مورخین یونانی و هخامنشیان

  • 1399/09/22 - 22:26
چند مورد تمجید مورخین یونانی از هخامنشیان چه ارزشی دارد؟ مگر تمجید چند ایرانی‌نما از امریکا و اسراییل و عربستان سعودی، ارزشی دارد؟ هخامنشیان اگر خوب بودند، تصویر خوبی از آنان در حافظه‌ی تاریخی ایرانیان باقی می‌ماند. اما...

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ جمعی از هموطنان می‌گویند: مورخین یونانی از قبیل هردوت (Herodotus)، گزنفون (Xenophon)، کتزیاس (Ctesias) و... از کوروش و هخامنشیان به نیکی یاد کردند. پس کوروش و هخامنشیان، انسان‌های خوبی بودند که دشمنان از آن‌ها به نیکی یاد کردند.

پاسخ می‌دهیم:

- این مورخین، دشمن سلسله‌ی هخامنشی نبودند. بلکه گزنفون یک یونانیِ مزدور بود که در لشکر یکی از شاهانِ متأخر هخامنشی خدمت می‌کرد.[1] یا کتزیاس یونانی، طبیب مخصوص اردشیر دوم پادشاه هخامنشی و معتمد دربار هخامنشی بود.[2]

- نامبردگان، اگر یک بار از کوروش و هخامنشیان تمجید کرده باشند، 10 بار از آنان به بَدی یاد کرده‌اند. مثلاً گزنفون می‌نویسد کوروش در حمله به بین النهرین، مردم یکی از شهرها را غارت کرد. شهر را به آتش کشید و مردم را قتل عام کرد.[3]. همچنین می‌نویسد که کوروش از پدرش یاد گرفته بود که دروغ گفتن و تهمت زدن و... نشانه‌ی انسان‌های بزرگ است.[4] هردوت و کتزیاس هم گفته اند که کوروش، انواع و اقسام قتل و غارت‌ها و رفتارهای ناجوانمردانه را مرتکب شده بود. که در همین تارنما قابل جستجو است.

- حتی اگر فرض را بر این بگیریم که مورخین یونانی از هخامنشیان به نیکی یاده کرده باشند، باز هم "خوب بودنِ هخامنشیان" را ثابت نمی‌کند. امروز، برخی از ایرانیان (ایرانی‌نماها)، که افسار خدمت به صهیونیزم بر دهان دارند، از امریکا و انگلیس و اسراییل و عربستان سعودی و... به نیکی یاد می‌کنند. آیا می‌توان سخنانِ این مُشت خائن را سند بگیریم و بگوییم: «ایران بد است. ولی امریکا و اسراییل خوب هستند. چون امثال نیما زم و... گفته اند»؟

-کوروش و هخامنشیان اگر خوب بودند، ایرانیان، ایشان را در حافظه‌ی تاریخی خود به نیکی حفظ می‌کردند. لیکن می‌بینیم که در تاریخ ایران، در مدح اسب رستم سخنان بسیار داریم. از شخصیت‌های درجه دهم تاریخی مانند آراستی عموی زرتشت (که هیچ نقشی در تاریخ ایران نداشت) در روایات ایرانی ذکر شده، اما کوروش و هخامنشیان هیچ گاه به عنوان نماد هویت ایرانی مطرح نبودند. هیچ ذکر خاصی هم از کوروش و هخامنشیان در روایات ایرانی نیست. الّا در حد یکی دو سطر که طبری و اتباع او نوشته‌اند که کوروش، یک یهودی‌زاده و یک حاکم خُرد دست نشانده در منطقه فارس و در خدمت بهمن اردشیر کیانی بود.[5]

پی‌نوشت:

[1]. بنگرید به:
Christopher Tuplin, XENOPHON, Encyclopaedia Iranica, Last Updated: July 3, 2013.
[2]. بنگرید به:
Rüdiger Schmitt, CTESIAS. Last Updated: November 2, 2011. Vol. VI, Fasc. 4, pp. 441-446
[3]. بنگرید به: «كورش هخامنشى و قتل عام مردم در گفتار گزنفون»
[4]. بنگرید به: «تربیت کورش کبیر به دست پدرش»
[5]. بنگرید به: «کوروش در نگاه طبری»

تولیدی

دیدگاه‌ها

مقالات خالقی مطلق(بزرگترین شاهنامه پژوه در جهان)رو بخونید تا خیلی چیز ها در مورد هخامنشیان براتون روشن شه

