عمر بن خطاب اول کسی که نامه عملش را به دستش می‌دهند

  • 1399/09/15 - 19:08
یکی از احادیث و فضایل ساختگی برای عمر، این حدیث است که از پیامبر نقل کرده‌اند که فرمود: عمر بن خطاب، اول کسی است که نامه‌ی عملش در دست راستش داده می‌شود؛ این حدیث توسط عالمان رجال اهل سنت نقد سندی شده و مورد قبول قرار نگرفته است.

حکومت بنی امیه و در رأس آن، معاویه، در جعل و ساختن روایات دروغین، سنگ تمام گذاشتند که در قرون بعدی، عالمان بزرگ اهل سنت از درج این‌گونه اخبار و روایات جعلی در کتب خود اجتناب کردند؛ چرا که احادیث ساختگی و دروغ، در غایت زشتی و شناعت بود و روایت کردن آن را عار و ننگ برای خود و کتب خود محسوب می‌کردند، لذا یا آن را نمی‌آوردند و یا اگر متذکر می‌شدند، آن را در بوته نقد و بررسی قرار می‌دادند و  از درجه‌ی اعتبار ساقطش می‌کردند. احادیثی که علاوه بر دروغین بودن آن، ناجوانمردانه به ساحت مقدس پیامبر اسلام نسبت می‌دادند.
از جمله آن احادیث جعلی، این حدیث ساختگی است از پیامبر اکرم که فرمودند: «به‌درستی‌که عمر بن خطاب، اول کسی است که نامه‌ی عملش در دست راستش داده می‌شود، ... برای او شعاع نوری است مانند شعاع نور خورشید...»[1]
در ردّ این روایت دروغین، ابن جوزی، عالم اهل سنت، می‌نویسد: «... این حدیث صحیح نیست و در سلسله سند این روایت کسی به نام «عمر بن ابراهیم بن خالد کردی» است.»[2] دار قطنی درباره‌ی «عمر بن ابراهیم بن خالد کردی» می‌گوید: او شخصی کذّاب و دروغ‌گو بوده که کارش جعل و ساختن حدیث بوده است.[3] سیوطی به نقل از خطیب بغدادی از... از زید بن ثابت از رسول خدا... بیان می‌کند که کسی‌که متهم به جعل و ساختن این روایت است، «عمر بن ابراهیم بن خالد کردی» است.[4]
صغانی هم به خاطر ترس از جهّال زمان خودش، درباره‌ی این روایت، محافظه کاری کرده و چنین می‌نویسد: «من این روایت را ذکر می‌کنم و به عمر بن خطاب نسبت می‌دهم، اما آن‌چه به نظر من حق و صواب است این است که پیامبر اکرم فرمود: حق را بیان کنید، ولو به ضرر شما و ... باشد؛ پس این حدیث از جمله احادیث ساختگی است...»[5] شوکانی هم درباره‌ی این حدیث می‌گوید: «خطیب بغدادی این روایت را از زید بن ثابت مرفوعاً نقل کرده، (یعنی حدیث نبوی است و راوی آن را از پیامبر نقل کرده است) که البته از جعلیات و اخبار ساختگی است و کسی هم که متهم به آن است «عمر بن ابراهیم بن خالد کردی» است.»[6]
ذهبی درباره‌ی «عمر بن ابراهیم بن خالد کردی» می‌نویسد: این شخص، جاعل و سازنده‌ی حدیث دروغین بوده و او را تضعیف کرده‌اند.[7]
در نتیجه به خوبی آشکار می‌شود که علمای محدث از اهل سنت، همگی اتفاق نظر دارند که این روایت، دروغی بیش نبوده و خرافه محض است.

پی‌نوشت:

[1]. الریاض النضره...، محب الدین طبری، دار المغرب الاسلامی، بیروت، لبنان، ج1 ص330 رقم 192.
[2]. الموضوعات، ابن جوزی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص338. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. سنن، دارقطنی، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج2 ص5 رقم 2781.
[4]. اللآلی المصنوعه...، سیوطی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص276.
تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج11 ص302 رقم 5905. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[5]. الدرّر الملتقط فی تبیین الغلط، صغانی، دار الکتب المصریه، قاهره، مصر، (مخطوطات)، رقم1580.
[6]. الفوائد المجموعه...، شوکانی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ص326. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[7]. المغنی فی الضعفاء، ذهبی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج2 ص109 رقم4418.  

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.