شکنجه فرد سؤال کننده در مورد متشابهات قرآن
شخصی از متشابهات سؤال کرد، خلیفه دوم او را احضار کرد که تو به چه حقی از متشابهات قرآن میپرسی؟ خلیفه دوم از برگههای خرما شلاقی آماده کرده بود! گفت: تو که هستی؟ صبیغ گفت: من بنده خدا صبیغ هستم. عمر هم گفت من هم بنده خدا عمر بن الخطاب هستم! سپس به قدری با این ساقههای خرما بر او زد که از سر این بدبخت خون جاری شد! صبیغ گفت یا امیرالمؤمنین! دیگر بس است. هر چه در سرم بود همه رفت. دیگر چیزی در سرم نماند!
الاستذکار، قرطبی، ج14، ص160.
مقاله: «جلوگیری از تفسیر قرآن و نقل احادیث نبوی توسط خلفا»
لایه باز:
| دریافت فایل | حجم فایل |
|---|---|
| 240.5 کیلوبایت |

افزودن نظر جدید