ظهور وهابیت نامبارک در سرزمین مبارک

  • 1400/01/18 - 08:12
محمد بن عبدالوهاب به خاطر عقاید انحرافیش طرد شد؛ نهایتاً با حاکم درعیه پیمان بست، و تبلیغ دین و مذهب برای وی ماند. نخستین اقدامش تخریب زیارتگاه زید بن خطاب، بود؛ گام بعدی او تکفیر مسلمانان به جرم توسل به انبیاء و اولیاء الهی بود؛ در نتیجه با فتاوا به کفر مسلمین، خون، مال، ناموس ایشان را حلال و کشتن آنان را جایز برشمرد.

شبه جزیره‌ی عربستان با ظهور دین اسلام توسط آخرین پیامبر بزرگ الهی، از زیر بار سبعیّت و درندگی از یک طرف، و نداشتن فرهنگ دینی و جهل مذهبی از سوی دیگر رها گشت و پایه‌های اسلام ریشه گرفت تا این‌که در قرون اولیه، رشد و بالندگی آن باعث گردید تا آراء و عقاید و افکار مختلف بروز و ظهور کند و در قرن‌های بعدی هم ادامه پیدا کرد. در این رشد و شکوفایی، انحرافات اساسی، بدعت‌های عجیب و غریب دینی، مانند آفتی مسموم هر از گاهی بدنه‌ی اسلام اصیل را بیمار می‌ساخت، به طوری‌که این بیماری هیچ‌گاه درمان نیافت و شاخ و برگ دین اسلام از نشاط و شادابی افتاد.
این انحرافات از زمان خلفای غاصب حکومت بنی‌امیه، به‌ویژه معاویه، حکومت بنی عباس، تابعین تابعین، «مذاهب و مکاتب مختلف اسلامی» در دو سه قرن اولیه، علمای اسلامی در قرون بعدی مانند بربهاری و... و در قرن‌های متاخر یعنی هفتم و هشتم مانند ابن تیمیه و شاگردان او و هم‌چنین در قرن دوازدهم هجری، همانند محمد بن عبدالوهاب (1206-1115 هجری) ادامه پیدا کرد که همگی آنان داعیه اسلام اصیل را در سر خود می‌پروراندند، خصوصاً این چند قرن گذشته، لذا در این مسیر، ناهنجاری‌های دینی زیادی به‌وجود آمد که قتل و غارت و ...، یک نمونه از این موارد است.
محمد بن عبدالوهاب پس از فراز و نشیب‌های دینی و مذهبی که برایش به‌وجود آمد و همگان او را به خاطر عقاید و افکار انحرافیش طرد کردند، نهایتاً در شهر درعیه عربستان با حاکم وقت یعنی آل سعود پیمان جدیدی بست، مبنی بر این‌که حکومت از آنِ محمد بن سعود و تبلیغ دین و مذهب هم برای محمد بن عبدالوهاب باشد.[1] لذا در نخستین حرکت و اقدامش تخریب آثار به جامانده از عصرهای گذشته اسلامی بود؛ آثاری مانند زیارتگاه‌های صحابه، علماء و اولیاء دین، و ... که از جمله آن‌ها تخریب قبر زید بن خطاب، برادر عمر بن خطاب، خلیفه دوم اهل سنت و جماعت بوده است.[2]
گام بعدی او که به مراتب خطرناک‌تر از این مورد قبل است، تکفیر مسلمانان به جرم توسل به انبیاء و اولیاء الهی است؛ در نتیجه با فتاوا به کفر مسلمین، خون، مال، ناموس و ... ایشان را حلال و کشتن آنان را جایز برشمرد.[3] و به استناد همین فتوا پیروان او، هزاران مسلمان و حتی غیر مسلمان بی‌گناه را به خاک و خون کشیدند.
چرا که او به طرح مجدّد ادعای بازگشت به اسلام اصیل، اندیشه پیروی از «سلف صالح» بار دیگر به عرصه منازعات کلامی اسلامی در سده‌ی اول و دوم هجری که در اوج خود و بسیار داغ بود وارد گردید. او معتقد بود که اسلام، اصل نخستین خود را در غربت یافته و در غربت پاگرفته، از این جهت بایست با هر آن‌چه به زعم خود با غربت اسلام مخالف و بدعت و خلاف توحید به‌شمار می‌رود، به مبارزه برخاست و مسلمانان را به سادگی و غربت اولیه دین باز گرداند.[4]
در نتیجه این عقیده که ظاهراً تا حدودی صحیح است، اما چون با بدعت‌های گوناگون درآمیخته شده، موجب انحرافات شدید گردید و مسیر اسلام راستین و حقیقی، به اسلام افراطی و خشن تغییر موضع داد و شد آن چرا که می‌بینیم.

پی‌نوشت:

[1]. شاخ شیطان، سید مجتبی عصیری، انتشارات رشید، قم، ایران، فصل 3 ص148.
[2]. عنوان المجد فی تاریخ نجد، ابن بشر، ج1، ص39. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. براهین الجلیّه فی رفع تشکیکات الوهابیه، حائری قزوینی، نشر گلستان کوثر، تهران، ایران، ص4.
[4]. وهابیت مبانی فکری و کارنامه عملی، آیه الله سبحانی، موسسه تعلیماتی و تحقیقاتی امام صادق(ع)، قم، ایران، ص36.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.