طعن در ولادت پیامبر اکرم و اهانت به حضرت آمنه
خلاصه مقاله
شخصیت برجسته رسول الله (صلیاللهعلیهوآله) و افضلیت ایشان بر تمام بشر، امری حتمی و مورد اتفاق است، تا جایی که پیامبران (علیهمالسلام) قبل از ایشان نیز افضلیت و شرافت وی را بیان کردهاند؛ با این وجود، خناسانی بیماردل، شبهاتی را پیرامون شخصیت ایشان مطرح میکنند که به دور از اخلاق است. این گروه معاند، وقتی خود را در مقابل معارف ناب و بیبدیل و بیعیب اسلام، خوار و زبون میبینند، شبهات واهی و بیاساسی را مطرح میکنند، از جمله اینکه در مورد ولادت ایشان و و انتصابشان به عبدالله، شبههای را مطرح کردهاند که با تکیه بر روایتی ضعیف از کتاب طبقات الکبری ابن سعد است و با مبانی، عقل و عرف سازگاری ندارد.
شبهه
پیامبر گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآله) شخصیتی است که در تمام ابعاد زندگی بشری، انسانی کامل است که همه مسلمانان و حتی مخالفین و دشمنان ایشان بر این امر اذعان داشته و دارند؛ اما در این بین، برخی از بیماردلان و مخالفان اسلام، از باب اینکه نقد جدی نسبت به مبانی اسلام و همچنین شخصیت ایشان ندارند، اقدام به یاوهگوییهایی پیرامون این شخصیت عزیز دارند و نسبت به ایشان هتک حرمت میکنند، از جمله شبهات و سخنان سخیفی که این گروه مطرح میکنند، در مورد پاکدامنی مادر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) است؛ ایشان با وقاحت تمام، نسبتهای ناروا را به این بانوی بزرگ اسلام دادهاند، تا جایی که برخی از اسلامستیزها شبهه کردهاند که در برخی منابع تاریخی وارد شده است: وقتی عبدالمطلب فرزندش عبدالله را به خانه وهب برد، تا دخترش (آمنه) را به نکاح وی درآورد، در همان روز، عبدالمطلب خودش نیز با دختر وهیب به نام هاله (دختر عموی آمنه) ازدواج کرد، عبدالله بعد از ازدواجش با آمنه، تنها سه روز در کنار او بود و بعد از آن از وی جدا شده است؛ از طرفی دیگر، ثمره ازدواج عبدالمطب که همراه با فرزندش و در یک روز با دختر عموی آمنه ازواج کرده بود، حمزه بود که در منابع تاریخی مسلمانان آمده است که حمزه 4 سال از پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) بزرگتر بوده؛ حال با توجه به اینکه عبدالله تنها سه روز در کنار آمنه بوده و از طرفی حمزه نیز چهار سال از پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) بزرگتر است، این نتیجه بهدست میآید که مادر وی، با مرد دیگری غیر از عبدالله ارتباط داشته و پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) از پدری غیر از عبدالله متولد شده است(نعوذ بالله).
جواب
عظمت، شرافت و نسب پاک پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، بر هیچکس (حتی دشمنان ایشان) مخفی نیست و آنچه معاندین به عنوان شبهه میآورند، یاوه گوییهایی بیش نیست؛ اما از آنجایی که این شبهه از سوی برخی اسلام ستیزها مطرح شده است، از اینرو نباید در مقابل آن سکوت کرد و جوابی به ایشان داده شود. این شبهه، ناظر به روایتی از کتاب طبقات الکبری ابن سعد است که اصل روایت بدین شرح است: «حدیث کرد برای ما محمد بن عمر بن واقد اسلمی، گفت: حدیث کرد برای من عبدالله بن جعفر زهری،از عمهاش ام بکر دختر مسور بن مخرمة، از پدرش گفت: حدیث کرد برای من عمر بن محمد بن عمر بن علی بن ابیطالب (علیهالسلام) از یحیی بن شبل از ابیجعفر محمد بن علی بن حسین (علیهماالسلام) گفتند: آمنه دختر وهب بود. ... زمانیکه عبدالله بن عبدالمطلب با او ازدواج کرد، سه روز نزد او بود، و این سنتی نزد ایشان بود که زمانی مرد وارد میشد بر زنش در خانه پدری، سه روز بماند.»[1]
در جواب شبهه میتوان چند پاسخ را مطرح کرد:
پاسخ اول:
این شبهه از کتاب طبقات ابن سعد وارد شده است، و این کتاب با وجود اینکه از منابع اصیل تاریخی بهشمار میرود و علمای تاریخنگار به آن استناد دارند، با این وجود، همه روایات آن را نمیتوان صحیح دانست؛ همانگونه که بسیاری از نقلها و روایات آن، از سوی علمای جرح و تعدیل، مورد بررسی قرار گرفته است و برخی نیز رد شده است.
