حضرت علی(ع)، شایستهترین شخص برای پیروی
تاریخ اسلام سراسر ناهنجاری و دسیسه و کارشکنی از سوی مخالفین است، بهویژه کسانیکه داعیه مسلمانی داشتند؛ پس اگر نگاهی گذرا به آن داشته باشیم، خواهیم دید که چگونه دل هر انسان را، حوادث و وقایع آن، جریحهدار میسازد و به درد میآورد. یکی از آن حوادث مهم، که در آن ظلم صورت گرفته است، حقوق اهل بیت پیامبر اکرم است که خداوند صراحتاً در قرآن به ادای آن سفارش میکند و میفرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى.[شوری/23] بگو -ای پیامبر- از شما اجر و پاداشی نمیخواهم، مگر اینکه اهل بیتم را دوست داشته باشید.»
پیامبر عظیم الشأن اسلام هم بارها و بارها در مناسبتهای مختلف، فضائل و مناقب اهل بیت خود را بیان فرموده است تا امت اسلامی و صحابه به آن توجه داشته باشند، اما آنگونه که خداوند متعال و رسولش میخواستند انجام نپذیرفت و درست بعد از رحلت پیامبر اکرم حوادث جانسوزی بر اهل بیت توسط منافقین وارد آمد؛ منافقینی که پیامبر آنها را اینگونه به وصی و جانشین خود، حضرت علی (علیهالسلام) شناسانید که: «لایحبّک الاّ مومن و لایبغضک الاّ منافق.[1] -ای علی- جز فرد مؤمن کسی تو را دوست نمیدارد و جز منافق کسی کینهی تو را به دل نمیگیرد.»
لذا حضرت علی (علیهالسلام) نزد پیامبر اکرم، بهترین شخص و سزاوارترین آنها نسبت به وصایت و جانشینی ایشان بوده، تا امت پیامبر را بعد از پیامبر اکرم رهبری و هدایت کند و امت هم از او پیروی کنند تا رستگار شوند.
در روایتی از کتب اهل سنت از ابویعلی در کتاب مسند خود با ذکر سندش از عبدالرحمان بن ابوسعید از پدرش نقل کرده که گفت: «با گروهی از مهاجرین و انصار، نزدیک خانهی رسول خدا بودیم که پیامبر از منزل خود خارج شد و به ما فرمود: «ألا اخبرکم بخیارکم؟ قالوا: بلی، خیارکم الموفون المطیّبون، انّ الله یحب الخفی التقی قال: و مرّ علی بن ابیطالب فقال: الحق مع ذا، الحق مع ذا.[2] آیا دوست دارید به شما خبر دهم بهترین فرد شما چه کسی است؟ گفتند: آری! فرمود بهترین افراد شما، کسانی هستند که به عهد خود وفا کرده و انسانهایی پاک سرشت هستند. خداوند انسانهای گمنام و پرهیزگار را دوست دارد. وی میگوید: سپس علی وارد شد، رسول خدا دوبار فرمود: حق همواره با این مرد است.»
ابنحجر هیثمی، عالم بزرگ اهل سنت، بعد از نقل این روایت (قسمت نخست این حدیث) میگوید: «این حدیث را ابویعلی ذکر کرده و رجال سند آن، افراد موثق و مورد اعتمادند.»[3]
در نتیجه، شک و تردیدی نیست، کسیکه همواره حق با اوست، هیچگاه از آن جدا نمیشود و چنین کسی، مردم را به حق رهنمون میسازد و چه جالب است که خداوند در قرآن میفرماید: «أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَىٰ ۖ فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ.[یونس/35] آیا کسیکه به سوی حق هدایت میکند، برای پیروی شایستهتر است، یا آن کس که هدایتش نکنند، خود هدایت نمیشود؛ شما را چه میشود و چگونه داوری میکنید.»
پینوشت:
[1]. فتح الباری، ابن حجر عسقلانی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص63.
[2]. مسند، ابویعلی، دار المأمون للتراث، بیروت، لبنان، ج2 ص318. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. مجمع الزوائد، ابن حجر هیثمی، مکتبه القدسی، قاهره، مصر، ج7 ص235.

افزودن نظر جدید