نه به تکفیر مسلمانان و نه عدم پذیرش عقاید خود، توسط سردمداران وهابیت

  • 1397/11/17 - 16:57
ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب از عقاید باطلشان برگشتند؛ ذهبی می‌گوید: «ابن تیمیه در اواخر عمر خود می‌گفت: من هیچ‌یک از افراد این امت را تکفیر نمی‌کنم، ...» و محمد بن عبدالوهاب می‌نویسد: «این‌که من تمام مردم را کافر می‌دانم، تهمتی بزرگ است.»

موسس فرقه وهابیت، محمد بن عبدالوهاب نجدی است، کسی‌که با ادعای احیای توحید و سلفی‌گری همان عقاید و افکار باطل ابن تیمیه را در شبه جزیره‌ی عربستان پیاده کرد و از ره آورد این افکار تند و خشن، آل سعود که حکومت را در دست داشت، مجری عقاید و دیدگاه‌های آن‌ها گشت. این فرقه از قرن دوازدهم تا به الان بر جای مانده و به تکفیر عموم مسلمین می‌پردازد، در حالی‌که سردمداران این عقیده یعنی محمد بن عبدالوهاب و ابن تیمیه در اوایل، همین نظرات را داشتند، اما در اواخر عمر خود از عملکرد خود پشیمان شده و به اشتباهی که کرده بودند، پی برده و اظهار ندامت و پشیمانی کردند.
از جمله ابن تیمیه که پیشتاز در تکفیر بوده و وهابیان او را بنیان‌گذار عقاید خود می‌دانند، او در آخر عمرش از اشتباهش بازگشت، ذهبی که از شاگردان او است، می‌گوید: «از اشعری جمله عجیبی دیدم که ثابت است و آن را بیهقی روایت کرده که از ابوحزم عبدری شنیدم که گفت از زاهر بن احمد سرخسی شنیدم که گفت چون هنگام مرگ اشعری در خانه‌ام در بغداد فرارسید، مرا خواست. من نزد او رفتم، او گفت بر من گواهی بده که هرگز شخصی از اهل قبله را تکفیر نمی‌کنم، زیرا همه اشاره به یک معبود دارند و این‎ها همه اختلاف عبارات است. من می‌گویم رأی من نیز همین است؛ هم‌چنین استاد ما، ابن تیمیه در اواخر عمر خود می‌گفت: من هیچ‌یک از افراد این امت را تکفیر نمی‌کنم ،زیرا پیامبر فرمود: مومن کسی است که بر وضوی خود محافظت دارد، پس هر کس که ملازم نمازهای خود با وضو باشد، مسلمان است...»[1]
محمد بن عبدالوهاب با آن همه تهمت و نسبت‌های ناروا به مخالفان خود در عقیده و نسبت کفر و شرک به آنان، سرانجام در آخر عمرش از کرده‌ی خود پشیمان شده و طی نامه‌هایی به علمای بلاد اسلامی، به اشتباهات خود اعتراف می‌کند. او طی نامه‌ای به یکی از علمای بغداد می‌نویسد: «همانا اشاعه‌ی تهمت از چیزهایی است که عاقل حیا می‌کند که آن را حکایت کند، تا چه رسد به این‌که آن‌چه را که شما گفتید افترا زند، که من تمام مردم را کافر می‌دانم، جز کسی‌که مرا پیروی کند. چه عجب! چگونه این مطلب در عقل عاقل می‌گنجد و آیا مسلمانی این‌گونه حرف و سخن می‌گوید،... جواب این حرف‌ها این است که می‌گویم: منزه است خداوند، این‌ها تهمتی بزرگ است.»[2]
سؤالی باید پرسید که تکلیف این دو نفر، با آن جنایاتی را که نسبت به مسلمانان باعث شدند و خون میلیون‌ها انسان بی‌گناهی که به خاطر عقاید باطلشان ریخته شد، و هنوز هم در حال ریخته شدن است، چه خواهد بود؟ آیا واقعاً خداوند اینان را خواهد بخشید؟ والله العالم

پی‌نوشت:

[1]. «و رأیت للاشعری کلمه اعجبتنی و هی ثابته رواها البیهقی... فقال اشهد انّی لااکفر احداً من اهل القبله لانّ الکل یشیرون الی معبود واحد... قلت و بنحو هذا أدین و کذا کان شیخنا ابن تیمیه فی اواخر ایامه یقول: انا لااکفر احداً من الأمه و یقول: قال النّبی -لایحافظ علی الوضوء الاّ مومن. فمن لازم الصلوات بوضوء فهو مسلم...» سیر اعلام النبلاء، ذهبی، موسسه الرساله، بیروت، لبنان، ج11 ص542. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. «انّ اشاعه البهتان ممّا یستحی العاقل ان یحکیه فضلاً عن یفتریه ممّا قلتم: انّنی اکفر جمیع الناس الاّ من اتبعنی... جوابی علی ذلک اقول سبحانک هذا بهتان عظیم.» الرسائل الشخصیه، محمد بن عبدالوهاب، مکتبه الکتب، قاهره، مصر، ص37.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.