شرارت بهاییان در تونس

  • 1400/03/01 - 14:46

بهاییت، نه یک دین، بلکه یک حزب سیاسی وابسته‌ به استعمار است. با این حال، دولت تونس حق دارد و "باید" هم چنین رفتار کند. کدام کشور حاضر است یک سازمان جاسوسی را به عنوان یک دین بپذیرد؟ و برای اعضای آن، حق و حقوق شهروندی قائل شود؟

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ مدتی پیش، گروهی در کشور تونس به عضویت سازمان جاسوسی بهاییت درآمدند. دولت تونس با اینکه ادیان الهی از قبیل مسیحیت و یهودیت و... را به رسمیت می‌شناسد، لیکن بهاییان را به عنوان دین رسمی نپذیرفت. همین امر سبب شد که گروهی از بهاییان، نشستی برگزار کرده و این رفتار دولت تونس را محکوم کنند.

چند نکته لازم به ذکر است:

در دوران قاجار، شخصی به نام سید علی محمد شیرازی، ابتدا مدعی شد که باب (واسطه‌ی بین مردم و امام زمان) است. او که به سید باب مشهور شده بود، پس از مدتی، خود را امام زمان نامید. چندی بعد، کتاب بیان را نوشت و مدعی نسخِ اسلام شد. یعنی ادعا کرد که دوران اسلام به پایان رسیده و خود را پیام آور دین جدید خواند. برخی اراذل و اوباش گرد او جمع شده و برخی از مردم نیز فریب او را خوردند و در مدتی اندک، برخی نقاط کشور، دچار هرج و مرج شد. امیر کبیر، که چنین دید، دستور داد سید باب را بازداشت، محاکمه و اعدام کنند. پس از سید باب، میرزا یحیی نوری، ملقب به صبح ازل، جانشین او شد، لیکن برادرِ میرزا یحیی که حسین‌علی نوری (مشهور به بهاء الله) نام داشت، میرزا یحیی را کذاب و حیله‌گر نامید و خود را به عنوان جانشینِ حقیقی سید باب معرفی کرد. حسینعلی نوری در مدتی اندک، مدعی پیامبری شد و عده‌ای را گرد خود جمع کرد. سرانجام بهاء الله به زندان افتاد اما با پیگیری سفارت روسیه، از زندان آزاد شد. بهاء الله پس از آزادی از زندان، نامه‌ای به الکساندر دوم (تزار روسیه) نوشته؛ از او بابت حمایت‌های بی‌دریغش سپاسگذاری و ابراز ارادت کرد. تا جایی که در آن نامه، خود را عبد تزار روسیه نامید: «ایامی که این مظلوم در سجن، اسیر سلاسل و اغلال بود، سفیر دولت بهیه (أیده الله تبارک و تعالی) نهایت اهتمام در استخلاص این عبد مبذول داشت و مکرر اجازه خروج از سجن صادر گردید. ولی پاره‌ای از علمای مدینه در اجرای این منظور ممانعت نمودند تا بلاخره در اثر پافشاری و مساعی موفور حضرت سفیر، استخلاص حاصل گردید».[1] در اسناد بهایی نیز، مکرّراً مواردی را سراغ داریم که بهاء الله و نزدیکان او در مواقع گوناگون، به سفارت روسیه تزاری پناهنده می‌شدند.[2] بعدها بهاء الله به عکا (در فلسطین) تبعید و توسط حکومت عثمانی محصور شد. او در آنِ واحد، با روس و انگلیس در ارتباط بود تا اینکه در سال 1892 از دنیا رفت. پس از او، فرزندش عباس افندی (عبدالبهاء) به رهبریِ جریان بهاییت می‌رسد. وقتی که در انقلاب 1917 روسیه، حکومت تزار ساقط شد، سران بهاییت، از حکومت کمونیستی روسیه ناامید، و تماماً به خدمت انگلستان درآمدند.[3] این قضیه، در همان زمانی رخ داد که انگلستان، فلسطین را اشغال کرده بود.[4] در سال 1918، وقتی که ارتش بریتانیا، حیفا را فتح می‌کند، عبدالبهاء تأمین آذوقه ارتش انگلستان را بر عهده می‌گیرد. از همین روی، دولت بریتانیا، به پاس خدمات بسیار او، نشان نایت هود (knighthood) را به وی اعطا می‌کند.[5] این خدمات بی‌بدیل تا جایی ادامه یافت که دولت انگلستان، به عبدالبهاء لقب سِر (Sir) داد.[6] عبدالبهاء نیز در پاسخ، برای ژرژ پنجم (پادشاه انگلیس) چنین دعا کرد: «ان سرادق العدل قد ضربت علي هذه الارض المقدسة في مشارقها و مغاربها و نشكرك و نحمدك علي حول هذه السلطنة العادلة و الدولة القاهرة الباذله في راحة الريعية و سلامته البرية اليهم ايد الامپراتور الاعظم جورج الخامس عاهل انگيزا بتوفيق اتك الرحمانية و ادام ظله الظليل علي هذه الاقليم الجليل بعونك و صونك و حمايتك انك انت المقتدر المتعال العزيز الكريم.[7] خداوندا سراپرده عدالت بر مشرق و مغرب اين زمین گسترده گشت. خداوند! تو را به خاطر رسيدن اين سلطنت عادلانه، كه نيروی خود را در آسايش رعيت و سلامت مردم به كار برده، سپاس مي‌گويم. خدايا امپراتور بزرگ ژرژ پنجم را نيرومندتر گردان و سايه گسترده او را دائمی گردان تا اين زمین در آسايش و راحت باشد، به ياری و حمايت تو كه مقتدر و متعال و كريم هستی».
عبدالبهاء، ضمن تمجید از عدالت‌ورزی استعمارپیر انگلستان،[8] در سفری که به لندن داشت، مدعی شد که صلح جهانی به دست انگلستان رقم خواهد خورد: «لهذا چون ملّت انگلیس نجیب است و دولت انگلیس دولت عادله است، امید چنان است که سبب شود تا علَم صلح در جمیع عالم بلند گردد و وحدت عالم انسانی مشاهده گردد».[9] عبدالبهاء و دیگر سران بهایی، نقشی اساسی در اشغال فلسطین به دست انگلیس و تحویل آن به صهیونیست‌ها داشتند. چنان که دولت عثمانی، به همین نتیجه رسید که اشغال فلسطین توسط انگلیس، با خیانت بهایی‌ها رخ داد و احمد جمال پاشا (فرمانده نیروی دریایی امپراتوری عثمانی و فرمانروای سوریه و لبنان) برنامه داشت که به تقاص این خیانت، عبدالبهاء را به صلیب بکشد.[10] جریان بهایی، در دوران پهلوی نیز به جاسوسی برای انگلیس و اسراییل مشغول و از هیچ خیانتی به ایران و اسلام فروگذار نبود. هم‌چنان که حسین فردوست (از نزدیکان محمدرضا پهلوی) در خاطرات خود می‌نویسد: «بهایی‌هایی که من دیده‌ام واقعاً احساس ایرانیّت نداشتند و این کاملاً محسوس بود و طبعاً این افراد، جاسوس‌های بالفطره بودند».[11] در دوران کنونی هم جریان بهاییت، به عنوان پیاده نظام استعمار، به خیانت علیه ایران می‌پردازد. حضور فعال این جریان در فتنه 88، تهیه فیلم و عکس از مشکلات و معضلات داخلی کشور و ارسال برای شبکه‌های بیگانه (به جهت سیاه نمایی و هزینه تراشی علیه نظام) نمونه‌هایی از این مسئله هستند. همچنین طبق گفته مسئولین انتظامی و امنیتی، اکثر دخترانی که در قضیه کشف حجاب، بازداشت شده اند، بهایی هستند. حتی در یک سال گذشته، با شیوع ویروس کرونا، جریان بهاییت با تشکیل چند باند مافیایی، به احتکار ماسک پرداخت که شناسایی و متلاشی شدند.[12]

