جسارت عمر بن خطاب به پیامبر درباره‌ی زنان حضرت

  • 1399/09/29 - 20:39
یکی از احادیث و فضایل ساختگی برای عمر، این حدیث است که در فضیلت عمر نقل کرده‌اند که در چندین مورد خداوند در تایید عمر و بر خلاف نظر و عملکرد پیامبر آیه نازل کرده است؛ این حدیث در تضاد با روایات صحیح دیگر اهل سنت است و مفاد آن قابل قبول نیست.

تاریخ اسلام پر است از وقایع و حوادث ناگواری که در آن نشر اکاذیب و شایعات و مطالب دروغین فراوان است که توسط بنی امیه، به‌ویژه معاویه به طور رسمی، پایه‌ریزی شده و به اجرا گذاشته شد؛ کارهایی که فقط و فقط برای ضربه زدن به ساحت مقدس پیامبر و اهل بیت ایشان از یک طرف، و نیز محو و نابودی دین اسلام صورت گرفت؛ از جمله کارهای خطرناک معاویه، دستور مستقیم او به والیان و استانداران تحت حکومتش بود که با جعل احادیثی دروغین و ساختگی، شأن و مقام اهل بیت را کم‌رنگ جلوه دهند و در مقابل، فضائل و مناقب خلفاء و برخی صحابه معلوم الحال، مثل خودش و خالد بن ولید و دیگران را پر رنگ‌تر نشان دهند، تا از قافله فضل و فضیلت عقب نمانند و به اهداف شوم خود که همان اختلاف و انحراف در میان مسلمانان است برسند.
پس اگر به کتب صحیح و معتبر اهل سنت، مثل صحیح بخاری و مسلم نگاهی گذرا داشته باشیم، به مطالبی برخورد می‌کنیم که علاوه بر دروغ بودن کثیری از احادیث آن که بعضاً به صورت تقطیع و حذف و ... وارد شده است، هر صاحب عقل سلیمی را به تعجب وادار می‌کند که چگونه برخی از صحابه، جایگاه عظیم الشأن پیامبر اسلام را نمی‌شناختند و به صورت تحکّمی و دستور به ساحت مقدس پیامبر اکرم، جسارت می‌کردند؛ در صحیح بخاری و با کمی اختلاف در متن، در صحیح مسلم و ...، این‌چنین آمده است که: «عن عایشه: انّ ازواج النبی کن یخرجکن باللیل اذا تبرّزن الی المناصع و هو صعید أفیح، فکان عمر یقول للنبی: أحجب نساءک، فلم یکن رسول الله یفعل ...[1] از عایشه نقل شده که زنان رسول خدا، زمانی که در شب، برای قضای حاجت از خانه خارج می‌شدند و به سوی اماکن معروف در اطراف بقیع که زمین‌های وسیع و خاک‌زار بود می‌رفتند، و عمر مکرراً به رسول خدا عرضه داشت: زن‌هایت را بپوشان، ولی پیامبر اکرم در قبال اعتراض و دستور او، عکس العمل نشان نمی‌داد ...»
اما آن‌چه که از این روایت به ذهن خطور می‌کند این است که، اولاً: تعرض عمر بن خطاب به برخی از زنان پیامبر اکرم، «سوده بنت زمعه» برای قضای حاجت، خارج از شئون و اخلاق اسلامی بوده و سوده هم به همین خاطر شکایت کرد و پیامبر هم برای قضای حاجت اذن فرمودند و به سخن عمر توجهی نکردند.
ثانیاً: اگر کسی بگوید این حدیث در مورد آیه حجاب بوده، که مسبب نزول آن هم، عمر بن خطاب است، پس فضیلتی برای او است، باید بگوییم که مکالمه عمر با سوده همسر پیامبر اکرم، بعد از نزول آیه حجاب بوده و ربطی به این قضیه ندارد و بی مورد است و با رجوع به کتب تاریخی و روایی می‌توان به صحت و سقم این قضیه پی برد.
ثالثاً: از حدیث فهمیده می‌شود که عمر بن خطاب به پیامبر اکرم امر می‌کرده؟! (امر به حضرتش که زنانش مستور و پوشیده باشند) که در هر حال، پیامبر به سخنان عمر بن خطاب توجهی نکرد، ضمن این‌که راه صواب و صحیح را شخص پیامبر بهتر از او می‌دانست و خود حضرت، اعلم به مصالح و مفاسد امور نسبت به دیگران بوده‌اند.
رابعاً: قسطلانی سخن جالبی در کتاب خود دارد و می‌نویسد: «خداوند می‌فرماید «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ.[حجرات/1] ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید، بر خدا و رسولش در هیچ امری تقدم مجویید.» پس ادب اقتضاء می‌کند که به هیچ وجه امر و نهی بر پیامبر صورت نگیرد و نیز در هیچ اذن و تصرّفی و ... تا این‌که خود آن حضرت اگر امری و نهیی وجود دارد بیان بفرمایند، کما این‌که آیه شریفه دال بر آن است...»[2] پس چگونه عمر بن خطاب، تحکّماً به پیامبر گفت «احجب نساءک».
خامساً: بخاری در کتاب صحیح خود می‌گوید: «وقتی رسول خدا راجع به مطلبی تصمیمی اخذ کند، هیچ بشری حق تقدم بر خدا و رسولش را ندارد.»[3] این کلام بخاری، صریحاً دلالت می‌کند که تقدم عمر بر پیامبر، غیرمجاز و قبیح بوده، لذا کلام او را  نسبت به پوشش همسرانش را قبول نفرمودند، و این حدیث بر فرض صحت مذمت عمر است، نه فضیلت او.
در نتیجه تو خود از این مجمل کلام مفصل خوان

پی‌نوشت:

[1]. صحیح بخاری، بخاری، دار احیاء التراث العربی، بیروت ،لبنان، کتاب الوضوء، ج1 ص54 رقم146.
صحیح مسلم، مسلم نیشابوری، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان،کتاب السلام، ج4 ص961 رقم2170.
[2]. المواهب اللدنیه، قسطلانی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج 2 ص457 فصل 4. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. صحیح بخاری، بخاری، دار القلم، بیروت، لبنان، باب توحید، ج9 ص775.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.