برخی از خلفای راشدین و نوشیدن شراب!!!؟
قبل از اسلام عدهای که بعداً مسلمان شدند، اهل شرابخواری بودند، ازجمله ابوبکر و عمر بن خطاب که از زمان جاهلیت شرب خمر میکردند و این چیزی است که مورخین اهل سنت به آن اذعان میکنند؛ حال اگر این عمل آنان در زمان اسلام آوردن آنها ترک میشد، جای بسی خرسندی داشت، اما برخی در زمان اسلام آوردن و بعد از چند سال از هجرت هم به این عمل حرام ادامه دادند، تا جایی که مجلس و محفل بزم و شرابخواری آنها مشهور و معروف است و حتی در زمان خلافت نیز به صورتی شراب مینوشیدند.
اگر نگاهی به کتابهای معتبر حدیثی از اهل سنت داشته باشیم، گوشهای از محفل حرام و اسامی اعضای آن را میتوان دید.
ابنحجر عسقلانی مینویسد: «... قوله کنت أسقی اباعبیده... و اباطلحه... و منهم ابا ایّوب... و ابا دجانه و سهیل بن بیضاء... معاذ بن جبل... عن انس ابابکر و عمر کانا فیهم...[1] ابوبکر و عمر بن خطاب از اعضای محفل مشهور شرابخواری بودند و انس بن مالک ساقی اینگونه جلسات بوده است و نیز بیان کردهاند که ابوعبیده جرّاح، ابوطلحه زید بن سهل (صاحب محفل)، سهیل بن بیضاء ابوبکر بن شغوب، معاذ بن جبل، ابی بن کعب... و دیگران نیز حضور چشمگیر داشتند.» این واقعه در سال فتح مکه یعنی سال هشتم هجرت اتفاق افتاد.
و طبری مینویسد: قماربازی و شرب خمر خلفا معروف بوده؛ پس از جنگ بدر، عمر بن خطاب شراب خورد و بعد با پای شتر، سر عبدالرحمن بن عوف را شکست و بعد نشست و بر کشتههای بدر گریه کرد و این شعر را ایراد کرد که:
«فقل لله یمنعی شرابی...... و قل لله یمنعنی طعامی.[2] پس -ای پیامبر- به خدایت بگو مانع شراب خوردنم شود وبه خدایت بگو مانع غذا خوردنم گردد.» زمانی که رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) شنیدند، با عصبانیت خارج شدند، به طوریکه عبایشان روی زمین کشیده میشد، چیزی را بلند کرد و با دستش عمر را زد.
ویا پس از نزول آیه تحریم در ماه رمضان، عدهای که خلیفه اول و دوم بین آنان بودند شرابخواری کردند و شعری را سروده که سراسر جسارت و توهین به دین اسلام و پیامبر و مدح از شراب است؛ از ابیات آن شعر این بیت است:
«و نقّب عن ابیک و کان قوماً...... رحیب الباع شریب المدام
و تارک کلّما یوحی الینا...... محمد امین أساطیر الکلام.[3]
و کنکاش و جستجویی بود از سوی پدرت که بزرگ مردی بود گشاده دست و همدم و همراه شراب
و نیز ترک گفتهام هر چه محمد از سخنان افسانهای برای ما وحی میآورد!»
خداوند شراب را در سال چهارم هجری و بنا به قولی دیگر سال هفتم هجری حرام فرموده بود.[4] اما عمر بن خطاب، به خوردن شراب حتی در ایام خلافتش ادامه داد و با تغییر نام شراب و خمر به نبیذ، سعی کرد تا از قبح این عمل بکاهد، و آن را برای هضم لازم میدانست.[5]
و خلاصه کلام اینکه عالمان از اهل سنت صحت اینگونه روایات وارد شده در کتب خود را تأیید کردهاند.[6]
پینوشت:
[1]. فتح الباری، ابن حجر عسقلانی، دار المعرفه، بیروت، لبنان، ج10 ص37 باب نزول تحریم الخمر، حدیث 5260. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. ربیع الابرار...، زمخشری، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، ج5 ص10.
[3]. فتح الباری، ابن حجر عسقلانی، دار المعرفه، بیروت، لبنان، کتاب الاشربه، باب 3 ج10 ص137.
مسند، احمد بن حنبل، دار الحدیث، قاهره، مصر، ج2 ص53.
مستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، مکتبه العصریه، بیروت، لبنان، ج2 ص278.
[4]. عمده القاری، عینی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان ، ج10 ص82.
[5]. سنن نسایی، مکتب التربیه العربی لدول الخلیج، ج8 ص326.
سنن بیهقی، ج8، ص519. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
کنزالعمال، متقی هندی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج3 ص109. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[6]. فتح الباری، ابن حجر عسقلانی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج10 ص30.
تفسیر کبیر، فخر رازی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج3 ص458.

افزودن نظر جدید