متوجهم منظورتون چیه. میخاید بگید کوروش همون کیخسرو هست! پاسخ: اولاً خالقی مطلق احتمال داده. ثانیاً همون احتمال هم لبریز از مغلطه و سخنان کودکانه هست. متأسفانه جامعه تاریخ پژوهی ایران با اینکه بسیار پرادعا هست ولی بسیار عوام و محافظه کار هست. در همه دنیا همین هست. شخصی مثل دکتر موسکارلا به دلیل نوشتن کتاب انتقادی، توسط تروریست‌های کت و شلواری امریکایی و چاقوکش‌های کراوات به گردن، تخریب و خونه نشین میشه. در ایران هم بدتر از امریکا. افرادی که نسبت به هخامنشیان انتقاد دارند تخریب میشن و افرادی مثل خالقی مطلق که هزار و یک جرف بچگانه میزنن و سفسطه ها میکنن بزرگ میشن و مورد تقدیر قرار میگیرن! چطور ممکنه کوروش همون کیخسرو باشه در حالیکه بین این دو چند صد سال و بلکه چند هزار سال فاصله زمانی بوده؟

خالقی مطلق میگه کوروش و کیخسرو چندشباهت با هم داشتند. مثلا هر دو قبل مرگ بچه‌هاشونو دور هم جمع کردند و وصیت کردند و... پس کوروش همون کیخسرو هست. خب این حرف خالفی مطلق میشه همون حرف بچگونه و مغلطه. مثال بزنم. کوروش و کیخسرو 6 تا شباهت داشتند؟ خب کریم خان زند و کریم باقری 600 تا شباهت به هم دارند! 1. هردو گوش دارند. 2. هر دو چشم دارند. 3. هر دو دست دارند. 4. پا دارند. 5. دندون دارند. 6. کلیه دارند... کبد دارند... نخاع دارند... هر دو مشهورند. 600. اسم هر دو کریم هست! خب ناشناس عزیز. شما خوشتون میاد کسی بگه کریم خان زند و کریم باقری، یک نفر هستند؟ چون 600 تا شباهت به هم دارند؟ پس چطور ادعا میکنید که کوروش و کیخسرو به خاطر چند شباهت (که خیلی از انسانها این شباهتها رو با هم دارند) هر دو یک نفر هستند؟ کیخسرو چند صد سال بلکه هزار سال قبل از کوروش زندگی میکرد.

تاریخ حقیقی ایران چیست؟

شما تکفیری ها بر ضد شاهنامه هم بودید ما یادمان نرفته

با درود و احترام شاهنامه فردوسی دارای دو بخش تاریخی و اسطوره‌ای است این اسطوره ها روایاتی بودند که به مرور زمان در خاطره ایرانیان باقی ماندند و مانند اسطوره‌ های هر ملت دیگری دچار اغراق و بزرگنمایی هایی شدند و این طبیعیست و فردوسی بزرگ نیز برای زنده نگهداشتن هویت ایرانی که بخشی از به اسطوره ها وابسته است این ها را به نظم در آورد برای مثال چندین پادشاه ایرانی به دنیا می مانند و میمیرند ولی افراسیاب همچنان زندست و حکومت می کند از نظر علمی و عقلانی چنین چیزی قابل پذیرش نیست اما پس از حذف روایات اسطوره‌ای باقی روایات که تاریخی اند را می توان پذیرفت

اینکه یک انسان، تولد و مرگ چند پادشاه را ببیند محال نیست. شاید با تصورات ذهنی شما متفاوت باشد. اما محال نیست. آدرس منزل مادر را از بیگانه پرسیدن خطاست. ایرانیان هویت راستین داشته و دارند. کوروش و کوروش پرستی و هخامنشی بازی را یهودیها و استعمارگران برای شما به عنوان هویت نوشتند و شما هم پذیرفتید. و هیچ ننگی بزرگتر از این نیست

شما چند انسان می شناسید که تولد و مرگ چندین پادشاه که یکی صد سال پادشاهی کردند را دیده باشند؟! به این استدلال هم که هخامنشیان را ساخته یهودیان می داند بارها قبل پاسخ دادم با تشکر

