محبت دنیا توسط علما، عامل گمراهی مردم

  • 1398/04/11 - 16:30
روایات بسیاری در نکوهش دنیا و دنیاپرستی نقل شده است؛ آمده است: عشق به دنیا ریشه هر گناه است. براى قطع ریشه‌هاى گناه، راهى جز این نیست که حبّ و عشق دنیا را از دل بیرون کنیم. اگر علما به این رذیله مبتلا باشند، عمق فاجعه بسیار بیشتر می‌گردد؛ از شعبی، نقل شده است که ما نمی‌دانیم در مورد امیرالمؤمنین چه کنیم! اگر دوستش داشته باشیم، فقیر و محروم می‌شویم و اگر بغض او داشته باشیم، کافر می‌شویم.

روایات بسیاری از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و ائمه اطهار (علیهم‌السلام) در نکوهش دنیا و دنیاپرستی نقل شده است؛ امام صادق (علیه‌السلام) نیز در این زمینه می‌فرمایند: «حب الدنیا راس کل خطیئه.[1] عشق به دنیا ریشه هر گناه است.» حبّ دنیا به عنوان سرچشمه تمام گناهان شمرده شده است، و این یک واقعیت عینى و محسوس است که در زندگى خود و دیگران بارها آن را آزموده‌ایم؛ بنابراین براى قطع ریشه‌هاى گناه، راهى جز این نیست که حبّ و عشق دنیا را از دل بیرون کنیم. باید به دنیا هم‌چون وسیله، گذرگاه، پل، و یا هم‌چون مزرعه‌اى بنگریم؛ ممکن نیست عاشقان دنیا بر سر دو راهى «وصول به متاع این جهان و نیل به رضاى خدا»، دومى را مقدم شمرند.
در بین مردم، اگر علما به این رذیله (حب دنیا) مبتلا باشند، عمق فاجعه بسیار بیشتر می‌گردد؛ زیرا علما غیر از این‌که باید خود را نجات داده و سعادتمند گردند، وظیفه راهبری مردم را نیز برعهده دارند؛ علما باید حقایق و معارف دین را به مردم برسانند و حق را کتمان نکنند، اما در صدر اسلام، اتفاقی افتاد که برخی علما مجبور شدند حق را کتمان کنند؛ از شعبی، عالم بزرگ اهل سنت نقل شده است که ما نمی‌دانیم در مورد امیرالمؤمنین چه کنیم! اگر دوستش داشته باشیم، فقیر و محروم می‌شویم و اگر بغض او داشته باشیم، کافر می‌شویم.[2] که این کلام اشاره دارد به حدیث صحیحی که مسلم آن را در کتاب خود آورده است که بغض امیرالمؤمنین نشانه نفاق است؛ با این‌که شعبی چنین اقرار کرده است، مطالب خلاف واقعی از او در مورد امیرالمؤمنین نقل شده است که نشان می‌دهد، عده‌ای از علما با دانستن حق، به خاطر دنیا و از دست ندادن آن، غیر از این‌که حق را کتمان می‌کردند، خلاف حق نیز بیان می‌داشتند.
ابن اثیر در اسدالغابه آورده است: «از اوزاعی نقل شده است که زمانی‌که سر امام حسین آورده شد، مردی از شام بلند شده، و امام حسین و پدرشان را لعن و نفرین کرد؛ واثله بن اسقع کنانی، از صحابه و اصحاب صفه، بلند شد و قسم یاد کرد که پس از شنیدن حدیث کساء از پیامبر اکرم همیشه حب اهل بیت (امیرالمؤمنین، امام حسن، امام حسین و حضرت زهرا) را داشته‌ام و ماجرای آیه تطهیر را نقل کرد؛ ... گفتند که اوزاعی در فضائل، غیر از این حدیث نقل نکرده است؛ هم‌چنین از زهری نیز در فضائل فقط یک حدیث نقل شده است.»[3] ابن اثیر می‌گوید: این دو عالم اهل سنت از بنی‌امیه می‌ترسیدند.
این مطالب کاملاً نشان می‌دهد که چگونه حب دنیا، ریشه هر گناهی است و اگر محبت دنیا در دل علما باشد، می‌تواند عده زیادی از مردم را نیز به گمراهی بکشاند.

پی‌نوشت:

[1]. الخصال، شیخ صدوق، ص20.
[2]. «قال الشعبي: ما ندري ما نصنع بعليّ، إن أحببناه افتقرنا، و إن أبغضناه كفرنا!» مناقب، ابن مردویه، ج1، ص77.
المناقب، خوارزمی، ج1، ص330.
مناقب أمير المؤمنين، ابن شهرآشوب، ج3، ص16.
«مظلومیت امیرالمؤمنین»
[3]. «وروى الأوزاعي، عَنْ شداد بْن عَبْد اللَّهِ قال: سمعت واثلة بْن الأسقع، وقد جيء برأس الحسين، فلعنه رجل من أهل الشام ولعن أباه، فقام واثلة وقال: والله لا أزال أحب عليًا والحسن والحسين وفاطمة بعد أن سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول فيهم ما قال، لقد رأيتني ذات يَوْم، وقد جئت النَّبِيّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ في بيت أم سلمة، فجاء الحسن فأجلسه عَلَى فخذه اليمنى وقبله، ثم جاء الحسين فأجلسه عَلَى فخذه اليسرى وقبله، ثم جاءت فاطمة فأجلسها بين يديه، ثم دعا بعلي ثم قال: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً.(احزاب/33) قلت لواثلة: ما الرجس؟ قال: الشك في اللَّه عز وجل. قال أَبُو أحمد العسكري: يقال إن الأوزاعي لم يرو في الفضائل حديثًا غير هذا، والله أعلم.
قال: وكذلك الزُّهْرِيّ لم يرو فيها إلا حديثًا واحدًا، كانا يخافان بني أمية.» اسدالغابه، ابن اثیر، بیروت، دارالفکر، ج1، ص496. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.

تنظیم و تدوین

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.