ردّ حدیث «عمر بن خطاب نور اسلام در دنیا، چراغ برای اهل بهشت» از نظر سندی و دلالی

  • 1399/09/18 - 13:14
یکی از احادیث و فضایل ساختگی برای عمر، این حدیث است که از پیامبر نقل کرده‌اند که فرمود: عمر بن خطاب، چراغ و روشنایی اهل بهشت است؛ این حدیث توسط عالمان رجال اهل سنت نقد سندی شده، همچنین از نظر دلالت نیز مورد خدشه است.

بعد از رحلت پیامبر اسلام در سال دهم هجری، خلافت به کسانی رسید که از علوم الهی و احکام دین، کاملاً آگاه و مطلع نبودند، و آن هنگام که دشمن سرسخت و قسم خورده دین اسلام و پیامبر اکرم یعنی بنی امیه، به‌ویژه معاویه بن ابوسفیان که حاکم و والی منسوب از طرف خلیفه دوم و سوم، در مناطق شامات بود، و سپس حکومت پادشاهی خود را به راه انداخت و آن را تثبیت کرد و در زمان خلافت حضرت علی (علیه‌السلام) علی رغم عزل از طرف حضرت، کناره‌گیری نکرد، با کارشکنی و دسیسه‌های گوناگون به مخالفت با خلیفه مسلمین پرداخت. تاریخ نقل می‌کند که او حتی جنگ صفین را بر مسلمانان تحمیل کرد و خون‌های زیادی توسط او، ریخته شد. معاویه برای حذف دین اسلام و نام پیامبر، کارهای زیاد و تلاش‌های فراوانی کرد که از جمله آن کارهای شوم و پلید، جعل احادیث دروغین و ساختگی توسط افراد دنیاپرست و به دستور مستقیم او بوده است، تا هم اختلاف و انحرافات شدیدی را صورت دهد و هم شأن و منزلت اهل بیت پیامبر اکرم را که سراسر فضیلت و منقبت بودند را کم رنگ و یا محو و نابود سازد.
محب الدین طبری در کتاب خود حدیثی را از عبدالله بن عمر نقل می‌کند که آن را به پیامبر اکرم ناجوانمردانه نسبت داده‌اند که فرمود: «عمر بن خطاب سراج اهل الجنه.[1] عمر بن خطاب، چراغ و روشنایی اهل بهشت است.» و تحت همین مضمون، حدیث دیگری با متنی اضافه‌تر از حضرت علی (علیه‌السلام) که فرمودند: «عن علی-ع- قال: سمعت رسول الله یقول عمر نور الاسلام فی الدنیا، و سراج اهل الجنه فی الجنه.[2] شنیدم از رسول خدا که می‌فرمود: عمر بن خطاب در دنیا نور اسلام است و در بهشت چراغ و روشنایی اهل آن.»
در ردّ حدیث اول، عالمان حدیث‌شناس از اهل سنت، در کتب خود، اشکال سندی کرده و این حدیث را از درجه‌ی اعتبار و صحت ساقط کردند؛ ذهبی می‌نویسد از جمله‌ی راویان این حدیث «عبدالله بن ابراهیم غفاری» است که ابوداود گفته منکر الحدیث است. ابن عدی گفته: راویان موثق از او تبعیت نکرده و نقل حدیث نکردند. دارقطنی گفته: حدیثش غیر قابل قبول است. عقیلی گفته: حدیثش از موهومات است. حاکم نیشابوری گفته: احادیثش جعلی و غیر موثق است.[3]
فتنی هندی و صغانی و دیگران درباره‌ی این حدیث گفته‌اند که جعلی و ساختگی و موضوع است.[4]
در ردّ حدیث دوم که مشابه حدیث اول است می‌توان این‌چنین بیان کرد که، اولاً: این حدیث بر خلاف قرآن است و خداوند به جز پیامبر اکرم، کسی را «هادی» و سراج در قرآن معرفی نکرده است.
ثانیاً: اگر عمر بن خطاب سراج اهل بهشت باشد، از دو حال خارج نیست، یا بهشت محتاج سراج است یا محتاج سراج نیست؛ اگر محتاج سراج نباشد، پس سراج بودن عمر بن خطاب هیچ فایده‌ای ندارد و اگر محتاج است، عمر بن خطاب پیش از انبیاء و رسول در بهشت وارد می‌شود، و اگر پس از انبیاء و رسول در بهشت وارد شود، ایشان در ظلمات و تاریکی ایستاده‌اند تا عمر بن خطاب برسد، پس عمر بن خطاب فاضل‌تر از انبیاء و رسل است و شایسته نیست که فاضل پس از مفضول باشد و مفضول جلوتر.
ثالثاً: نور انبیاء الهی و رسل نسبت به خلایق بیشتر و متجلّی‌تر است و خلایق «عمر بن خطاب» محتاج به نور آن‌ها هستند، اما اگر نور عمر بن خطاب بیشتر از انبیاء و رسل باشد، پس او فاضل‌تر و برتر از ایشان است و این کفر محض است بی‌خلاف.[5]
فاعتبروا یا اولی الابصار

پی‌نوشت:

[1].الریاض النضره...، محب الدین طبری، دار المغرب الاسلامی، بیروت، لبنان، ج1 ص267 رقم664.
[2]. الاکتفاء، وصابی، مخطوطات، حیدرآباد، پاکستان.
[3]. میزان الاعتدال، ذهبی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج4 ص56 رقم4195.
[4]. تذکره الموضوعات، فتنی هندی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ص94. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
الموضوعات، صغانی، دار المأمون للتراث، بیروت، لبنان، ص76 رقم136.
[5]. تبصره العوام، سید مرتضی رازی(535 هجری)، انتشارات اساطیر، قم، ایران، ص248.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.