افراسیاب که خودتان مثال زدید یک نمونه است. کوروش و هخامنشیان اگر ارزشی داشتند، حافظه تاریخی ایرانیان، آنها در خود نگه میداشت و دیگر نیازی نبود که شما زمین و زمان را به هم ببافید بلکه یک اثری از هخامنشیان در آثار ادبی و تاریخی ایرانی پیدا کنید. شما در تمام مناطق ایران، از کرد و لر و ترک و بلوچ و فارس و... افراد زیادی رو پیدا میکنید که اسم جدشون اسکندر و چنگیز بوده ولی نام کوروش رو پیدا نمیکنید (از 100 سال پیش به این طرف به خاطر تلاش های انگلیسی ها بله افرادی به نام کوروش پیدا میشن ولی قبلش نه) چون ایرانیان هیچ ارزشی برای کوروش قائل نبودند. به عبارتی چنگیز و اسکندر رو با شرفتر از کوروش میدونستن

هخامنشیان رو که واقعا مطمئنید هیچ آثار تاریخی ایرانی از آنها وجود ندارد؟! مگر آثار ایرانی باستان از هخامنشیان در سراسر جهان چیست؟! در آثار ادبی هم نام چند پادشاه هخامنشی در شاهنامه وجود دارد مانند اردشیر(بهمن)درازدست و دارا (داریوش سوم) در ضمن شما که چنگیز رو با شرف تر از کوروش بزرگ میدانید خود نمیدانید که چه خدمت بزرگی به گروهک تجزیه طلب پان ترکیسم کردید شما برید افسانه آنا بوزقورد بخوانید پانترکها

پاسخ به ناشناس: عرض کردیم در متون ادبی و تاریخی ایران اثری از هخامنشیان نیست. اما اثار باستانی که شما به هخامنشیان منسوب میدونید، اینها در حافظه تاریخی ایرانیان، همه آثار سلسله پیشدادیان و کیانیان بوده است. نه هخامنشیان. آن اردشیر و دارا و ... هم طبق روایات ایرانی، پادشاهان کیانی بودند. نه هخامنشی.

پاسخ به ناشناس: ما فرقی بین پانترک‌ها و نژادپرستان آریایی قائل نیستیم. معتقدیم اینها همه مثل هم هستند. تفکرات قبیله‌گرایی عصر حجری و تعصبات نژادی همیشه بد هست. فرقی نداره. کرد و لر و فارس و ترک و بلوچ و... هر کس قومگرا باشه انسان خوبی نیست. ما از لج پانترک‌ها به دامن آریاگراها نمیافتیم. از لج نژادپرستان آریایی هم به دامن پانترک و پانعرب نمیافتیم. اون چه به نظرم درست هست رو بیان میکنم کاری به مصلحت سنجی های سباسی و اجتماعی هم نداریم.

این شما هستید که با تکرار حرف پان قومیت ها سعی در نابودی تاریخ 7000ساله ایران دارید

پاسخ به وطن پرست دروغین: کوروش‌پرستان و بردگان صهیونیزم / وطن‌پرستان دروغین، جز تهمت زدن و لجاجت چیزی در خورجین ندارند. ما در این سایت بارها از شاهنامه تمجید کردیم. منتها محبت کوروش مثل محبت معاویه هست. قلب رو آلوده و جان انسان رو تاریک میکنه. به همین خاطر کوروش پرست‌ها توان رفتار منطقی رو ندارند.

من با احترام صحبت کردم اما شما خیلی برخورد بدی دارید اتفاقا اولین کسانی که شاهنامه را تصحیح کردند و منظومه یوسف و زلیخا را از آن حذف کردند اروپاییان بودند (که شما آنها را صهیونیست میدانید در حالی که اسرائیل و صهیونیست دهه ها بعد بوجود آمد) حال شرم ندارید با چنین استدلالی شاهنامه فردوسی را ساخته آنان بدانید یا حتی در ضمینه های دیگر مانند بمب اتم هم ساخته آنان است پس آیا من می توانم بگویم چرا می خواهید پیشرفت کشور را از صهیونیست تقلید کنید؟! در ضمن دکتر جلال خالقی مطلق (بزرگترین شاهنامه پژوه جهان) به هخامنشیان دیدگاه مثبت دارد و حتی با استدلال های منطقی آنان را با کیانیان تطبیق داده بله حقیقت اینست که کسی که میهن دوست باشد هم اسطوره‌ های ملی اش و هم به تاریخ کشورش افتخار می کند در حالی که شما زمانی که شاهنامه علی بن ابی طالب را ستایش کرده شاهنامه را می ستایید ولی وقتی به گردی و مردی پهلوانان ایران باستان می رسد رویکرد شما مانند همان رویکرد به هخامنشیان می شود مانند جایی که اعدام سودابه به دست رستم را محکوم کردی امید وارم که نظرم پخش شود با تشکر

