قریش مکه حریص در خلافت نه انصار مدینه
در جای جای تاریخ اسلام، آن زمانی که پیامبر در مناسبتهای مختلف جانشینی خود را به همگان معرفی کرد، منافقین قریش در ظاهر با مسلمانان همراه بودند، چرا که میترسیدند حضرت علی (علیهالسلام) به عنوان امام و پیشوای مسلمانان، خلافت را به دست گیرد و این یعنی تسلط بنیهاشم بر حکومت بعد از پیامبر اکرم و محروم شدن دیگر طوایف قریش از این منصب؛ این ترس زمانی بیشتر شد که پیامبر اسلام حضرت علی (علیهالسلام) را در مدینه جانشین خود قرار داد تا شهر را حفظ کند و خودش راهی جنگ تبوک گردید، ... و آن حدیث معروف: «انت منی بمنزله هارون من موسی الا أنه لانبی بعدی.[1] تو برای من هارون نسبت به موسی هستی الا اینکه بعد از من پیامبری نیست.» را بیان فرمودند.
لذا اگر کسی از تاریخ و سیره مسلمانان به خوبی آگاه باشد، درمییابد که رقیب نیرومند بنیهاشم در مسئله خلافت و جانشینی بر امت بعد از پیامبر، قریش بودند نه انصار مدینه؛ به همین دلیل، پیامبر اکرم در مناسبتهایی کفار قریش را نفرین کرد؛ مثلا حکم بن ابی العاص پیامبر را مسخره کرده و شکلک در میآورد، پیامبر او را نفرین کرد و گفت همین طور به حال خود باش.[2] و یا عتیبه بن ابولهب که سوره تبت در شأن پدرش نازل شده ، لذا ابولهب به او گفت دختر پیامبر را طلاق بده و او هم همین کار را کرد که مورد نفرین حضرت قرار گرفت.[3] افراد دیگری از کفار قریش مثل عامر بن نفیل، اربد بن ربیعه، نوفل بن خویلد، معاویه بن ابوسفیان و... هم مورد نفرین پیامبر اکرم قرار گرفتند[4] امیرمومنان، علی (علیهالسلام) نیز همین عمل پیامبر را بعدها در مناسبتهایی تکرار کرد.
بنابراین بهدست میآید که منافقان حیلهگر قریش یک سلسله کارهایی را انجام دادند که از چشم مورخین، و پژوهشگران تا به امروز پنهان مانده و نشانگر حرص شدید و طمع آنان برای کسب قدرت و خلافت بر امت پیامبر بوده است. لذا اینان با تحریف حدیث مشهور: «خلفاء امتی اثنی عشر خلیفه، اولهم علی-ع- و آخرهم القائم المهدی...[5] جانشینان من دوازده نفرند که اول ایشان علی و آخر ایشان مهدی است...» حکومت را در قبائل قریش تا روز قیامت قرار دادند و صاحبان اصلی خلافت و جانشینی را که اهل بیت بودند و انصاری که ادعایی هم در آن نداشتند، بدون هیچ سند الهی و مدرک عقلی از خلافت دور ساختند.
آنان با ترور پیامبر در بازگشت از جنگ تبوک، اکتفاء نکرده و تبعات آن را به گردن انصار انداختند.[6]
در نتیجه هر کاری که انجام دادند و طرح و دسیسه که برای نابودی پیامبر از طرف ایشان صورت گرفت، بلافاصله دیگران را متهم کردند تا راه را برای مقاصد شوم خود باز نگه دارند و ظاهراً هم موفق شدند؛ چرا که بعد از رحلت پیامبر اسلام با غصب خلافت، انحرافات بیشماری را بهوجود آورند و خون مسلمانان زیادی را ریختند و ظاهراً تا روز قیامت هم ادامه خواهد داشت.
پینوشت:
[1]. صحیح مسلم، مسلم نیشابوری، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج4 ص1870 حدیث2404.
[2]. دلائل النبوه، بیهقی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج6 ص240.
[3]. اسد الغابه، ابن اثیر، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج3 ص127.
[4]. طبقات الکبری، ابن سعد، دار صادر، بیروت، لبنان، ج1 ص240.
[5]. من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، موسسه نشر الاسلامیه، قم، ایران، ج4 ص180.
[6]. مختصر تاریخ دمشق، ابن عساکر، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج6 ص253. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.

افزودن نظر جدید