حقیقت ایمان در منظر فریقین، معتزله، اشاعره، امامیه، خوارج، مرجئه

  • 1399/04/09 - 12:53
اشاعره ایمان را تصدیق پیامبر در آن‌چه آورده اجمالاً و تفصیلاً می‌دانند، محدثان عمل به ارکان را اضافه کرده‌اند؛ خوارج، ایمان را عمل به آنچه که پیامبر آورده است (واجبات یا مستحبات) می‌دانند. معتزله ایمان را تصدیق، و اقرار و عمل به آن می‌دانند؛ لذا مسلمان دارای صفت ایمان نمی‌شود، مگر این‌که خصال مذکور در او گرد آید.

کلمه ایمان در حقیقت عبارت از تصدیق به قلب و اقرار به زبان و عمل به واجبات است، و گناهان باعث فسق مسلمان است؛ بنابراین مسلمان یا مؤمن است و یا فاسق، و فاسق نه مؤمن است و نه کافر. یکی از اختلافات درباره‌ی حقیقت ایمان به گفته مورخین، به زمان پیدایش اعتزال مربوط می‌شود، به دورانی که هجوم خوارج بر حاکمان اموی و تمام کسانی‌که آن‌ها را در جنگ‌هایشان با این حکّام یاری نمی‌دادند، لذا مدعی بودند که میان کفر و اسلام هیچ فاصله‌ای نیست و هر کس اظهار اسلام کند و به آن‌چه اسلام آورده، عمل نکند، کافر است؛ فلذا با شعار تکفیر، مخالفان خود را از سر راه برمی‌داشتند، بدون آن‌که ایمان را در خود و یا طرف مقابل خود در نظر بگیرند. به هر تقدیر آراء و نظرات فرق و مذاهب اسلامی در زمینه‌ی ایمان در نهایت اختلاف است.
اشاعره و فقیهان آن را عبارت می‌دانند از تصدیق پیامبر اکرم در آن‌چه از جانب خداوند آورده است اجمالاً و تفصیلاً، محدثان بر این تعریف عمل به ارکان را اضافه کرده‌اند.[1] خوارج، ایمان را عمل به آن چیزی می‌دانند که پیامبراکرم از جانب خداوند آورده است؛ خواه واجبات باشد یا مستحبات.[2] اما معتزله ایمان را تصدیق و اقرار و عمل به آن می‌دانند، لذا مسلمان دارای صفت ایمان نمی‌شود، مگر این‌که خصال مذکور در او گرد آمده باشد؛ از این‌رو آنان گنهکاران را مؤمن نمی‌شمارند، زیرا ایمان، تصدیق و عمل است و هم‌چنین او را کافر نمی‌دانند، زیرا شهادتین را اقرار کرده...[3]
مرجئه عقیده داشتند که ایمان عبارت است از اقرار زبانی و تصدیق قلبی، در نتیجه ایمان از وجود این دو تشکیل می‌شود و اسلام و ایمان لازمه‌ی یکدیگرند.[4] و از همین جهت برخی از تاریخ‌نویسان، ابوحنیفه، پیشوای حنفیان را از مرجئه می‌دانستند، چرا که ابوحنیفه گفته است: «اگر کسی بمیرد در حالی‌که خداوند و صفات او را بشناسد، و او را یکتا و بی‌شریک و مانند بداند، لیکن این را به زبان اقرار نکند، کافر مرده و اهل دوزخ است و مومن، زمانی مومن است که آن‌چه را شناخته  به زبان آورد و به آن ایمان داشته باشد.»[5] و از همین جهت ابوحنیفه معتقد است که: «ایمان کم یا زیاد نمی‌شود، و توصیف ایمان به هر یک از این دو بی‌مورد است، لیکن تفاوتی که وجود دارد در به جا آوردن طاعات و ترک محرمات است و به همین جهت است که میان مردم تفاوت و برتری به وجود می‌آید، لیکن از نظر ایمان هیچ کس را بر دیگری مزیت و برتری نیست.»[6]

پی‌نوشت:

[1]. شیعه در برابر معتزله و اشاعره، هاشم معروف الحسنی، آستان قدس رضوی، مشهد، ایران، ص307.
[2]. همان، ص307.
[3]. ابوحنیفه، شیخ محمد ابوزهره، دار الفکر، بیروت، لبنان، ص147. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[4]. شیعه در برابر معتزله و اشاعره، هاشم معروف الحسنی، آستان قدس رضوی، مشهد، ایران، ص307.
[5]. همان، ص308.
[6]. ابوحنیفه، شیخ محمد ابوزهره، دارالفکر، بیروت، لبنان، ص171. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.