سرزمین، نژاد، خویشاوندیهای سببی و نسبی در قبیله و عشیره سخنی به میان نمیآید. اسلام انسانها را از دلبستگی به خاک رها ساخت، تا به آسمانها اوج بگیرند و از قید خون و ددمنشی نجاتشان داد، که به بلندای علیین برسند.