دو حدیث جعلی و ساختگی در کتب اهل سنت که متناقض یکدیگرند
تاریخ مینویسد آن هنگام که مسلمانان مکه را فتح کردند، پیامبر اکرم با سعهی صدر و رحمت الهی خود، دشمنان سرسخت خود را که سران و کفار قریش بودند بخشید، که از جملهی اینان ابوسفیان و خاندان شجره ملعونه است که بعدها توسط خلفای وقت، به سِمَتهای حکومتی مناطق شامات رسیدند. کسانیکه در ظاهر اسلام آوردند، اما در باطن به دنبال محو و نابود کردن دین اسلام بودند. معاویه بن ابوسفیان از همین خاندان بنیامیه بود که در این راه، تلاش وافر کرد و با اشاعهی احادیث جعلی و دروغین علاوه بر این که تهمتهای ناروا را به ساحت مقدس رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) وارد کرد، سعی زیادی کرد تا دین اسلام را نابود سازد، پس به عمّال و کارگزاران خود دستور داد تا با اهدای جوایز و هدایای گرانبها به دنیاپرستان، احادیثی را بسازند و آن را منتسب به پیامبر اکرم کنند که از رهآورد این روش، چه انحرافات شدیدی که میان مسلمانان در طول قرنهای متمادی صورت نپذیرفت.
از جمله احادیث جعلی و ساختگی که احتیاجی به نقد و بررسی آن نیست و اظهر من الشمس است که دروغ است، این حدیث است که عبدالله بن عمر نقل میکند که گفته: «رسول خدا فرمودند: «لکل نبیّ رفیق فی الجنه و رفیقی فیها ابوبکر بن ابی قحافه.[1]هر نبیّ و پیامبری را رفیقی است، و آنکه در بهشت رفیق من است ابوبکر است.» در حالیکه از عجایب روزگار است که مخالفین نادان، مضمون همین حدیث را دربارهی عثمان ساختند و مدعی شدند که رسول خدا فرمودند: «لکل نبیّ رفیق فی الجنه و رفیقی فیها عثمان بن عفان.[2] برای هر پیامبری رفیقی است و رفیق من در بهشت، عثمان است.»
در ردّ این دو روایت اکنون باید از آنان پرسید که اولاً: کدامیک از این دو روایت که هر یک متناقض دیگری است را باید پذیرفت؟ ثانیاً: در سلسله سند حدیث اول شخصی به نام «محمد بن محمد بن سلیمان ابوبکر باغندی» قرار دارد که در شرح حال او گفتهاند، او مدلّس الخبث و کذاب و بسیار خطا کار بوده.[3]
ثالثاً: ذهبی، عالم رجالی اهل سنت، دربارهی سلسله سند این حدیث مورد بحث میگوید: راوی این خبر غیر موثق، دروغگو، دروغ پرداز، جاعل و حدیث سازی است که به او اعتناء نمیشود. او میگوید: محمد بن ولید بن أبان قلانسی بغدادی (مولی بنی هاشم) از یزید بن هارون، که ابن عدی دربارهاش میگوید: جاعل حدیث و کارش ساختن احادیث دروغین بوده، و ابنعروبه دربارهاش گفته: کذّاب و دروغگو بوده... ابن ابیحاتم درباهاش گفته: راستگو نیست. دارقطنی او را تضعیف کرده است...»[4]
در نتیجه علاوه بر اینکه این حدیث از درجهی اعتبار از سوی علمای اهل سنت ساقط شده است، فضیلتی ساختگی هم برای ابوبکر، به خاطر جعلی و دروغین بودن آن هم نیست.
تو خود از این مجمل کلام مفصل خوان
پینوشت:
[1]. الریاض النضره...، محب الدین طبری، ج1، ص164. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. الریاض النضره...، محب الدین طبری، ج1، ص43. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
سنن جامع الکبیر، ترمذی، دار الغرب الاسلامی، طبعه الثانیه، (1998م)، ج6 ص67 رقم3698. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
سنن ابن ماجه، ابن ماجه، دار المعرفه، بیروت، لبنان، ج1 ص78 رقم109. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. الکامل فی الضعفاء، ابن عدی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج7 ص564 رقم 1788.
[4]. میزان الاعتدال، ذهبی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج6 ص360 رقم8299.

افزودن نظر جدید