امیرالمؤمنین، مصداق آیه 43 سوره رعد، و تلاش برخی مفسرین بر دور کردن از ایشان
در قرآن کریم، کتاب آسمانی مسلمانان، تعبیرات گوناگونی از علم و آگاهی به کتاب الهی وجود دارد؛ خداوند در جای جای این کتاب متذکر میشود که این کتاب و علمِ در آن را به افرادی برگزیده، (پیامبران و اوصیاء آنها) عطاء کرده است که هم هدایتشدهاند و هم هدایتگرند، لذا به عنوان ارث و میراث به ایشان دادهایم تا بهوسیله آن، مردمان را به رشد و تکامل رهنمون سازند. این کتاب بر پیامبر اسلام با تمام خصوصیاتش: از محکم، متشابه، تأویل، تفسیر و ... نازل گردیده و بعد از ایشان به جانشینان او منتقل گشت که به تعبیر قرآن (راسخان در علم) هستند. اما از آنجایی که مخالفان اهل بیت تلاش بلیغ میکنند تا آیهای هم در شأن و منزلت اهل بیت نباشد، لذا با تحریف، تقطیع، و تضعیف، کوشش کردند اذهان مردم را منحرف کنند.
ازجمله آیاتی که دربارهی فضیلت امیرالمومنین، علی (علیهالسلام) وارد شده است، آیه 43 سوره رعد است که خداوند اینچنین میفرماید: «وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ.[رعد/43] آنها که کافر شدند، میگویند تو پیامبر نیستی! بگو کافی است که خداوند و کسیکه کتاب نزد اوست، میان من و شما گواه باشند.» ذیل آیه شریفه، روایات صحیحی در منابع فریقین آمده است که دلالت دارد که مقصود از راسخان در علم، صاحبان آگاهی بر کتاب و ... بعد از پیامبر اکرم، اهل بیت او هستند. پس این حدیث پیامبر بر همین معنا دلالت دارد که فرمودند: «انّی اوشک ان ادعی فاجیب و انّی تارک فیکم الثقلین کتاب الله عزوجل و عترتی... فانظرونی بم تخلفونی فیهما.[1] من به زودی از پیشگاه خداوند، فرا خوانده میشوم و دعوتش را لبیک میگویم و دو امانت گرانبها میان شما به ودیعه میگذارم: کتاب خدا و اهل بیتم؛ پس مراقب باشید که پس از من چگونه با آنها رفتار میکنید.» اگر منظور این نبود که در هر عصری امام و پیشوایی از اهل بیت وجود داشته باشد، معنا نداشت خداوند به رسولش خبر دهد که این دو امانت تا روز قیامت از یکدیگر جدا نخواهند شد. بنابراین امام و پیشوایی که از آنها در هر عصری وجود دارد، دانش کتاب در اختیار اوست و چنین پیشوایی یقیناً از وزیر حضرت سلیمان، «آصف بن برخیا» که بخشی از دانش کتاب نزدش بود، برتر و بالاتر است.
از طرف دیگر در آیه شریفه، اینطور آمده: «و من عنده علم الکتاب» که (من) اسم موصول به معنای الذی است، اما در منابع اهل سنت، عمر تلاش کرده که این آیه را از حضرت علی (علیهالسلام) دور سازد، تا فضیلتی برای ایشان نباشد، لذا عبارت را «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» به کسر میم و کسر دال خوانده؛ او با اینگونه قرائت خواست معنای آیه را از اصل و اساس تغییر دهد و اینگونه معنا شود: «بگو کافی است که خداوند میان ما و شما گواه باشد و دانش کتاب (قرآن)- نزد اوست (خدا).» در صورتیکه این قرائت عمر بن خطاب فاقد هر گونه معناست، چرا که او ارتباط بین دو فقره آیه شریفه را قطع کرده و جمله «من عنده» را ابتدای جملهی جدیدی قرار داده که از موضوع، فاصلهی زیادی دارد، با اینکه این آیه، آخرین آیه سورهی مبارکه رعد است.
و نیز بزرگان اهل سنت مثل سیوطی،[2] متقی هندی،[3] هیثمی،[4] در کتب خود هم طبق روایات وارده از افرادی مثل ابن مردویه، عبدالله بن عمر و ... آیه شریفه را طبق قرائت عمر بن خطاب نقل نکردهاند و گفتهاند که در سلسله سند این روایت، «سلیمان بن ارقم» قرار دارد که به روایات او عمل نمیشود.
حال پرسشی که مطرح میشود این است که در این آیه شریفه، فردی که خداوند او را میان امت، شاهد بر نبوّت پیامبر قرار داده کیست؟
در کتب روایی و تفسیری شیعه آمده است که منظور از این شخص، امیرالمؤمنین، علی (علیهالسلام) است؛ مثلاً در تفسیر نورالثقلین[5] و همچنین شیخ صدوق در امالی خود با اسنادش به ابوسعید خدری نقل کرده که دربارهی این آیه از رسول خدا پرسیدم، حضرت فرمود این شخص، برادرم علی بن ابیطالب است. عیاشی در تفسیر خود به نقل از فضیل بن یسار از امام باقر (علیهالسلام) روایت میکند که این آیه دربارهی علی (علیهالسلام) نازل شده، زیرا که آن حضرت بعد از پیامبر اکرم عالم و دانشمند این امت بهشمار میرود،[6] و یا علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود[7] گفته پدرم از ابن ابیعمیر از ابناذینه از امام صادق (علیهالسلام) نقل کرده که حضرت فرمود: آن کسیکه دانش قرآن نزد اوست، شخص علی (علیهالسلام) است.
اما اهل سنت در تفسیر آیه حیران و سرگردان شدهاند، لذا برخی به شخص یهودی که اسلام آورد، نسبت دادهاند، برخی دیگر آن را به عبدالله بن سلام بستهاند.[8] البته سیوطی نهایتاً آن را مردود میداند، چرا که این آیه در مکه نازل شده است و دیگر اینکه ابن منذر از شعبی روایت کرده که در قرآن هیچ آیهای دربارهی عبدالله بن سلام نازل نشده. برخی دربارهی جبرئیل میدانند و عدهای دیگر آن را به یهود و نصاری که اهل کتاب هستند، تسرّی دادند. طبری هم به دو صورت قرائت کرده (فتح و کسر «من»).[9]
پینوشت:
[1]. مسند، احمد بن حنبل، موسسه الرساله، بیروت، لبنان، ج3 ص17.
[2]. در المنثور، سیوطی، مکتبه آیه الله نجفی مرعشی، قم، ایران، ج4 ص69.
[3]. کنزالعمال، متقی هندی، موسسه الرساله، بیروت، لبنان، ج12 ص589.
[4]. مجمع الزوائد، هیثمی، مکتبه القدسی، قاهره، مصر، ج7 ص155.
[5]. تفسیر نور الثقلین، حویزی، انتشارات اسماعیلیان، قم، ایران، ج2 ص523.
[6]. تفسیر عیاشی، عیاشی، مکتبه العلمیه الاسلامیه، تهران، ایران، ج2 ص220.
[7]. تفسیر قمی، علی بن ابراهیم قمی، موسسه دار الکتاب، قم، ایران، ج1 ص367.
[8]. در المنثور، سیوطی، مکتبه آیه الله نجفی مرعشی، قم، ایران، ج4 ص69. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
تفسیر بحر المحیط، ابوحیان اندلسی، ج5، ص391. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[9]. تفسیر طبری، طبری، ، ج7 ص118.

افزودن نظر جدید