افسانه مهاجرت زرتشتیان از ایران به هند

  • 1398/01/08 - 16:04

امروز بیشتر زرتشتیان جهان در هندوستان زندگی می‌کنند. زرتشتیان بر اساس کتاب «قصه سنجان» مدعی هستند که ظلم و ستم عرب‌ها و «ایرانیانِ مسلمان شده» سبب شد که جمع زیادی از زرتشتیان ایران به هندوستان مهاجرت کنند. اما شواهد نشان می‌دهد که این داستان‌پردازی‌ها و ماجرای مهاجرت، دروغ و ساختگی است.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ دکتر عبدالله شهبازی در بخشی از مقاله‌ی «اقبال لاهوری، نریمان پارسی و صعود سلطنتی» با استناد به سخنان چند تن از دانشمندان پارسی هند، داستان مهاجرت زرتشتیان ایران به هند را رد کرده است. گزیده‏‌ای از این مقاله را می‌آوریم.

کتاب «قصه سنجان» را یک موبد پارسی اهل نوساری به نام بهمن کیقباد در سال ۱۵۹۹ میلادی به فارسی نوشت. طبق این قصه پس از فتح ایران توسط مسلمین، گروهی از بقایای موبدان و اشراف ساسانی، که به حفظ آیین خود علاقمند بودند، به کوه‌های خراسان گریختند و قریب صد سال در آنجا پنهانی زیستند. سپس در حدود سال‌ ۷۷۵ میلادی، با قایق به سواحل هندوستان رفتند و در آنجا از سوی جادی رانا ـ شاه سنجان ـ مورد استقبال قرار گرفتند. زرتشتیان در این مسیر رنج‌های فراوان تحمل کردند.

ردّ داستان از سوی پارسیان هند

نریمان ـ اندیشمند پارسی ـ و پس از او برخی پارسیان دیگر اصالت قصه‌ی سنجان را رد کردند. برای نمونه ب. باتنا در سال ۱۹۴۳ در کنفرانس شرق شناسی بنارس پژوهشی در اثبات دروغین بودن این قصه ارائه داد. او تحقیق خود را با عنوان «قصه سنجان؛ دروغی آشکار» منتشر کرد. برخی از دلایل او در اثبات جعلی بودن این قصه چنین است: اولاً میان هند و ایران در دوران باستان رابطه‌ی گسترده وجود داشت. ایرانیان بر بخش‌هایی از هند حکومت کرده‌اند و از مدت‌ها پیش از اسلام، مراکز زرتشتی در هند برقرار بوده است. پارسیان کنونی هند از نسل زرتشتیان این دورانند نه بقایای فراریان موهوم. ثانیاً پس از فروپاشی امپراتوری ساسانی، غالباً هیچ نوع فشار دینی بر ایرانیان زرتشتی اعمال نمی‌شده است. ثالثاً جادی رانا ـ شاه سنجان ـ وجود واقعی نداشته و "سلطان نشین سنجان" پدیده ای موهوم و زاییده‌ی خیال پردازی قصه نویس است. در هیچ نقطه ای از سرزمین گجرات هیچگاه منطقه ای به نام سنجان وجود نداشته است. بهرامشاه ناسیک والا ـ پژوهشگر پارسی دیگر ـ نیز ابراز حیرت می‌کند که چرا نهصد سال پس از وقوع حادثه باید داستان آن گفته شود؟! عجیب است اینگونه افسانه های مشکوک از سوی نویسندگان غربی نشر می‌یابند. ساموئل هانتینگون ـ استاد دانشگاه ییل ـ قصه سنجان را نقل می‌کند. آبراهام جکسون ـ زرتشتی شناس امریکایی ـ این مجعولات را قصه وار بیان می‌دارد. استادی آلمانی این داستان را به یک ایرانی مقیم آلمان هدیه می‌دهد و…

دانلود کتاب «اقبال لاهوری، نریمان پارسی و صعود سلطنتی» اثر دکتر عبدالله شهبازی 

تولیدی

دیدگاه‌ها

کانال تاریخ حقیقی ایران (نقد زرتشت و باستانگرایی) در تلگرام و ایتاء، مربوط به تیمِ ادیان‌‌نت: @n_bastan

هر چه هم تلاش کنید و دست و پا بزنید با این نوشتاری که بیشتر به گفتمان کوچه بازاری شباهت دارد، نمیتوانید این رخداد و ننگ تاریخی را پنهان کنید. همه زرتشتیان هند بر سر این داستان اتفاق نظر دارند و معابد و خانه هایشان را با الگو های تخت جمشید می آرایند. قرار نیست که همه ما مردم، کارشناس باشیم. این رخداد تاریخی در جاهای معتبر نگاشته شده است. این سایت حتی دیدگاه کاربران را هم آشکار نمی سازد چه رسد به اینکه بخواهد با دیدگاهی علمی، موضوعی را رد کند!!!