همواره میگیم که "استعمارگران" اروپایی و صهیونیست‌ها بساط کوروش پرستی را در ایران پهن کردند. صهیونیزم هم یک اندیشه و مکتب ایدئولوژی است و سران صهیونیزم همگی مدعی هستند که این مکتب چند هزار سال قدمت دارد و چیز جدیدی نیست. (در این موضوع حرفشان درست است). یعنی توجه کنید که صهیونیزم = اسراییل نیست. بلکه اسراییل، فرزند صهیونیزم است. اینکه خالقی مطلق، بزرگترین شاهنامه پژوه "جهان" باشد حرفی هست که شما خوشتون میاد وگرنه روی چه حسابی؟ اگر حرفی خلاف میل شما بزنه میشه اون وقت میشه کوچک ترین و بی‌ارزش‌ترین شاهنامه پژوه جهان؟ مشکل اینجاست که شما تاریخ ایران رو از بیگانه میخاید یاد بگیرید. مثل آهویی که آدرس چمنزار رو از گرگ بپرسه. معلومه سرنوشتش چی میشه

اگر استعمارگران اروپایی توانستند سلسله ای به عظمت هخامنشیان جعل کنند چرانتوانستند ننگ تاریخی خود را قرون وسطی سر پوش دهند؟! در ضمن ما کی تاریخ را از بیگانه خواستیم؟! آثار ایرانی باستان مگر بیگانه اند؟! در ضمن ترجمه کتیبه های اشکانی و ساسانی و تمدن های پیش از تاریخ فلات ایران و.......نیز در ابتدا کار مستشرقان غربی بود پس با این اوصاف آیا همه آنان نیز جعلی اند؟! در ضمن دکتر جلال خالقی مطلق دکترای شاهنامه پژوهی داره و حد اقل از شما طلبه ها بیشتر حالیشه

استعمارگران اروپایی، نخواستند ننگ قرون وسطی را پاک نکردند چون خواستند به مردم جهان، بد بودن دین را القاء کنند (البته دین سراسر تحریف مسیحیت) تا بگویند: اومانیسم تنها راه است. ما بدون کمک غربی‌ها می‌توانیم کتیبه‌های پهلوی را بخوانیم چون خط پهلوی را خود ایرانیان حفظ کردند یعنی موبدان زرتشتی و حتی برخی از ایرانیان مسلمان، در قرون گذشته با خط پهلوی آشنایی داشتند. به علاوه اینکه ما کلی روایات زرتشتی و غیرزرتشتی به خط پهلوی داریم و اگر غربی‌ها را کنار بگذاریم، تاریخ ساسانی نابود نمیشود. اما اگر یهودیها و استعمارگران غربی را کنار بگذاریم، اون موقع حتی 1 خط مطلب درباره هخامنشیان هم نمیتونیم پیدا کنیم. به همین خاطر عرض میکنم "هخامنشیان" چیزیه که غربیها به خورد ما دادند. تاریخ ایران، همون شاهنامه هست. یعنی کل شاهنامه، تاریخ ایران باستان هست فقط در برخی جرئیات، توصیفات اساطیری هست اما کلیت قضیه همونیه که در شاهنامه اومده و حکیم ابوالقاسم فردوسی بیان کرده