پاسخ دوم: مشکل سندی روایت:
با توجه به اینکه این شبهه برگرفته از روایتی از کتاب طبقات ابن سعد است؛ از این رو، در قدم اول باید سند این روایت مورد بررسی قرار گیرد، تا صحت آن اثبات گردد، اما با مراجعه به سند روایت روشن میگردد که شخصی به نام محمد بن عمر بن واقد اسلمی است که بسیاری از علمای رجال و حدیث، وی را جرح کرده و به روایاتش اعتنا ندارند؛ برای نمونه نظر چندین تن از علما در مورد وی اشاره میگردد:
1) ابن عدی جرجانی: وی در کتاب الکامل فی ضعفاء الرجال خود، ابن واقدی را ضعیف دانسته و نام او را در لیست ضعفا نقل کرده است.[2]
2) خطیب بغدادی به نقل از عبدالله بن علی بن عبدالله المدینی از پدرش آورده است که در مورد ابن واقدی گفت: وی ضعیف است و از او نقل روایت نکنید.[3]
3) ابن حجر عسقلانی: وی نیز در مورد ابن واقدی تصریح دارد که با وجود وسعت علمی که داشت، با این وجود ضعیف بود و روایاتش قابل اعتنا نیست.[4]
4) بدر الدین عینی: وی نیز او را غیر ثقه و متروک الحدیث خوانده است.[5]
5) احمد بن حنبل: وی ابن واقدی را کذاب معرفی کرده است.[6]
علاوه بر مستندات فوق، شخصیتهایی همچون ابن حماد، نسائی، بخاری، جَوارِبی و ...، وی را تضعیف کرده و یا کذاب معرفی کردهاند؛ پس به روایات او نمیتوان اعتنا کرد.[7]
حتی یکی از محققین کتاب ابن سعد، در حاشیه کتاب آورده است که ابن واقدی با وجود اینکه نقلهای زیادی از او وجود دارد، ولی با این وجود، بسیاری او را رد کردهاند.[8]
پاسخ سوم: عدم اکتفا به یک نقل:
آنچه مطرح شده است، اتهام به یک شخص بزرگ است، آن هم اتهام گناه کبیره (زنا) که اثبات آن نیازمند ادله محکم است و نمیتوان با یک نقل غیر معتبر، آن را اثبات کرد، بلکه حداقل باید دو شاهد و نقل معتبر برای آن ذکر گردد، در حالیکه در این شبهه و اتهام، تنها به یک روایت اکتفا شده است و اگر از کتاب دیگری هم نقل شده باشد، برگرفته از همین روایت ابن سعد است و کسی از علمای قبل از وی و یا هم دوره با او، چنین چیزی را نقل نکردهاند.