افسانه و داستان کجا بود! حقیقت است! اعراب تازی وحشی (اسلام محمدی) جنایت کردند و آزار رساندن به زرتشتیان!

امروزه بسیاری از بزرگان جامعه زرتشتی هندوستان، منکر مهاجرت هستند. یعنی میگویند داستان مهاجرت، افسانه هست. در طرفی دیگر، افراد بی‌سواد و نژادپرست، مثل ناشناس، با قلدری میخواهند حرف خود را به کرسی بنشانند. ولی دوران عربده کشی تمام شده!

امروزه، عرصه تاریخ پژوهی، محل تلاقی دو مکتب است. یک مکتب دانش و عقلانیت و دیگری مکتب عربده‌کش‌ها، بیماران عقده‌ای و روان پریش مانند همین کسی که نام خود را «ایران» گذاشته است. پیروان مکتب دانش و عقلانیت، بزرکترین تاریخ پژوهان دنیا و اساتید نامدار، همگی می‌گویند که در فتح ایران به دست مسلمین،اکثر مناطق بدون جنگ قتح شد و بسیاری از ایرانیان، حاضر نشدند از حکومت ساسانی دفاع کنند. حتی دانشمندان زرتشتی ساکن هند و امریکا و انگلیس، از اسلام اختیاری اکثر ایرانیان سخن میگویند. مفصل در اینجا اسناد را ارائه کردیم: https://w57.ir/Ju5

هخامنشیان در حمله و اشغال دیگر سرزمین‌ها، بسیاری از مردم را قتل عام و کشتار می‌کردند: https://w57.ir/JuS

سلام اولا دستور پیامبر ص مبنی بر رفتار با زرتشتیان (سنوا بهم سنه اهل الکتاب )یعنی رفتاری برازنده ی اهل کتاب بوده است. ثانیا پارسیان هند نه بازماندگان کوچ اجباری که بازماندگان رابطه بسیار کهن تر ایران و هند بوده است و به دوره ی هخامنشیان باز می گردد که هند،حداقل بخش غربی آن(شامل گجرات مورد ادعا)جزیی از ساتراپ هندوش و تحت سیطره و رفت و آمد تجاری فرهنگی ایران بوده است. ثالثا چگونه زرتشتیان ایران در هند تمام شرایط حاکم فرضی سنگان یعنی جادی رانا را پذیرفتند برای دوام بر دیانت خویش اما،پرداخت جزیه و دوام بر دیانت خویش و سکونت در ایران را نپذیرفتند؟در حالیکه به اعتراف دکتر زرینکوب و گوستاو لوبون میزان جزیه از مالیاتهای ماخوذه ی دولت ساسانی به مراتب کمتر بود. رابعا این افسانه افزون بر زرتشتیان هند،برای یهودیان نیز عینا تکرار شده است که از اصالت ادعا می کاهد. القصه گشتاسب شاه نریمان که خود از اعاظم پارسیان هند است در مقاله ای به زبان انگلیسی علت مهاجرت برخی از زرتشتیان را این می داند که اینان نمی توانستند تحت سیطره ی اعراب مسلمانی و فاتحی باشند که سالها از طرف حکومت ایران ،قومی فرودست و پست به حساب می آمدند. توفیق تان در فزون دکتر مسعود نمازی بروجردی

در ادامه متن ارسالی قبل مراجعه به تاریخ (مثل کتاب تاریخ ادبیات ایران-دکتر تفضلی)موید این نکته است که بسیاری از کتب دیانت شریف زرتشتیان در قرن دوم و سوم هجری جمع اوری و تدوین شده اند شامل دینکرد،بندهشن،گزیده زادسپرم و ....که مصادف و متعاقب دستیابی مسلمانان به فن کاغذسازی (131هجری)و به لطف مسلمانان ،دوری زرتشتیان از سنت دیرین خویش(سنت شفاهی و انتقال سینه به سینه)بوده است. با سپاس دکتر مسعود نمازی بروجردی،داروساز،مدرس داروشناسی و مولف کتاب سرالاسرار

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.