چاپلوسان خلفای اموی و عباسی را بشناسیم
بعد از رحلت پیامبر اکرم، خلافت و جانشینی آن حضرت منحرف شد و به افرادی رسید که هیچ نصی در مورد آنان نبود؛ سپس این حکومت به صورت موروثی نزدیک به هشتاد و اندی سال در دستان امویان در گردش بود و بعد از ایشان با زیرکی خاصی بهدست بنیعباس قرار گرفت و این دو گروه هر چه که خواستند بر سر دین اسلام آوردند و اهل بیت را که وارثان حقیقی و جانشینان واقعی بودند کنار زده، یا به صورت نمادین در کنار خود به عنوان اهداف سیاسی مورد استفاده شخصی و حکومتی قرار میدادند. در این میان افرادی دست نشانده برای رسیدن به متاع دنیایی، اعم از مال و ثروت از یک طرف، رسیدن به قدرت از طرف دیگر، چاپلوسی فراوان میکردند که نمونههای بارزی از آنها را میتوان در کتب تاریخی فریقین مشاهده کرد.
از امویان چاپلوس، میتوان حجاج بن یوسف ثقفی، جلاد مشهور و معروف عرب در زمان خلافت عبدالملک بن مروان اموی را برشمرد؛ حجاج در خطبهای گفت: «همانا جانشین یک فرد در میان خانوادهاش، گرامیتر از فرستادهی او به سوی ایشان است؛ خلفاء نیز چنین هستند، خلفا مرتبهی بالاتری از پیامبران دارند.»[1] او طی نامهای كه به عبدالملك بن مروان نوشت، در مقام تعظيم امر خلافت بر آمد و مدعى شد كه آسمانها و زمين، تنها به خاطر آن به وجود آمدند و خليفه مقامش نزد خداوند از فرشتگان مقرب و پيامبران مرسل برتر و بالاتر است؛ به دليل اينكه خداوند آدم را به دست خود بيافريد و فرشتگان را به سجده اش واداشت، و در بهشت جاىش داد، آنگاه به زمينش فرود آورد و خليفه خود گردانيد و فرشتگان را پيغامگزار او كرد. عبدالملك مروان از اين همه تعريف و ستايش شگفت زده و شادمانه شد و گفت: چقدر مايل بودم كه برخى از خوارج در اينجا بودند و با همين دلايل با آنان روبرو مىشدم ...[2]
و يك بار هم، خليفه را همطراز پيامبر قرار داد؛ وی در ضمن خطبهاى گفت: «مثل عثمان نزد خداوند، همانند عيسى بن مريم است كه مىفرمايد: (به يادآور هنگامى را كه خداوند فرمود: اى عيسى من روح تو را قبض کرده بر آسمان قرب خود بالا برم و تو را از معاشرت با كافران پاك و منزه گردانم، و پيروان تو را تا روز قيامت بر كافران برترى دهم.)»[3] بعد حجاج اشاره به مردم شام كرد؛ يعنى اينها بودند كه عثمان را پيروى كردند و خداوند مقامشان را برتر از كسانىكه كفر ورزيدهاند، (مردم عراق)، قرار داده است.
عبدالملک بن مروان از این چاپلوسی به قدری خوشش آمد که از جنایات حجاج بن یوسف چشمپوشی کرد و ولایت حجاز را به وی داد.
و یا خالد قسری در مورد خلیفه میگفت: بهخدا قسم! امیرالمومنین، (منظورش خلیفه اموی بود) نزد خداوند از پیامبرانش گرامیتر است.[4] وليد بن عبدالملك به خالد بن عبدالله قسرى فرمان داد تا در مكه چاه آبى حفر كند. خالد فرمان برد و در نتيجه به آبى شيرين و خوشگوار رسيد و مورد استفاده مردم قرار گرفت. خالد ضمن خطبهاش بر منبر مكه در اين مورد گفت: اى مردم ! شما بگوييد چه كسى برتر است؛ جانشين مرد در ميان خانوادهاش، يا فرستاده او؟! قسم به خدا كه هنوز به برترى مقام و منزلت خليفه پى نبردهايد! توجه كنيد، ابراهيم خليل الرحمان از خدا طلب آب كرد، و خداوند آبى تلخ و شور به او داد؛ اين خليفه هم از خداوند آب خواست، ولى به او آبى شيرين و گوارا عطا فرمود!
اشاره عبدالله قسرى به آب زمزم است و آب چاه وليد كه از چاههايى كه در گردنه طوى و حجون حفر كرده بود، به دست مىآمد و آب آن را مىآوردند و در ظرفى چرمين در كنار زمزم خالى مىكردند تا مردم به برترى آن آب بر آب زمزم واقف شوند! راوى مىگويد طولى نكشيد كه آب چاه خشك شد و اثر آن هم پس از مدتى از ميان رفت؛ به طورى كه امروزه معلوم نيست در كجا واقع بوده است.[5]
عباسیان هم همین گونه بودند و به مزدوران و چاپلوسان خود که ایشان را مدح و در بزرگداشت ایشان غلو میکردند، قدردانی کرده و عطا و صله میپرداختند.
پینوشت:
[1]. سنن ابیداود، ابوداود سجستانی، المکتبه العصریه، بیروت، ج4، ص209. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
عقدالفرید، ابن عبدربه، دارالکتب العلمیه، بیروت، ج5، ص310. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
البدایه والنهایه، ابن کثیر، دار هجر، ج12، ص534. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. عقدالفرید، ابن عبدربه، دارالکتب العلمیه، بیروت، ج5، ص310. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. عقدالفرید، ابن عبدربه، دارالکتب العلمیه، بیروت، ج5، ص310. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
سنن ابیداود، ابوداود سجستانی، المکتبه العصریه، بیروت، ج4، ص209. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[4]. تاریخ طبری، طبری، دار المعارف، مصر، ج6، ص440. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[5]. همان.

افزودن نظر جدید