رد حدیث «افتخار کردن خداوند به عمر، به طور خاص»
اگر نگاهی گذرا به کتب روایی فریقین داشته باشیم، آنقدر احادیث جعلی و دروغین زیاد است که هر صاحب عقل سلیمی را به تعجب وادار میکند که چگونه دنیاپرستان اموی، به خاطر متاع ناچیز دنیوی، حاضر شدند عذاب اخروی را به جان بخرند و روایاتی را به عنوان فضیلت برای برخی صحابه بسازند و مهمتر آنکه آن را ناجوانمردانه به ساحت مقدس پیامبر اکرم نسبت دهند؛ اینگونه روایات جعلی، ساخته و پرداخته نشد، مگر اینکه سردمداران بنیامیه خواستند علاوه بر اختلاف در میان مسلمانان، دین اسلام و نام پیامبر اکرم را محو و نابود سازند و ظاهراً هم تا حدودی موفق شدند، چرا که این روایات جعلی، در کتب اهل سنت وجود دارد و به عنوان فضیلت ثبت گردیده است؛ در حالیکه علمای اهل فن و حدیث شناس از اهل سنت، آنها را مورد نقد و بررسی قرار داده و از درجهی اعتبار ساقط کردند.
از جملهی آن روایات دروغین، این روایت جعلی است که پیامبر اکرم فرمودند: «... و انّ الله باهی بالناس عشیّه عرفه عامه، و انّ الله باهی بعمر خاصه و انّه لم یبعث بنبیّ قطّ الاّ کان فی امته من یحدث، و ان یکن فی امته احد فهو عمر، قیل یا رسول الله کیف یحدّث؟ قال تتکلم الملائکه علی لسانه[1] ... خداوند در شام عرفه، به طور عمومی به همهی مردم مباهات و افتخار میکند، و به درستیکه به عمر بن خطاب خصوصاً مباهات و افتخار میکند و البته هیچ پیامبری، مبعوث به نبوّت نگردیده، مگر اینکه در امتش کسی بوده که محدّث باشد و اگر در امت من، کسی محدّث باشد، پس او عمر است. عرض شد، یا رسول الله! چگونه با او حدیث میشود؟ حضرت فرمودند ملائکه بر زبان او سخن میرانند.»
در ردّ این حدیث باید بگوییم، اولاً: ابن جوزی در کتاب خود مینویسد: این حدیث صحیح نیست، چرا که در سلسله سند این روایت، نام افرادی است که برخی به منقولاتشان اعتنا و اعتماد نمیشود؛ به عدهای دیگر نمیتوان استدلال و احتجاج کرد؛ روایات بعضی دیگر، مردود و قابل قبول نیست؛ نفرات بعدی هم یا متفرد به نقل خودشان هستند و یا کذّاب و دروغگو و جاعل حدیث بودهاند.»[2]
ثانیاً: ذهبی هم بعد از نقل این حدیث با اسناد مختلف آن، بر جعلی و ساختگی بودن آن تصریح میکند و حتی با عبارت «باطل جدّاً»، این روایت را ردّ میکند و مینویسد: «ابوسعد خادم حسن بصری از راویان مجهول بوده و هویت او معلوم نیست و حدیثش باطل است...»[3] راویان دیگر، مثل محمد بن مهاجر تضعیف شده، و نیز اسماعیل بن عیّاش ضعیف و کثیر الخطاء است، ...[4]
ثالثاً: عالمانی مثل کابلی، وصابی، محب الدین طبری، عسقلانی تلاش کردند با توجیهاتی، این حدیث را نیکو بشمارند که نهایتاً با دیگر احادیث وارده و اشکالات حلّی و نقضی به این حدیث، با مشکل برخورد کردند.
رابعاً: «حدیث مباهات» در اصل دربارهی حضرت علی (علیهالسلام) نقل شده و روایت گردیده، که امویان آن را برای پیشوایان خود جعل و وضع کردند. لذا اصل این حدیث را احمد بن حنبل در کتاب «فضائل الصحابه»، در باب مناقب و فضائل علی (علیهالسلام) اینچنین میآورد که: «خرج علی الحجیج عشیّه عرفه، فقال لهم: انّ الله باهی بکم الملائکه عامه و غفر لکم عامه و باهی بعلی -ع- خاصه و غفر له خاصه، انّی قائل لکم قولاً غیر محاب فیه بقرابتی، انّ السعید حقّ السعید من احبّ علیاً فی حیاته و بعد موته.[5] رسول خدا شام عرفه از خیمه خود خارج شده و در حالیکه مشرف بر حجاج بیت الله بودند، به آنان فرمودند به درستیکه خداوند به شما به طور دستهجمعی و همگانی و یکجا، بر ملائکه مباهات و افتخار کرد و همگی شما را آمرزید و به علی جداگانه و به طور خاص مباهات کرد و او را مورد مغفرت خاص خود قرار داد و من به شما میگویم سخنی را که ارتباطی به جنبهی فامیلی من با علی ندارد و آن اینکه بهدرستیکه عاقبت به خیر کسی است که علی را در زمان حیات و پس از حیاتش دوست بدارد.»
این روایت را محب الدین طبری نیز در کتابش نقل کرده است.[6]
در نتیجه تو خود از این مجمل کلام مفصل خوان
پینوشت:
[1]. کنزالعمال، متقی هندی، موسسه الرساله، بیروت، لبنان، ج11 ص585 رقم 32788.
[2]. العلل المتناهیه...، ابن جوزی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص196 رقم 306-307. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. میزان الاعتدال، ذهبی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج7 372 رقم12036. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[4]. همان، ج1 ص400 رقم924- ج6 ص246 رقم8221.
[5]. فضائل الصحابه، احمد بن حنبل، دار العلم، ریاض، عربستان، ج2 ص658 رقم 1121.
[6]. الریاض النضره فی مناقب العشره، محب الدین طبری، ج3، ص191. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.

افزودن نظر جدید