پاسخ چهارم:
در روایت و نقل ابن سعد وارد شده است که عبدالمطلب، فرزندش عبدالله را برای ازدواج با آمنه برد و ایشان را به نکاح همدیگر درآورد، و بعد میآورد که او سه روز در خانه پدر آمنه بود، و این نه بدین معنا است که بعد از سه روز همسرش را رها کرده باشد، و از او جدا شود، چون روایت تصریحی به این مسأله ندارد؛ افزون بر اینکه رسم بین اعراب این بود که بعد از ازدواج، داماد سه روز را در خانه پدر همسرش میماند و بعد از آن به خانه خود میرفت، و این رسم در بین بسیاری از مردم حاشیه خلیج فارس و حتی مردم جنوب ایران نیز مرسوم است که داماد سه روز اول را در خانه پدر همسر میماند و بعد از سه روز به همراه همسرش به خانه خود میرود، این احتمال هست که مراد از اینکه در روایت اشاره شده است که ایشان سه روز را در خانه آمنه بود، همین است.
پاسخ پنجم:
اقرار دشمنان رسول الله به شرافت و بزرگی ایشان: با توجه به اینکه بیشترین دشمنیها را با حضرت رسول، قریش داشتند؛ اگر مسأله به این مهمی برای آنان ثابت شده بود، یقیناً در احتجاجهای خود با رسول الله (صلیاللهعلیهوآله) به این مسأله احتجاج میکردند، در حالیکه در هیچ نقلی از کفار چنین چیزی وارد نشده است؛ بلکه برعکس، همه پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را به پاکی و نیکی یاد میکردند.
پینوشت:
[1]. «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ بْنِ وَاقِدٍ الْأَسْلَمِيُّ قَالَ: حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الزُّهْرِيُّ، عَنْ عَمَّتِهِ أُمِّ بَكْرِ بِنْتِ الْمِسْوَرِ بْنِ مَخْرَمَةَ، عَنْ أَبِيهَا قَالَ: وَحَدَّثَنِي عُمَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، عَنْ يَحْيَى بْنِ شِبْلٍ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَا: كَانَتْ آمِنَةُ بِنْتُ وَهْبِ.... لَمَّا تَزَوَّجَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ آمِنَةَ بِنْتَ وَهْبٍ أَقَامَ عِنْدَهَا ثَلَاثًا وَكَانَتْ تِلْكَ السُّنَّةَ عِنْدَهُمْ إِذَا دَخَلَ الرَّجُلُ عَلَى امْرَأَتِهِ فِي أَهْلِهَا.» ابن سعد بغدادي، محمّد(م230)، الطبقات الكبرى، ج1، ص95، تحقيق: إحسان عباس، دار صادر، بيروت، چاپ اوّل، 1968 م.
[2]. بن عدي جرجاني، أحمد (م 365)، الكامل في ضعفاء الرجال: ج7، ص480، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود، علي محمد معوض، الكتب العلمية، بيروت، چاپ اوّل، 1418هـ.
[3]. خطيب بغدادي، احمد بن علي (م 463)، تاريخ بغداد، ج4، ص20، تحقيق: الدكتور بشار عواد معروف، دار الغرب الإسلامي، بيروت، چاپ اوّل، 1422 هـ.ق. «محمد بن عمر الواقدي ليس بموضع للرواية ولا يروى عنه، وضعفه.»
[4]. ابن حجر عسقلاني، احمد بن علي (م 852)، لسان الميزان، ج7، ص531، تحقيق: دائرة المعرف النظامية للهند، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات بيروت، چاپ دوّم، 1390هـ. ق. «متروك مع سعة علمه.»
[5]. عینی حنفی، محمود، مغانى الأخيار فى شرح أسامى رجال معانى الآثار، ج6، ص72.
[6]. بن عدي جرجاني، أحمد (م 365)، الكامل في ضعفاء الرجال: ج7، ص480، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود، علي محمد معوض، الكتب العلمية، بيروت، چاپ اوّل، 1418هـ.
[7]. همان.
[8]. ابن سعد بغدادي، محمّد(م230)، الطبقات الكبرى، تحقیق: زیاد محمد منصور، مكتبة العلوم والحكم - المدينة المنورة، چاپ دوم، 1407ق.
نویسنده: علی اکبر لطفی

افزودن نظر جدید