آثارالباقیه، تاریخ طبری، تاریخ شاهان و پیامبران حمزه اصفهانی از کهن ترین تواریخ ایرانی اند که در آنها نام کوروش بزرگ و برخی شاهان هخامنشی آمده مخصوصا آثارالباقیه که لیستی دقیق ابوریحان از پادشاهان هخامنشی تهیه کرده و حتی آنها را با پادشاهان کیانی تطبیق داده و در جاهای دیگر اطلاعات دیگری هم ارائه می دهد به همین دلیل ابوریحان بیرونی را اولین کسی می دانند که اطلاعات دقیق از هخامنشیان بدست آورد و حتی کار مستشرقان غربی نیز در ادامه کار او بود در خصوص آن آثار هم باید بگویم که همه راهم به کیانیان و پیشدادیان نسبت نمی دادند بلکه برخی از آنها را هم به سلیمان نسبت می دادند از جمله پاسارگاد و معبد آناهیتا در دوران ساسانیان با استدلال آخر شما هم باید گفت الکساندر مقدونی هم وجود نداشته چون در شاهنامه اسکندر را پادشاه روم دانستند نه مقدونیه سوال اینجاست که مردمان کهن آیا توان خواندن کتیبه ها را داشتند که آنرا به سلیمان و پیشدادیان و کیانیان نسبت می دادند؟! این نسبت ها برچه مبنایی جز اعتقادات محلی بود؟!درواقع در دوران کهن 90درصد بی سواد بودند وان اقلیت با سواد هم به درستی توان خواندن کتیبه های بسیار کهن را نداشتند حال چطور امکان ندارد آن مردمان کهنی که 90درصد بی سواد بودند در تطبیق آثار باستانی کوچکترین اشتباهی نکرده باشند؟! حداقل این را می دانیم که در دوران باستان چنین نام هایی سر این مکان ها نبود از جمله تخت جمشید که تا سده ها نام آن پارسه بود و در اواسط دوران ساسانی نام آن را صد ستون نهادند و اعراب هم بعد ها نام آن را تخت سلیمان و ایرانیان پس از اسلام بعد ها نام آن را تخت جمشید نهادند در متون ادبی هم باید اسطوره‌ ها را درک کرد چون در دوران کهن بخشی از تاریخ ایران (مانند دیگر ملت ها)به صورت اسطوره‌ باقی مانده و رایج ترین نظر در مورد اسطوره‌ هم این بوده که در واقع همان روایات تاریخی بودند که طی سده ها در خاطره ها باقی ماندند اما دچار افسانه سازی و اغراق هایی شدند و اگر ما نگاه پوزیستی آمیخته با توهم توطئه را کنار بگذاریم خواهیم دید روایات جالبی از هخامنشیان در روایات کیانیان وجود دارد و برای آشنایی با آنها پیشنهاد میکنم بی تعصب مقالات دکتر جلال خالقی مطلق رو مطالعه کنید خوشحال میشم نظرم رو پخش کنید

ابوریحان در آثار الباقیه از نگاه روایات اهل غرب اسم کوروش رو میاره ولی اونجایی که از نگاه خودش توضیح میده اسمی از کوروش در بین پادشاهان ایران ذکر نمیکنه. اوبریحان وقتی اسامی کاندیدادهای ذوالقرنین رو نام می‌بره حتی اسم کوروش رو نمیاره و اصلا اون رو هیچی حساب نمیکنه. طبری و... هم که میگن کوروش یهودی زاده و یک حاکم خُرد دست نشانده بیش نبود. درباره اسکندر هم خوب مقدونیه بعدها جزو روم بود (در زمان فردوسی) و لذا گفتند اسکندر رومی.

در مورد شاهنامه و اساطیر بالا پاسخ دادم در ضمن سوال اینجاست که آیا مردمان کهن توان خواندن تمام کتیبه های اشکانی و ساسانی را داشتند؟! اگر جواب بله است لطفا یک ترجمه معتبر از یک کتیبه ساسانی یا اشکانی به قدمت 1000سال به من معرفی کنید؟! اگر قرار باشد هر چه که در ابتدا کار مستشرقان غربی بود را توطئه بدانیم باید گفت که آثار تمدن ایلام، بابل، مصر، چین و..... همه توطئه اند!! در ضمن چه کسی گفت که اگر غربی ها نبودند ما هخامنشیان را نمی شناختم؟! همان طور که پیشتر اشاره کردم نام کوروش بزرگ و هخامنشیان در تواریخ ایرانی کهن وجود دارد و علاوه بر این با چنین پیشرفت علمی که در زمینه باستان شناسی آثار هخامنشیان توسط مستشرقان ایرانی کشف می شدند و کتیبه های آنان ترجمه میشدند مانند ترجمه ارفعی

قرار نیست مردم کتیبه ها رو بخونن. نخبگان سیاسی و اجتماعی و مدهبی میخونن و عامه مردم ازشون یاد میگیرن. کلیت تاریخ مصر و بابل و... همه در آثار و روایات فارسی و عربی و متون دینی و... موجود هست و اگر استعمارگران غربی را حذف کنیم به اصل قضیه آسیبی وارد نمیشه.

1)ترجمه معتبر از کتیبه ساسانی یا اشکانی در منبع اسلامی به من معرفی کنید؟! 2)در کدام منبع ایرانی یا عربی کهن نام حمورابی یا توتم خامون وجود دارد؟! البته من اعتقاد ندارم که هیچ تاریخی به طور کلی ساخته استعمار گران باشد

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.