مخالفت بین افراد پیروز در سقیفه
بعد از رحلت پیامبر اکرم، برخی از صحابه، خلافت و جانشینی را که حق مسلّم اهل بیت (علیهمالسلام) بود غصب کردند؛ اینان با رها کردن بدن پیامبر و عدم تشییع پیکر پاک حضرت، در محل سقیفه بنی ساعده جمع شدند و بعد از کلی نزاع و مشاجره فیمابین که یک طرف مهاجرین و طرف دیگر انصار بودند، یکی را از میان خود، (ابابکر)، به عنوان خلیفه برگزیدند و دست بیعت با او دادند. اما آنچه در این نوشتار باید گفته شود این است که اهل سقیفه هم با یکدیگر مخالف بودند.
مثلاً اختلاف عمر بن خطاب با ابوبکر در امر خلافت، حاکی از این قضیه است که گفته بود: «به خدا سوگند اگر از زید بن خطاب، برادرم، و یارانش پیروی میکردم، ابوبکر به هیچ وجه طعم شیرینی ریاست را نمیچشید.»[1] عمر بن خطاب خودش تصریح میکند که: وای بر شخص بیارزش بنی تیم -ابابکر- که با ستمکاری بر من پیشی گرفت و مرا از آن دور کرد.[2] عمر بن خطاب ابتدا میخواست با ابوعبیده جراح بیعت کند و اولین کسیکه با ابوبکر بیعت کرد، بشیر بن سعد بود.[3]
عمر بن خطاب در سقیفه دعوت به بیعت با ابن جرّاح کرد، ولی ابن جرّاح این کار را زشت شمرد، عمر به ابن جرّاح گفت: دستت را بگشا تا با تو بیعت کنیم و او گفت: ای عمر! از ابتدای اسلام آوردنت ندیده بودم خلاف کنی؟ آیا با وجود صدیق، (ابوبکر) میخواهی با من بیعت کنی؟[4] بعدها به خاطر این حرف که ابن جرّاح زده بود، وقتی عمر بن خطاب خلیفه شد، کینهی خود را نسبت به او آشکار کرد. (به او حکومت نداد، بلکه او را به عنوان مشاور در شام قرار داد)[5]
فاعتبروا یا اولی الابصار
پینوشت:
[1]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج2 ص32. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. همان، ج2 ص34.
[3]. طبقات الکبری، ابن سعد، دار صادر، بیروت، لبنان، ج3 ص181و182.
[4]. انساب الاشراف، بلاذری، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، ج1 ص597.
[5]. تاریخ طبری، طبری، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، ج3 ص165.

افزودن نظر جدید