از همین روی، بهاییت، نه یک دین، بلکه یک حزب سیاسی وابسته‌ به استعمار است.

با این حال، دولت تونس حق دارد و "باید" هم چنین رفتار کند. کدام کشور حاضر است یک سازمان جاسوسی را به عنوان یک دین بپذیرد؟ و برای اعضای آن، حق و حقوق شهروندی قائل شود؟ در این موضع، اعضای جامعه بهایی را به تَرک این نهاد استعماری و گرویدن به دیانت اسلام دعوت می‌کنیم. بدین امید که برادران و خواهران ما باشند.

پی‌نوشت:

[1]. شوقی افندی، قرن بدیع، ترجمه نصرالله مودت، بی‌جا: مؤسسه‌ی ملّی مطبوعات امری، 125 بدیع، ج 2، ص 49 و قرن بديع، قسمت دوم، ص 33. عبدالحميد اشراق خاوری، ايام تسعه طبع سوم: 121.
[2]. امان الله شفا، نامه ای از سن پالو، ص 316.
[3]. جواد نوائیان رودسری، تارهای عنکبوت، مشهد: مؤسسه‌ی فرهنگی هنری خراسان، 1394، ص 36.
[4]. سرکرده‌ی بهائیان (عباس افندی)، به فراهم‌سازی زمینه‌ی اِشغال فلسطین مشغول شده و این امر موجب گشت تا حاکم عثمانی از عباس افندی عصبانی و فرمان اعدام او را به جرم جاسوسی، اعلام کند: ر.ک: شوقی افندی، قرن بدیع، ترجمه نصرالله مودت، ص 291.
[5]. The Chosen Highway، Lady Blomfield, George Ronald Pub, 2007, Pp 201-210.
[6]. شوقی افندی قرن بدیع جلد اول ص 299
[7]. صبحی، پيام پدر، چاپ اول ص 137.
[8]. عباس افندی، مکاتیب، مصر: فرج‌الله زکی الکردی، 1921 م، ج 3، ص 347.
[9]. عباس افندی، خطابات، ج 3، ص 90.
[10]. شوقی افندی قرن بدیع جلد اول ص 299
[11]. حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، بی‌جا: اطلاعات، 1370، ج 1، ص 282.
[12]. خبرگزاری دانا، تیتر خبر: باند بهایی احتکار ماسک در برخی شهرستان های کشور متلاشی شد، شناسه خبر: 1585513، مورخ: 1398/12/06.

تولیدی

دیدگاه‌ها

من این نظر را قبول ندارم که همه بهاییان جاسوس و عمال دیگران هستند. چون من دوستان زیادی بهایی داشتم و انها را میشناسم که اصلا تو خط این مسائل نیستن. افراد بهایی را میشناسم که بسیار مظلوم و مهربان و زحمت کش هستند که حد.حساب ندارد...

سلام. سازمان بهاییت، یک سازمان جاسوسی هست. اما همه بهاییان جاسوس نیستند. یعنی برخی هستند و برخی نیستند. بلکه ناخواسته عضو آن سازمان هستند (یعنی مثلا بهایی متولد شدند یا به اشتباه عضو سازمان شدند). به هر روی، معتقدم که راه درست آن است که از سازمان جاسوسی بهاییت فاصله بگیرند.

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.