دیدگاه وهابیت پیرامون عرفا و صوفی مسلکان اهل سنت

  • 1391/12/29 - 01:13
اهل سنت گرایش زیادی به فرقه های اصلی تصوف دارند به این معنی که اگرچه تصوف در میان شیعیان جایگاهی ندارد و امامان شیعه آن را مردود اعلام کرده اند. اما تصوف یا طریقت در میان اهل سنت بسیار اهمیت دارد و به جز سلفیان وهابی ، بیشتر اهل سنت پیرو طریقه های متصوفه اند .
دیدگاه وهابیت پیرامون عرفا و صوفی مسلکان اهل سنت

اهل سنت گرایش زیادی به فرقه های اصلی تصوف دارند به این معنی که اگرچه تصوف در میان شیعیان جایگاهی ندارد و امامان شیعه آن را مردود اعلام کرده اند. اما تصوف یا طریقت در میان اهل سنت بسیار حائز اهمیت است و به جز سلفیان وهابی ، بیشتر اهل سنت پیرو طریقه های متصوفه اند . حتی در میان حنبلیان نیز تصوف حضور پر رنگی دارد و این در حالی است که سلفیونی که خود مخالف تصوف و عرفانند ، همواره خود را پیرو مکتب احمد بن حنبل معرفی می نمایند .
برای نمونه ابومنصور اصفهانی از علمای حنبلی، یکی از پیشوایان تصوف در میان اهل سنت است .
حتی امثال شاه ولی الله دهلوی و فرزندش شاه عبد العزیز دهلوی نویسنده کتاب ضد شیعی ، تحفه اثنی عشریه ، که از موسسین و مروجین نوعی سلفی گری ( مکتب دیوبندی ) در منطقه شبه قاره هند بودند نیز به تصوف گرایش داشتند و معتقد بودند که دین از دو بخش طریقت و شزیعت تشکیل شده است و هیچ یک از این دو به تنهایی نمی تواند سعادت انسان را فراهم کند . شاه ولی الله پیرو طریقت نقشبندی بود .

اما وهابیت موضعی کاملا مخالف در برابر تصوف و پیروان آن دارد .با نگاهی گذرا به عملکرد پیشوایان سلفیه و از جمله ابن تیمیه، صحت این سخنان به خوبی روشن می گردد
ابن تیمیه هنگامی که در اسکندریه بود حملات خود را بر عارفان و صوفیان متمرکز نمود و به جای حمله به جریانهای انحرافی که با نام تصوف و عرفان فعالیت می کردند ، نوک حملات خود را به سوی محی الدین عربی و کتابهایش : فصوص الحکم و فتوحات مکیه نشانه رفت . و در میان اهل سنت که بیشتر به محی الدین علاقه داشتند ، آشوبی به پا کرد .وی پس از مطالعه فصوص به گمراهی و کفر محی الدین و عرفا فتوا داد و کتاب النصوص علی الفصوص را بر ضد وی نوشت. (1)
او در یکی از فتواهای خود احوال محی الدین و سران تصوف و عرفان را شیطانی می داند و از این رو آنان را ضد پیامبران می شمارد .. به گفته وی اینان گرفتار تخیلات شیطانیند (2)
ابن تیمیه با نگارش ( کتاب الفرقان بین اولیاء الرحمان و اولیاء الشیطان ) رسما همه عارفان را اولیای شیطان خواند .
وی همچنین ماهیت ( وحدت وجود ) محی الدین را نفهمیده و آن را مستلزم وحدت وجود قدیم (خدا) و حادث ( مخلوقات ) می داند و به همین دلیل نیز نسبت کفر و الحاد و گمراهی به وی می دهد .(3)

همه این مطالب یک نکته اساسی را پیرامون فرقه ضاله وهابیت بر همگان روشن می نماید و آن این که وهابیت نه تنها با تشیع بلکه با همه فرق و مذاهب اسلامی دشمنی داشته و مبارزه می نماید .

حال سوال مهم این است که به راستی اگر وهابیت و در راس آن ها ابن تیمیه حرانی تا این حد با تصوف و عرفان و پیروان آن ها مخالفند که ایشان را کافر ، گمراه و پیروان شیطان می دانند ، پس چرا برخی از پیروان اهل سنت بدون توجه به این مشی و اعتقاد وهابیت ، در بسیاری مواضع اعتقادی به شدت از وهابیت و به خصوص شخص ابن تیمیه دفاع کرده و تعصب زیادی را نسبت به وی و کتبش نشان می دهند و گاه از او به عنوان شیخ الاسلام خود یاد می کنند ؟

آیا اینان نمی دانند که وهابیت با این مشی و اعتقاد خود در مورد تصوف و عرفان ، رسما با همه پیروان اهل سنت که در اصل پیرو یکی از فرق صوفیه هستند به مبارزه علنی برخاسته و معتقد به کفر و گمراهی آن ها گشته است ؟

 

منابع :
(1) کنز الدررو جامع الغرر. ابوبکر بن عبد الله دواداری ج9 ص 143
(2) فتاوی الکبری. ابن تیمیه ج11 ص239
(3) الفرقان بین اولیاء الرحمن و اولیاء الشیطان.ابن تیمیه ص99

دیدگاه‌ها

هر كسي كه با قرآن مخالفت كند، چه شيعه چه سني، چه سلفي، چه وهابي، بايد مورد انتقاد قرار گيرد زيرا كسي كه با قرآن مخالفت كند به آيات قرآن را انكار كند، در حقيقت كافر شده است و بايد توبه كند.

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.