وهابیت
یکی از بارزترین عملکردهای وهابیت، متهم کردن مسلمانان به کفر و شرک و تکفیر آنان است. از باب نمونه: ابنتیمیه حنبلی رسما اعلام کرد: هرکس کنار قبر پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) یا قبور افراد صالح رفته و حاجت خود را از آنان بخواهد، مشرک است. چنین شخصی را باید وادار به توبه کرد و اگر توبه نکرد، باید کشته شود.
تشبیه خداوند متعال به مخلوقات و جسم دانستن خداوند، از شاخصههای مهم فکری و اعتقادی وهابیت است که در آثار احمد بن حنبل مشهود بوده و حنابله ـ بویژه ابن تیمیه ـ و به تبع وی وهابیان به ترویج آن پرداختهاند لذا به وهابیان، مجسّمه و مشبّهه اطلاق شده است. از باب نمونه ابنتیمیه معتقد است جسمانیت و لوازم آن توسط شرع به اثبات رسیده است.
یکی از بدعتهای شوم و ناپسندی که توسط بنیامیه در میان جامعه اسلامی و مسلمانان پایهگذاری شد و در قرون بعدی توسط جریان وهابیت رواج بیشتری پیدا کرد، دشمنی با اهلبیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، سبّ و لعن آنان مخصوصا صحابی بزرگوار، جانشین و وصی آن حضرت، حضرت علی بن ابی طالب (علیه السّلام) بود.
حرکت وهابیت به سرکردگی محمد بن عبدالوهاب، ادامه افکار باطل ابنتیمیه بود. سؤالی که مطرح است، این است که: چه عواملی باعث شد محمد بن عبدالوهاب در ترویج افکار منحرف خود به پیشرفتهایی دست یابد، در حالی که ابنتیمیه در نشر و تروبج همین افکار شکست خورده و منزوی شد؟ عوامل گسترش وهابیت را در دو عامل داخلی و خارجی میتوان جستجو کرد.
وهابیت واژهای است که برای مسلمانان یادآور جلوگیری از تبرک، توسل و زیارت قبور است. وهابیان با سنگ خواندن قبر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، سعی در بیفایده جلوه دادن زیارت قبر آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) دارند. موارد یاد شده، یکی از باورهای وهابیان است که ریشه در قرون اولیه و امویان دارد.
سیاست اصلی بنیامیه و در رأس آنان معاویه، محو و نابودی اسلام محمدی از جامعه اسلامی و دفن نام و آثار پیامبر اکرم بود. پس از معاویه در راستای همین سیاست، حجاج بن یوسف ثقفی سعی داشت نام و آثار پیامبر اکرم را از بین ببرد از باب نمونه: حجاج بن یوسف پیامبر اکرم و قبر آن حضرت را مشتی چوب و استخوان پوسیده خوانده است.
سیاست اصلی بنیامیه و در رأس آنان معاویه، محو و نابودی اسلام محمدی از جامعه اسلامی و دفن نام و آثار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بود. که متاسفانه همین تفکر امویان در اسلام ستیزی و دشمنی با پیامبر (صلی الله علهی و آله و سلم)، در آثار و عملکرد ابنتیمیه حرّانی و محمد بن عبدالوهاب کاملا مشهود است.
حقايق بر انسانها از طريق تعقل و مطالعه، شنيدن از متخصصان و از مسير وحى و كتابهاى آسمانى معلوم و آشكار مىشود، و لازم است آن حقايق به مردم برسد و كتمان آن حقایق موجب خسارت در دنيا و آخرت است، اما بعضاً عدهای بهدنبال کتمان حقایق، برای سرپوش گذاشتن بر تناقضات دینی خود بوده، ازجمله صالح الفوزان در پاسخ به سؤال در عملکرد عبدالملک در فتنهانگیزی در بین مسلمانان ...
کسانی که برای خداوند جا و مکان فرض میکنند در واقع ذات کبریایی او را خوب نشناخته و یا غافل ماندهاند. خداوند محصور در چیزی نیست و تمام چیزها را باید از آفریدههای خداوند دانست.
خواجه نصیرالدین طوسی و علامه حلی از شخصیتهایی هستند که به اسلام و مسلمین خدمات ارزنده ای کردند، با این وجود مورد عتاب و سرزنش از سوی ابن تیمیه و پیروانش قرار گرفته اند. علت چیست؟
با اینکه شیعیان به وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر گرامی اسلام شهادت میدهند و مسلمان هستند اما وهابیها صراحتا حکم به کفر شیعیان می دهند و ریختن خون شیعیان را حلال میدانند.
رفتار و برخورد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با برگزاری مراسم عزاداری، حزن و اندوه آن حضرت از وقوع برخی حوادث، ابراز تألم از تلخی و ناگواری حوادث آینده، گریه آن حضرت در مرگ عدهای و سفارش به برگزاری مجالس عزا نه تنها مشروعیت عزاداری که وهابیان با آن مخالفند را اثبات میکند، بلکه استحباب و رجحان آن را نیز ثابت میکند.
یکی از موضوعات و مسائل اختلافی میان مسلمانان و وهابیان، مسأله نذر است. وهابیان معتقدند نذر کردن پول، روغن، شمع و حیوان برای صاحبان قبور و مشاهد مشرفه حرام است. این در حالی که با مراجعه به تاریخ نمونههای متعددی از نذرهای مسلمانان برای انبیا الهی، اولیا، عالمان و صالحان برمیخوریم که نشان میدهد این عمل امری رایج بوده است
رفتار و برخورد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با برگزاری مراسم عزاداری، حزن و اندوه آن حضرت از وقوع برخی حوادث، ابراز تألم از تلخی و ناگواری حوادث آینده، گریه آن حضرت در مرگ عدهای و سفارش به برگزاری مجالس عزا نه تنها مشروعیت عزاداری که وهابیان با آن مخالفند را اثبات میکند، بلکه استحباب و رجحان آن را نیز ثابت میکند.