رد حدیث «عمر بن خطاب، برترینِ افراد»
از جمله تهمتهای ناروایی که به ساحت مقدس پیامبر اسلام، مخالفین و سردمداران کفر و نفاق و در رأس آنها، معاویه بن ابوسفیان قرار دارد، نسبت دادند، جعل احادیث ساختگی و دروغینی بود که به دستور مستقیم او صورت پذیرفت تا هم انحرافات شدیدی را در میان مسلمانان بهوجود آورد و هم فضائل و مناقب اهل بیت پیامبر اکرم را تحت الشعاع قرار داده و جایگاه آنان را در میان مردم کم رنگ نشان دهد، لذا دنیاپرستان سیم و زر با ساختن احادیث جعلی و کذایی و...، این امر زشت و ناپسند را به سرانجام رساندند و خود را جزء ملعونین، در دنیا و آخرت قرار دادند.
از جمله این احادیث ساختگی آن است که ابوبکر به عمر بن خطاب گفت شنیدم پیامبر خدا را که فرمودند: «ما طلعت الشمس علی رجل خیر من عمر.[1] خورشید نتابیده بر کسیکه بهتر و برتر از عمر بن خطاب باشد.»
اصل این حدیث را خطیب تبریزی در کتاب خود در باب فضائل عمر بن خطاب اینچنین میآورد که: جابر بن عبدالله انصاری نقل میکند که عمر بن خطاب به ابوبکر، خطاب کرد: ای بهترین مردم بعد از رسول خدا! ابوبکر به او گفت: حال که چنین گفتی به تو میگویم که: شنیدم رسول خدا را که میفرمود خورشید بر کسی بهتر از عمر بن خطاب نتابیده است.»[2]
مترجم کتاب علامه میر حامد حسین، در کتاب خود به نقل از ایشان مینویسد: الفاظ این روایت چقدر شبیه ضرب المثل است که: من تو را حاجی بگویم، تو مرا حاجی بگو.»[3] در ردّ این حدیث جعلی و ساختگی، ترمذی بعد از نقل این روایت مینویسد: این حدیث غریبی است که سند دیگری جز آنچه ذکر شد، برای آن نمیشناسم و این طریق صحیح و قابل اعتماد نیست.»[4]
ذهبی در کتاب خود، تصریح به ساختگی بودن این روایت میکند و مینویسد: «... سند این حدیث از برادر زادهی محمد بن منکدر است، (یعنی عبدالرحمن) که شخصی مجهول الهویه بوده و دربارهی او تأمل دارند؛ ... ترمذی میگوید چنین سندی مورد اعتماد و اعتنا نیست.»[5]
ابن حجر عسقلانی کم و بیش همان سخنان ذهبی را در کتاب خود میآورد.[6] حاکم نیشابوری در کتاب مستدرک خود، نام عبدالرحمن که برادر زادهی محمد بن منکدر است را میآورد، چرا که یکی از افراد سلسله سند این روایت است، فلذا او را جرح و تضعیف کرده است.[7] ابن جوزی بعد از نقل این حدیث مینویسد: «این روایت صحیح نبوده و نسبت آن به رسول خدا درست نیست، زیرا کس دیگری جز عبدالرحمن، آن را نقل نکرده و او متفرّد به ذکر این روایت است...»[8]
در نتیجه تو خود از این مجمل کلام مفصل خوان
پینوشت:
[1]. ازاله الخفاء، ولی الله دهلوی، دارالقلم، قم، ایران، ج2 ص496.
[2]. مشکاه المصابیح، خطیب تبریزی، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج3 ص342 رقم6046.
[3]. تهمتهای ناروا به رسول خدا، محمد رضا کریمی، انتشارات دلیل ما، قم، ایران، فصل 4 ص488.
[4]. جامع الکبیر سنن، ترمذی، دار الغرب الاسلامی، طبعه الثانیه، (1998م)، ج6 ص58 رقم 368. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[5]. میزان الاعتدال، ذهبی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج4 ص333 رقم5028. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[6]. لسان المیزان، ابن حجر عسقلانی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج4 ص328 رقم 51 42.
[7]. مستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، دار المعرفه، بیروت، لبنان، ج4 ص44 رقم4564.
[8]. العلل المتناهیه...، ابن جوزی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص195 رقم304.

افزودن نظر جدید